X
تبلیغات
گردوی دانش
کَهکِشان راهِ شیری، نوار شیری‌رنگی است که در شب‌های تیره در نواحی بدون آلودگی نوری در آسمان دیده می‌شود. این نوار در حقیقت مکان هندسی ستارگان تشکیل‌دهنده قرص کهکشان ماست که از آسمان به طور دوبعدی دیده می‌شود.

تصویری از بازوهای کهکشان راه شیری

این کهکشان کهکشانی است مارپیچی و متناهی که بخشی از گروه کهکشان‌های همجوار است. این کهکشان یکی از میلیاردها کهکشان در جهان قابل مشاهده است.

نام آن ترجمهٔ اصطلاح لاتین via lactea است که دلیل این نام‌گذاری دیده شدن نوارهٔ کم‌رنگی از نور تشکیل شده توسط ستاره‌های وابسته به کهکشان است که از زمین این‌گونه دیده می‌شود. برخی منابع به طور قاطع راجع به این موضوع اعلام نظر کرده‌اند که عبارت راه شیری منحصرا اشاره به نواره نوری دارد که خود کهکشان در شب تولید می‌کند، در حالی که نام کهکشان راه شیری باید برای اشاره به خود کهکشان هم به‌کار رود. با این حال، معلوم نیست گستردگی این قرار داد چگونه است، و عبارت راه شیری به طور مداوم در هر دو مفهوم استفاده می‌شود.

کهکشان راه شیری، از روی زمین که در یکی از شاخه‌های بازوهای مارپیچی کهکشان قرار دارد هم‌چون نواری مه‌آلود و سفید و روشن در بالای آسمان در سراسر فلک به نظر می‌رسد.

این نور از ستاره‌ها و دیگر موادی که در درون سطح هموار کهکشان قرار دارند سرچشمه می‌گیرد. قطب شمال کهکشانی در بُعد (طول جغرافیایی) ۱۲ ساعت و ۴۹ دقیقه واقع شده‌است و میل آن +27.4° و نزدیک به ستارهٔ بتا گیسوی برنیکه است. قطب جنوبی کهکشان نزدیک به ستارهٔ آلفا سنگتراش قرار گرفته‌است.

مرکز کهکشان در راستای صورت فلکی کمان قرار دارد، و در اینجاست که راه شیری، درخشان‌ترین نور خود را دارد.

سطح هموار راه شیری به خاطر انحراف محور گردش زمین، در حدود ۶۰ درجه به سمت دایرةالبروج منحرف شده‌است. این سطح کهکشانی در سنجش با استوای آسمانی در شمالی‌ترین حالت خود از صورت فلکی ذات‌الکرسی می‌گذرد و در جنوبی‌ترین حالت از صورت فلکی چلیپا گذر می‌کند. این امر نشان‌دهنده انحراف بالای صفحهٔ استوایی زمین و صفحه دایرةالبروج نسبت به صفحهٔ کهکشانی است.

از صورت فلکی قوسی کهکشان راه شیری به نظر می‌رسد به غرب به سمت صورتهای فلکی ای از کژدم، آرا، گونیا، مثلث جنوبی، دو پرگار، قنطورس، مگس جنوبی، چلیپا، شاه تخته، بادبان، کشتیدم، سگ بزرگ، تک شاخ، شکارچی و دو پیکر، برج ثور، ارابهران، برساووش، آندرومدا، ذات الکرسی، قیفاووس و چلپاسه، ماکیان، روباهک، پیکان، عقاب، مارافسای، سپر، و برج قوس حرکت می‌کند. این واقعیت که راه شیری آسمان شب را به دو نیم کرهٔ مساوی تقسیم می‌کند، نشان دهندهٔ این است که منظومهٔ حورشیدی نزدیک صفحهٔ کهکشانی قرار گرفته‌است. کهکشان راه شیری به دلیل فضای میان ستاره‌ای که سطح کهکشان را پر کرده‌است درخشندگی نسبتا کمی دارد، که همین امر مانع می‌شود که ما مرکز روشن کهکشان را ببینیم، و به دلیل آلودگی نوری دیدن آن از هر نقطهٔ شهری یا برون شهری سخت است.

File:Milky Way IR Spitzer.jpg


صفحهٔ ستاره‌ای راه شیری درحدود ۱۰۰۰۰۰سال نوری قطر دارد و ضخامت آن به طور میانگین ۱۰۰۰ سال نوری است. تخمین زده شده که کهکشان راه شیری ۲۰۰بیلیون و یا احتمالا بالای ۴۰۰بیلیون ستاره دارد. رقم دقیق بسته به ستاره‌های با حجم بسیار کم است، که تعدادشان بسیار زیاد است. این را می‌توان با یک تریلیون ستارهٔ کهکشان مجاور، آندرومدا، مقایسه کرد. صفحهٔ ستاره‌ای لبهٔ تیزی ندارد و شعاع آن تا جایی است که هیچ ستاره‌ای وجود ندارد.

آنسوی صفحهٔ ستارهای، صفحهٔ ضخیم‌تر گازی است. مشاهدات اخیر نشان می‌دهد که صفحهٔ گازی راه شیری ۱۲۰۰۰سال نوری ضخامت دارد که دو برابر مقداری است که قبلا تصور می‌شد. به عنوان یک راهنمایی برای مقیاس‌های فیزیکی راه شیری، اگر قطر آنرا به ۱۰متر کاهش دهیم، منظومهٔ شمسی، با در نظر گرفتن ابر فرضی اورت، عرضی بیشتر از ۱/۰میلی متر نخواهد داشت.

هالهٔ کهکشانی که تا بیرون از کهکشان هم ادمه پیدا می‌کند، توسط گردش دو قمر راه شیری، یعنی همان ابرهای بزرگ و کوچک ماژلانی محدود می‌شود. در این فاصله یا فراتر از آن، گردش بیشتر اشیاء هاله دار توسط ابرهای مگتانیک مختل می‌شود، و اشیاء ممکن است از راه شیری به بیرون پرتاب شوند.

اندازه گیری‌های اخیر توسط (VLBA) نشان داده‌است که کهکشان راه شیری بسیار حجیم تر از آن است که قبلا تصور می‌شد. جرم کهکشان ما در حال حاضر مشابه با جرم بزرگترین کهکشان همسایه، آندرومدا، در نظر گرفته می‌شود. محققان با استفاده از (VLBA) و با استفاده از فرضیات کمتری نسبت به تلاش قبلی، قادر به اندازه گیری تغییرات ظاهری کهکشان و مناطق پرت و دور افتاده‌ای که ستاره‌ها در آنجا شکل می‌گیرند، هستند. البته در زمانی که زمین در سمت مخالف خورشید باشد. جدیدترین و دقیق‌ترین سرعتی که برای چرخش کهکشان در نظر گرفته می‌شود، در حدود ۲۵۴ کیلومتر بر ثانیه‌است، و این به میزان قابل توجهی بیشتر از مقدار قبلی یعنی ۲۲۰کیلو متر بر ثانیه‌است. و این موضوع به روشنی بیان می‌کند که راه شیری جرم کلی در حدود ۳ تریلیون برابر جرم خورشید دارد، که حدود ۵۰ در صد بیشتر از جرمی است که قبلا برای آن در نظر گرفته می‌شد.



تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392 | 18:28 | نویسنده : آتوسا |

حقایقی شگفت درباره خورشید


در مقایسه با میلیاردها ستاره عالم، خورشید بسیار عادی به نظر می رسد. اما برای زمین و سایر سیارات که به دور آن می گردند، خورشید مرکز قدرتمند تولید حیات است. خورشید انسجام دستگاه خورشیدی را حفظ کرده و نور حیات بخش را به سراسر این منظومه تزریق می کند؛ و اتمسفر فضایی را تولید می کند. 

 

خورشید ستاره بزرگی است. با قطری در حدود ١.٤ میلیون کیلومتر می تواند حدود ١٠٩ سیاره مانند زمین را در عرض خود جای دهد. اگر خورشید یک توپ توخالی بود می توانست یک میلیون زمین را در خود فرو ببرد. اما خورشید خالی نیست. این ستاره از گازهای داغ سوزانی تشکیل شده که بیش از ٩٩.٨ درصد تمامی جرم سازنده دستگاه خورشیدی را تشکیل می دهند. دمای خورشید در سطح آن حدود ٦٠٠٠ درج سلسیوس و در مرکز آن بیش از ١٥.٥ میلیون درجه سلسیوس است! 

 

 

  


 در اعماق خورشید واکنش های پرتوان همجوشی هسته ای هیدروژن را به هلیوم تبدیل کرده و تولید انرژی می کند. ذرات نور که فوتون نامیده می شوند این انرژی را از میان پوسته کروی خورشید به نام منطقه تشعشعی منتقل کرده و به لایه بالایی قسمت داخلی خورشید یعنی منطقه همرفتی (convection zone) می رسانند. در اینجا حرکت گازهای جوشان (مانند تکه های گدازه) انرژی را به سطح می رساند. این مسافرت حدود یک میلیون سال طول می کشد.

  

 

 

سطح خورشید یا اتمسفر آن به سه ناحیه تقسیم می شود: فتوسفر، کروموسفر و هاله خورشیدی. فوتوسفر سطح مرئی خورشید و پایین ترین لایه اتمسفر آن است. درست بالای فوتوسفر کروموسفر قرار می گیرد. هاله یا کرونا فقط در طول یک کسوف خورشیدی یعنی وقتی ماه از برابر خورشید می گذرد قابل رویت است.

 

 


طوفان و زبانه های خورشیدی

علاوه بر نور و گرما، خورشید جریان ثابتی از ذرات باردار به نام طوفان خورشیدی از خود تشعشع می کند. این طوفان با سرعتی حدود ٤٥٠ کیلومتر در ثانیه سراسر دستگاه خورشیدی را طی می کند. هر چند لحظه یک بار انفجاری در سطح خورشید به شکل یک زبانه رخ می دهد. این زبانه ها گاهی باعث اخلال در مخابرات ماهواره ای یا قطع جریان برق در زمین می شوند. زبانه ها اغلب از فعالیت لکه های خورشیدی ناشی می شوند، یعنی مناطقی سردتر در سطح خورشید که به انتقال میدان مغناطیسی در داخل خورشید مربوطند. 

 

سرانجام خورشید 

ماند تمامی منابع انرژی، خورشید نیز دائمی نیست. خورشید اکنون ٤.٥ میلیارد سال عمر کرده و تقریبا نیمی از هیدروژن هسته خود را سوزانده است. با این ترتیب حدود ٥ میلیارد سال دیگر خورشید به سوزاندن هیدروژن ادامه داده و سپس از هلیوم به عنوان سوخت اولیه استفاده می کند. در این مرحله از عمر، حرات زیادناشی از هسته باعث انبساط لایه های بیرونی خورشید شده و تا ١٠٠ برابر قطر کنونی خود منبسط می شود. به این ترتیب خورشید مبدل به غول سرخی می شود که زمین و سایر سیارات را در خود می بلعد. یک میلیارد سال دیگر،خورشید رفته رفته سرد و منقبض شده و به یک کوتوله سفید با ابعادی در حد زمین ولی با چگالی بسیار بیشتر تبدیل می شود.



تاريخ : دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 | 13:54 | نویسنده : آتوسا |
با اين مقدمه بياييد در مورد جالب ترين درختان جهان بيشتر بدانيم؛ اين ليست تنها به کهن ترين ترين درختان نمي پردازد بلکه آنهايي که داراي شکل يا حالت منحصر به فردي هستند را نيز مورد توجه قرار مي دهد.

۱۰. درخت بلوط فرشته

10 درخت بسيار عجيب و ديدني دنيا !
اين درخت ۱۵۰۰ ساله در جزيره ي جونز و در ايالت کاروليناي جنوبي در آمريکا قرار دارد. شاخه هاي اين درخت بلند بر مساحتي حدود ۵ کيلومتر مربع سايه مي افکنند. گفته مي شود که اين درخت يکي از قديمي ترين ارگانيسم هاي زنده در شرق رودخانه ي مي سي سي پي است. اندازه ي محيط تنه ي درخت بلوط فرشته ۸ متراست و هر يک از شاخه هاي آن تا ۳۰ متر کشيده شده اند. اين درخت بلاياي طبيعي بسياري را از سر گذرانده است که از آن جمله مي توان به زلزله اي در سال ۱۸۸۶، سيل هاي بيشمار و طوفان هايي مثل طوفان هوگو در سال ۱۹۸۹ اشاره کرد.

۹. اليا بوي بون، درخت زيتون وووِز

10 درخت بسيار عجيب و ديدني دنيا !
آيا باور داريد که کهن ترين درخت زيتون جهان هنوز هم هرسال زيتون هاي خوش مزه به بار آورد؟ دانشمندانِ دانشگاه کرت، عمر اين درخت را بين ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ سال تخمين زده اند؛ محيط تنه ي اين درخت بيش از ۴,۵ متر است. اين درخت در روستاي آنو وووز در کرت قرار دارد و سالانه حدود ۲۰ هزار نفر از آن ديدن مي کنند.

۸. درخت خون اژدها

10 درخت بسيار عجيب و ديدني دنيا !
اين درخت کمياب که به نام درخت اژدهاي سوکوترا نيز مشهور است در کشور يمن قرار دارد و مشهور ترين گياه در جزيره ي يمني سوکوترا است. بر اساس آمار يونسکو ۳۷ درصد از گياهان، ۹۰ درصد از خزندگان و ۹۵ درصد از حلزون هاي موجود در اين جزيره در هيچ جاي جهان وجود ندارند.

درخت اژدها شبيه به يک چتر است و به اين دليل به نام خون اژدها مشهور است که يک مايع سرخ رنگ از خود ترشح مي کند. ساکنان محلي هنوز هم از اين مايع به عنوان يک ماده ي شفا بخش در توليدات آرايشي و يا به عنوان رنگ در تزئين سفال استفاده مي کنند.

۷. درخت توله

10 درخت بسيار عجيب و ديدني دنيا !
ارتفاع اين درخت توله ي بزرگ بيش از ۳۵ متر است و در شهر اوخاکا در مکزيک قرار دارد. هر يک از شاخه هاي اين درخت مي توانند يک درخت مستقل باشند. محيط تنه ي اين درخت ۳۶ متر است؛ اين درخت به قدري بزرگ است که در ابتدا دانشمندان تصور مي کردند چندين درخت به هم چسبيده و باعث بوجود آمدن آن شده اند اما آزمايش هايي که بر روي DNA آن انجام شد خلاف اين نظريه را ثابت کرد.

۶. درخت بائوباب قوري

10 درخت بسيار عجيب و ديدني دنيا !
هر ۸ گونه ي درخت بائوباب منحصربه فرد و جالب هستند. درخت بائوباب آفريقايي بومي سرزمين آفريقا است اما درآسيا و شبه جزيره ي عربستان هم يافت مي شود. ۶ گونه از اين درخت بومي منطقه ي ماداگاسکار هستند و يک گونه ي ديگر هم در استراليا يافت مي شود.

موضوع جالب در مورد اين گونه ي خاص از درختان اين است که آنها شبيه بطري و گاهي شبيه به قوري هستند؛ اين گونه ي خاص در ايفاتي در ماداگاسکار است. درختي که در عکس مشاهده مي کنيد ۱۲۰۰ سال سن دارد. اين نوع درخت مي تواند تا ۱۲۰ هزار ليتر آب در خود ذخيره کند و از سخت ترين خشکي ها جان سالم به در ببرد.

۵. درختان تا فروم

10 درخت بسيار عجيب و ديدني دنيا !
اين درختان که بر روي بقاياي يک معبد کامبوجي به نام تا فروم رشد کرده اند بسيار جالب هستند. دو گونه درخت خاص در اين معبد رشد کرده اند. برخي از متخصصين معتقدند که درخت بزرگ تر گونه اي به نام سيبا پنتاندرا باشد و گروهي ديگر معتقدند که اين درخت يک تيت پاک است، درختان کوچک تر که به درخت اصلي چسبيده اند نوعي درخت انجير چسبنده هستند. ريشه هاي غول آساي اين درخت سالانه بازديدکنندگان بسياري را به اين محل مي کشاند.

۴. متو سلاه

10 درخت بسيار عجيب و ديدني دنيا !
درخت کاج بزرگ بيسين بريستلکون، نوعي درخت پر عمر است که در ايالت هاي يوتاه، نوادا و کاليفرنيا رشد مي کند. رشد اين درخت بسيار کند است و برگ هاي سوزني اين درخت تا ۴۰ سال سبز مي مانند. اين درخت قديمي ترين درخت غير کلونالي زنده بر روي زمين است. اين درخت در سال ۱۹۵۷ توسط ۲ دانشمند بررسي شد و سن دقيق آن در آن سال ۴۷۸۹ سال بود. از آنجايي که ممکن است به اين درخت صدمه وارد شود محل دقيق آن گزارش نشده اما جايي در رشته کوه سفيد کاليفرنيا است.

۳. درخت پشم ابريشمي

10 درخت بسيار عجيب و ديدني دنيا !
اين درخت زيبا از خانواده ي درختان مالو است. بومي مناطق استوايي و جنگل هاي حاشيه اي اين مناطق در آمريکاي جنوبي مثل برزيل و آرژانتين است. ارتفاع اين درخت به حدود ۲۵ متر مي رسد و در تنه و شاخه هاي آن برجستگي هايي وجود دارد که اجازه مي دهد آب را در زمان خشکسالي ذخيره کند. اندازه ي گل هاي زيباي قرمز، صورتي يا بنفش اين درخت بين ۱۲ تا ۲۴ ساتي متر است. اين گل ها تبديل به ميوه هاي گلابي شکلي مي شوند که داخل آنها پر از دانه هايي است که در نوعي پشم بسيار نرم قرار گرفته اند. از اين پشم نرم گاهي براي درست کردن کوسن استفاده مي شود.

۲. درخت اوکاليپتوس رنگين کمان

10 درخت بسيار عجيب و ديدني دنيا !
اين درخت نوعي اوکاليپتوس هميشه سبز است که ارتفاع آن تا ۷۵ متر مي رسد. پراکندگي اين درخت از مناطقي در اندونزي تا فيليپين است. چيزي که باعث مي شود اين درخت بسيار خاص باشد، نوار هاي زرد، سبز، صورتي، قرمز، بنفش و نارنجي رنگي است که شاخه ها و تنه ي اين درخت را پوشانده است و اين رنگ هاي زيبا کاملاً طبيعي هستند. سطح پوسته ي اين نوع درخت بسيار نرم است و در هنگام رشد لايه هايي از آن جدا مي شوند. اين جريان در زمان هاي متعدد و در قسمت هاي متفاوتي از درخت اتفاق مي افتد. هرچه از عمر پوسته ي جديد مي گذرد رنگ آن از سبز روشن به سبز تيره ي مايل به آبي يا بنفش و بعد صورتي و نارنجي تغيير مي کند. و چون اين اتفاق در قسمت هاي متفاوتي از درخت مي افتد اين حالت به صورت نوارهاي رنگي در کنار هم قرار مي گيرند که تنه ي اين درخت را به يک تابلوي نقاشي تبديل مي کنند.

۱. درخت زندگي

10 درخت بسيار عجيب و ديدني دنيا !
نمونه هاي بسياري از درختان کهنسال وجود دارند اما نکته ي بسيار جالبي که در مورد اين تک درخت ۴۰۰ ساله وجود دارد اين است که توانسته در وسط بيابان و بدون هيچ منبع شناخته شده اي از آب دوام بياورد. اين درخت که درفاصله ي ۲ کيلومتري جبل دخان در بحرين قرار دارد يکي از عجايب طبيعي است. اگر مي خواهيد منحصر به فرد بودن اين درخت را به خوبي درک کنيد آن را در نقشه ي هوايي گوگل تماشا کنيد و مي بينيد که از هر نوع گياهي بسيار دور است.



تاريخ : یکشنبه پانزدهم دی 1392 | 15:33 | نویسنده : آتوسا |
دریای خَزَر یا دریای مازَندَران یا دریای کاسپین (در زبان‌های اروپایی و در برخی از نوشته‌های فارسی موسوم به دریای کاسپیَن ترکی آذربایجانی: Xəzər dənizi، روسی: Каспийское море، قزاقی: Каспий теңізі، ترکمنی: Hazar deňizi) پهنه‌ای آبی است که از جنوب به ایران، از شمال به روسیه، از غرب به روسیه و جمهوری آذربایجان و از شرق به جمهوری‌های ترکمنستان و قزاقستان محدود می‌شود.

دریای خزر که گاهی بزرگترین دریاچه جهان و گاهی کوچکترین دریای خودکفای کره زمین طبقه‌بندی می‌شود، بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی است. طول آن حدود ۱۰۳۰ تا ۱۲۰۰ کیلومتر و عرض آن بین ۱۹۶ تا ۴۳۵ کیلومتر است. سطح دریای خزر پائین‌تر از سطح دریاهای آزاد است و اکنون (ابتدای سده بیست‌ویکم) ۲۶٬۵ تا ۲۸ متر پایین‌تر از سطح دریا است. خط ساحلی دریا حدود ۷ هزار کیلومتر، مساحت آن ۳۷۱ تا ۳۸۶ هزار کیلومترمربع و حجم آب آن نیز ۷۸۷۰۰ کیلومترمکعب است.

دریای خزر در گذشته بخشی از دریای تتیس بود که اقیانوس آرام را به اقیانوس اطلس متصل می‌کرد. از حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون سال پیش به تدریج راه این دریا ابتدا به اقیانوس آرام و سپس به اقیانوس اطلس بسته شد. در سال ۱۹۵۲، شوروی رود دُن و ولگا را با ایجاد آبراهی مصنوعی به هم پیوست تا کشتی‌های کوچک بتوانند از دریای خزر به دریای آزوف و دریای سیاه بروند. بدینسان دریای خزر دوباره به دریاهای آزاد راه یافت.

قسمت شمالی این دریا بسیار کم‌عمق است به طوری که تنها نیم درصد آب دریا در یک‌چهارم شمالی دریا قرار دارد و عمق آن به طور میانگین کمتر از ۵ متر است. حدود ۱۳۰ رودخانه به این دریا می‌ریزند که اکثر آن‌ها از شمال غربی به دریا می‌پیوندند. بزرگترین آن‌ها رود ولگا است که هر سال به طور میانگین ۲۴۱ کیلومتر مکعب آب را وارد دریای خزر می‌کند. رودهای کورا ۱۳، اترک ۸٫۵، اورال ۸٫۱ و سولاک ۴ کیلومتر مکعب آب را سالانه وارد دریا می‌کنند.

طبیعت بسته خزر آن را منزلگاه جانوران و گیاهان منحصربه‌فردی کرده است اما در عین حال موجب شده تا در مقابل آلودگی‌های کشاورزی و صنعتی و نفتی بسیار آسیب‌پذیر باشد.

این دریا از نظر منابع نفت و گاز بسیار غنی است و ذخایر نفتی آن حدود ۱۷ تا ۳۵ میلیارد بشکه برآورد می‌شود. بخشی از نفت دریاچه که از میدان نفتی باکو پایتخت جمهوری آذربایجان برداشت می‌شود از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیهان به سواحل مدیترانه منتقل می‌شود.

از منابع مهم این دریا؛ ذخایر نفت و گاز موجود در زیر بستر دریا و همچنین انواع ماهیان خاویاری را می‌توان نام برد.



تاريخ : جمعه ششم دی 1392 | 12:5 | نویسنده : آتوسا |
شیر جانوری قوی با سری بزرگ، پاهای بزرگ و قوی و دمی بلند از جنس پلنگ‌شکلان (Panthera) است. اندازهٔ بدن او ۱۴۰ تا ۲۰۰ سانتیمتر و اندازهٔ دم او ۶۷ تا ۱۰۰ سانتیمتر است. نوع نر بزرگتر از ماده‌است و نرها بر روی گردن و شانهٔ خود دارای یال نیز می‌باشند. رنگ بدن شیرها بین قهوه‌ای مایل به زرد و قهوه‌ای مایل به سرخ متغیّر است. رنگ یال شیرهای نر نیز از زرد روشن تا سیاه متغیّر است. همچون دیگر گربه سانان بزرگ شیرها نیز می‌توانند به سرعتهای بالا دست یابند و آن را برای مدّت کوتاهی حفظ کنند. در گذشته در آفریقا، خاورمیانه و جنوب آسیا به وفور یافت می‌شدند ولی اکنون فقط در جنوب صحرای بزرگ در آفریقا و در منطقهٔ حفاظت شده‌ای در شمال غربی هند زندگی می‌کنند. شیر برخلاف مشهور بودن به سلطان جنگل در بیشهها زندگی می‌کند. این جانور ۲۰ ساعت در روز به استراحت می‌پردازند. شیرها معمولاً در طول روز به شکار می‌پردازند ولی در مناطقی که آنها را شکار می‌کنند تنها در هنگام شب فعّال هستند. آنها گروهی زندگی می‌کنند و هر گروه متشکّل از سه شیر نر، پانزده ماده و توله هایشان در یک قلمرو مشخّص است. شیرها از قلمرو خود در مقابل بیگانگان که گاهی شیرهای نر غریبه هستند دفاع می‌کنند. گروه‌های دیگری نیز هستند که فقط از شیرهای نر مجّرد تشکیل شده‌اند. شیرها جانورانی مانند گوراسب و غزال را برای تغذیه شکار می‌کنند. آنها جانوران بزرگتر مانند بوفالوها و زرّافه‌ها را نیز به صورت دست جمعی و به کمک یکدیگر شکار می‌کنند. حتّی پرندگان و گاهی کروکدیلها نیز به دست آنها گرفتار می‌شوند. شکارکردن بیشتر به عهدهٔ شیرهای ماده‌است.


یک شیر در کنیا.شیرها زمان و دورهٔ جفتگیری مشخّصی ندارند. آنها پس از ۱۰۲ تا ۱۱۳ روز بارداری ۱ تا ۶ توله به دنیا می‌آورند. امّا اکثراً تعداد توله‌های به دنیا آمده ۲ یا ۳ است. توله‌ها نزدیک به شش ماه از شیر مادر تغذیه می‌کنند ولی از سه ماهگی آغاز به خوردن گوشت می‌کنند. وقتی که گروه برای شکار می‌رود یک یا دو شیر بالغ می‌مانند و از توله‌ها نگهداری می‌کنند ولی زمانی که جانوری شکار می‌شود یک شیر ماده می‌آید و آنها را به مکان شکار می‌برد. توله‌ها پس از چهارماهگی می‌توانند هنگام شکار با مادر خود باشند. آنها از سنّ هجده ماهگی قادر به تولید مثل می‌شوند؛ نرهای جوان از گروه بیرون رانده می‌شوند ولی ماده‌ها در گروه می‌مانند.از لحاظ اندازه بدن و دم تقریبا مانند
ببر است ولی از لحاظ داشتن رنگ یکنواخت گندمگون که بدون نوارهای تیره عرضی است با آن تفاوت می‌کند. در شیر در انتهای دم یک دسته موی سیاه ودر عقب گوش یک لکه سیاه وجود دارد و بین پهلوهای بدن با ناحیه شکم و سطح خارجی با سطح داخلی دستها و پاها اختلاف زیادی دیده نمی‌شود. در پهلوها و بالای گردن موهای بلند به صورت یال وجود دارد.

نرها از ماده‌ها بزرگتر هستند و در نرهای بالغ در بالای شانه تا بالای سر و روی گونه‌ها و پهلوهای گردن تا سینه موهای بلند یال مانند روئیده شده است. اندازه یال در نژادهای مختلف شیر متفاوت است. در شیر ایرانی یال کوتاهتر است. بچه‌های تازه متولد شده گاهی به رنگ یکنواخت هستند ولی اغلب در بالای بدن آنها لکه‌هایی دیده می‌شود. این لکهها بیشتر دنبال یکدیگر قرار گرفته و به شکل نوارهای عرضی در می‌آیند.

تصویر

نحوه زندگی و تغذیه

شیر مانند سایر گوشتخواران در روز استراحت کرده و در شب بخصوص اوایل شب فعالیت می‌کند. از علفخواران بزرگ مانند خوک وحشی و گوزن و سایر سم‌داران اهلی مانند گاو و گاومیش تغذیه می‌کند. گاهی به انسان حمله‌ور می‌شود ولی معمولا برای دفاع از خود انسان را مورد حمله قرار می‌دهد. در حدود پنج سالگی کاملا بالغ می‌شوند. بعد از تولد بچه‌ها نرها مادر و بچه‌ها را ترک نمی‌کنند. دوران آبستنی در حدود 105 تا 112 روز است. بچه‌ها 2 تا 5 است. بچه‌ها معمولا با چشم بسته متولد می‌شوند و بعد از 6 روز چشم باز می‌کنند. مدت تغذیه از شیر مادر در حدود 3 ماه است.

پراکندگی در ایران

یکی از قدیمی‌ترین شرحی که درباره شیر ایران وجود دارد مربوط به کتاب نزهت‌القلوب است که در سال 740 هجری بوسیله حمدالله مستوفی قزوینی تالیف شده است. در این کتاب نوشته شده است: مرغزار دشت ارژن بر کنار بحیره است که در آن صحرا است و در این محدوده بیشه است که در آن شیر شرزه بسیار باشد. طول این مرغزار دو فرسنگ و در عرض یک فرسنگ است. W.Ousley در سال 1819 ضمن اشاره به وجود شیر در جنوب ایران می‌نویسد که بوشهر به علت داشتن شیر زیاد به معدن شیر معروف بوده است. شیر در جنگلها و بیشه‌ها و نیزارها و بوته‌زارهای جنوب ایران از حوالی شیراز در فارس تا حدود کارون در خوزستان می‌زیسته است.

تصویر


نژاد شیر ایرانی

این نژاد بوسیله تعدادی صفات از شیر آفریقایی تفاوت می‌کند. در جمجمه صندوق صماخ کمتر متورم بوده و ناحیه پس حدقه‌ای کوتاه‌تر و سوراخ جلوی حدقه‌ای معمولا بوسیله دیواره میانی به دو قسمت شده است. از لحاظ صفات خارجی دسته موهای انتهایی دم بلندترو دسته موهای بلند آرنج و ناحیه شکم نسبتا رشد بیشتر داشته و یال کوتاهتر است. موها بر حسب فصل ممکن است کوتاه و نرم یا بلند و ضخیم باشند. رنگ کلی بدن متغیر است و از گندمگون مخلوط با سرخی و سایه‌ای از سیاهی تا خاکستری با خاکستری نخودی و گاهی با سایه‌ای از نخودی مایل به سفید تغییر می‌کند. یال نیز ازلحاظ شکل رنگ متغیر است.

پراکندگی جهانی

در جنگلهای گیر در کتیاور هندوستان ، نواحی استوایی آفریقا از سمالی لند تا سودان و تا جنوب غربی آفریقا دیده می‌شود.




شیر (نام علمی: Panthera leo):از درنده ترین و وحشی ترین میان گربه سانان می باشد حیوانی که به عنوان ساطان جنگل شناخته می شود و همواره در راس هرم غذای حیوانات جای دارد.این جانور شگفت انگیز دارای زندگی اجتماعی و روش شکار و هیبت و چالاکیه منحصر به فردی می باشد. شیر  زیبا و با شکوه و با نگاهی مطمئن و دارای نعره‌ای رعدآسا است.غرش آنها از فاصله ۸ کیلومتری شنیده می‌شود به این جانور با ابهت از دیرباز تا کنون در فرهنگ و ادبیات ملل گوناگون جهان توجه شده است و  افسانه های زیادی درباره ی این حیوان شاخته شده است. نگاره‌های غار در لاسکو فرانسه نخستین نقاشی‌های یافت شده از شیر در جهانند که مربوط به ۱۷٬۰۰۰ سال پیش هستند.

 

lion sunset 11 e1326872738581 گربه سان:شیر(Lion)

 

شکل ظاهری:

دارای بدنی بزرگ که وزنش در میان نرها گاه به ۲۵۰ کیلوگرم می‌رسدپس از ببر، شیر دومین گربه‌سان بزرگ‌جثه موجود از لحاظ اندازه و وزن است و در بین گربه سانان بلند قامت ترین می باشد.ارتفاع شانه‌اش ۱۴ سانتی‌متر از ببر بلندتر است.جمجمه شیر بسیار همانندی با ببر دارد به همین ترتیب شکل سر شیر و ببر بسیار شبیه میباشد.رنگ بدن شیرها معمولا یک دست می باشد بدون خال یا نوار است البته توله‌ها به همراه خال‌هایی بر پوستشان به دنیا می‌آیند که آن‌ها را همانند پلنگ می‌کند. این خال‌ها با گذر زمان محو می‌شوند.شیرها تنها اعضای خانواده گربه‌سانان هستند که در آنها نر ها و ماده ها به آشکار از لحاظ ظاهر تفاوت دارند.ماده‌شیرها که اغلب شکار را انجام می‌دهند، یال ضخیم نرها را ندارند. رنگ یال نرها از زرد تا سیاه متغیر است و اغلب به همراه پیرتر شدن شیر، تاریک‌تر می‌شود.

طول بدن شیرهای نر میان ۲۵۰–۱۷۰ سانتی‌متر و شیرهای ماده ۱۷۵–۱۴۰ سانتی‌متر است؛ ارتفاع شانه به ۱۲۳ سانتی‌متر در نرها و کمینه ۹۱ سانتی‌متر در ماده‌ها می‌رسد. اندازه طول دم ۱۰۵–۹۰ سانتی‌متر در نرها و ۱۰۰–۷۰ سانتی‌متر در ماده‌ها است.بزرگ‌جثه‌ترین شیر دیده شده شیری نر با یال‌های سیاه بود که نزدیک به ۳،۶ متر طول داشت و در سال ۱۹۷۳ در جنوب آنگولا کشته شد. سنگین‌وزن‌ترین شیر به دام افتاده نیز شیری آدم‌خوار با وزن ۳۱۳ کیلوگرم بود که در شرق استان ترانسفال در آفریقای جنوبی کشته شد.بیشترین سرعتی که می‌توانند به آن دست پیدا کنند ۴۸ تا ۵۹ کیلومتر بر ساعت است.

Lion.7 گربه سان:شیر(Lion)

رفتار و زندگی اجتماعی:

نزدیک به ۲۰ ساعت در روز نافعال هستند و معمولا در حال استراحت و خواب هستند.پلنگ هنگام خوابیدن در جستجوی بوته‌زار،‌ یا شکاف صخره‌هاست، ببر به جنگل‌های انبوه و تاریک پناه می‌برد ولی شیر در دشت بی‌‌حفاظ در گرمای روز زیر سایه اقاقیا می‌خوابد. فعالت آنها معمولا در شب افزاش میابد فعالیت‌های متناوب در طول شب و پیش از طلوع خورشید، در هنگامی که احتمال شکار بیشتر است، پیگیری می‎‌شوند. آن‌ها در طول روز به طور متوسط ۲ ساعت راه می‌روند و ۵۰ دقیقه غذا می‌خورند. آن‌ها در هنگامی که شب‌ها با ماه کامل نیز فعالیت زیادی ندارند چرا که نور ماه احتمال شکار موفق را از آن‌ها می‌گیرد و از این رو ترجیح می‌دهند به شکار نروند.

شیرها اجتماعی‌ترین گروه گربه‌سانان هستند؛بطور کلی شیر ها به دو دسته مقیم‌ها و مهاجران تقسیم می شوند:

مقیم‌ها:مقیم‌ها در گروه‌هایی زندگی می‌کنند که گله نامیده می‌شوند.گله‌ها معمولا از ۵ یا ۶ ماده، توله‌هایشان از هر دو جنس، و ۱ یا ۲ نر که با ماده‌های بالغ آمیزش می‌کنند، تشکیل می‌شوند.تعداد نرها گاه به ۴ عدد نیز می‌رسد و توله‌های نر پس از رسیدن به بلوغ از گله مادری خود بیرون می‌شوند.

مهاجران:به صورت تکی یا دوتایی در حرکتند و در هیچ گله ای نیستند معمولا آن دسته از نر هایی هستند که از گله ی مادری خود بیرون انداخته شده اند.ماده‌های مهاجر اما برای مقیم شدن مشکل سخت‌تری دارند و آن پذیرفته نشدنشان از سوی ماده‌های گله مقیم است که جلوی پیوستن آن‌ها به گله را می‌گیرد.گاه نرها در طول زندگی نمی‌توانند وارد هیچ گله‌ای شوند و بدون قلمرو(منطقه‌ای که توسط یک گله اشغال می‌شود اغلب قلمرو خوانده می‌شود.قلمرو این جانوران می‌تواند در گسترده‌ترین حالت تا ۲۶۰ کیلومتر مربع را پوشش دهد)می مانند.

ماده‌شیرها از آنجا که کوچکتر، چالاک‌تر، و سریعتر از شیرهای نر هستند، بیشترین شکار را در گله انجام می‌دهند. آن‌ها همچنین نیازی به حمل یال سنگینی که خود در هنگام شکار باعث ایجاد گرما و خستگی می‌شود، ندارند.با این حال پس از شکار شدن طعمه توسط ماده ها این نر ها هستند که سهم اول غذا را می برند.نرها رضایت بیشتری برای تقسیم غذای خود با توله‌ها دارند تا ماده‌ها ولی به ندرت طعمه‌ای را که خود شکار کرده‌اند با کسی قسمت می‌کنند. هر شیر نقشی را بازی می‌کند و آن‌هایی که در دفاع نقشی ندارند ارایه خدمات دیگری به گروه را عهده‌دار می‌شوند.نر یا نرهای گله باید از موقعیت خود در گروه در برابر نرهایی بیرون از آن که تلاش می‌کنند با ماده‌های گله ارتباط برقرار کنند، دفاع کنند. ماده‌ها نیز گروه خانوادگی قوی‌ای تشکیل می‌دهند و اجازه ورود ماده‌هایی بیرون از گله به درون گروه را نمی‌دهند.شیرهای نر در ۶ سالگی توانایی بدنی برای به چالش کشیدن شیرهای فرمانده در یک گله را خواهند داشت. اگر آن‌ها بتوانند در این سن یکی از شیرهای فرمانده در یک گله شوند، فرصتی تقریباً ۳ ساله برایشان باقی می‌ماند تا بتوانند هنوز در فرماندهی گله بمانند پیش از آنکه شیرهای نر جوان‌تری آن‌ها را کنار زنند.از آنجا که ماده‌ها تا هنگامی که توله‌هایشان بزرگ نشده‌اند علاقه‌ای به باروری نشان نمی‌دهند، هنگامی یک شیر نر یا گروهی از شیرهای نر جوان با کنار زدن شیرهای فرمانده پیشین به فرماندهی می‌رسند، توله‌های زیر دو سال مادران درون گله را می‌کشند تا بتوانند  ماده‌ها را به تولید مثل وادار کنند

MalaMala Styx lion pride گربه سان:شیر(Lion)

شکار و طعمه

شیرها جانوران نیرومندی هستند که بیشتر در گروه‌های هماهنگ به شکار می‌پردازند.تنها می‌توانند در دوره‌های زمانی کوتاهی به سرعت بدوند.چنین چیزی باعث لزوم نزدیک بودن به طعمه پیش از شکار آن می‌شود و به همین دلیل شیرها روش‌های ویژهٔ خود را برای استتار و پنهان شدن دارند تا از دید طعمه دور باشند.عمل شکار بیشتر توسط ماده‌ها انجام می‌شود و شیرهای نر در کنار فرزندانشان می‌مانند و منتظر می‌شوند که ماده‌ها از شکار باز گردند و اغلب همه اعضای گله از لاشه تغذیه می‌کنند طعمه بیشتر توسط خفه کردن کشته می‌شود. گاهی پیش از گرفتن گلو، نیاز است تا با حمله به ران جانورانی چون گاو وحشی، نخست آن‌ها را زمین‌گیر کرد.روش دیگر کشتن آن است که شیر ماده دهان و سوراخ‌های تنفسی قربانی را گاز می‌گیرد و میان آرواره‌های خود نگه می‌دارد تا خفه شود. طعمه‌های کوچکتر اما به سادگی و با یک ضربه پنجه شیر کشته می‌شوند.

خوراک شیرها را بیشتر پستانداران بزرگ تشکیل می‌دهند. شیرهای ساکن آفریقا شکار جانورانی چون گاو وحشی، ایمپالا، زبرا، گراز زگیل‌دار، و گاومیش آفریقایی را ترجیح می‌دهند در حالی که شیرهای جنگل گیر به سراغ گراز و چندین نوع مختلف از گوزن‌ها می‌روند.جانوران گوناگون دیگری نیز بسته به در دسترس بودنشان شکار می‌شوند که اغلب شامل سم‌دارانی با وزن میان ۵۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم می‌شوند.گاهی آن‌ها جانوران کوچکی چون آهو را نیز شکار می‌کنند. هنگامی که شیرها به شکار دسته‌جمعی می‌پردازند، می‌توانند بیشتر جانوران، حتا آن‌هایی که بالغ و تندرست هستند، را به دام بیندازند. اما آن‌ها کمتر به سراغ جانوران بزرگی چون زرافه می‌روند چرا که در این صورت احتمال زخمی شدنشان از سوی طعمه وجود دارد.

d6463734 0a28 419a a164 ed003d449a67.Full  گربه سان:شیر(Lion)

شیردرمقابل سایر دشمنان

به جرات می توان گفت بزرگترین دشمن شیر ها،کفتار ها می باشند.آن‌ها بطور غریزی دشمنی پایان ناپذیری بر سر تصاحب قلمرو دارند.. بطوری که حتی بصورت گلّه‌ای به نبرد با یکدیگر می‌پردازند که باعث تلفات زیاد از هر دو گروه به ویژه کفتارها می‌شود. یکی از خونبارترین این نبردها که در صحرای اتیوپی در جنوب آدیس آبابا رخ داد و دو هفته به درازا کشید، منجر به کشته شدن ۳۵ کفتار و ۶ شیر شد، و با برتری شیرها همراه بود. هنگامی که کفتارهای خالدار با شیرهای مواجه می‌شوند، اغلب در فاصله‌ای میان ۳۰ تا ۱۰۰ متری از آن‌ها قرار می‌گیرند و منتظر می‌شوند که شیرها کارشان را به پایان برسانند.آن‌ها اما گاه با تشکیل دسته‌های پرتعداد، از قلمرو خود در برابر شیرهایی که به آن وارد می‌شوند دفاع می‌کنند.

به نظر می رسد شیر ها علاقه ی سیری ناپذیری به این که برتری خود نسبت به سایر گربه سانانی چون یوزپلنگ و پلنگ را با روش‌هایی چون ربودن شکارشان و کشتن فرزندان و خودشان (در صورتی که به دستشان افتند) نشان دهندشیرها از مهم‌ترین قاتلان توله‌های یوزها هستند و یوزها به دلیل حمله مهاجمان نزدیک ۹۰ درصد توله‌های خود را در هفته‌های آغازین تولد از دست می‌دهند.به همین شکل، شیرها به سگ‌های وحشی آفریقایی نیز حمله می‌کنند و با کشتن فرزندانشان، از گوشت آن‌ها تغذیه می‌کنند. به همین دلیل، تعداد سگ‌های وحشی موجود در مناطقی که شیرها در آن حضور دارند کم است. با این حال گزارش‌هایی نیز از حمله گروهی سگ‌های وحشی به شیرها و کشتن و تغذیه از گوشتشان وجود دارند.تمساح نیل به همراه انسان، تنها جانورانی هستند که می‌توانند تهدیدی برای شیرها به شمار روند. بسته به اندازه تمساح و شیر، یکی می‌تواند بر دیگری پیروز شود و آن را به قتل برساند. شیرها می‌توانند تمساح‌هایی را که به درون خشکی می‌آیند از پا درآورند، و عکس آن نیز هنگامی رخ می‌دهد که شیری پا به درون آب می‌گذارد.

lion vs hyena گربه سان:شیر(Lion)



تاريخ : پنجشنبه نهم آبان 1392 | 11:33 | نویسنده : آتوسا |
تاريخ : پنجشنبه نهم آبان 1392 | 11:30 | نویسنده : آتوسا |

aligator Haftegy.ir  همه چیز در مورد تمساح

تمساح پوزه کوتاه ایرانی (گاندو)

خزندگان از جمله جانوران ارزشمندی هستند که نقش مهمی را در تعادل چرخه طبیعت به عهده دارند. از میان حدود ۲۰۰ گونه خزنده که در کشورمان شناسایی شده گونه کروکودیل از ارزش خاصی برخوردار است.

راسته کروکودیل‌سانان (Crocodylia) در ایران تنها دارای یک خانواده به نام کروکودیلیا (Crocodyliae) و یک گونه تمساح پوزه کوتاه ایرانی یا تمساح تالابی (Crocodyluc Palustris) می‌باشد. اهمیت این گونه منحصر به فرد از آن جهت است که تنها زیستگاه آن محدود به منطقه جنوب شرقی بلوچستان می‌شود و چون اهالی محل نام «گاندو» را برای این حیوان برگزیده‌اند، سازمان حفاظت محیط زیست جهت حراست و مراقبت از زیستگاه‌های طبیعی آن، مناطق فوق را تحت عنوان «منطقه حفاظت شده گاندو» تحت مدیریت خود دارد. وسعت این منطقه بر اساس جدیدترین اطلاعات ماهواره‌ای بالغ بر ۴۶۵ هکتار بوده و دارای رودخانه‌های مهمی همچون سرباز، باهوکلات و کلاجو می‌باشد. در این روخانه‌ها برکه‌هایی وجود دارد که هر کدام توسط یک یا چند تمساح اشغال شده و با توجه به موقعیت آن، اسم خاصی دارد. معروف‌ترین برکه‌های موجود در منطقه عبارت‌اند از:

برکه فیروزآباد، برکه آزادی، برکه درگس، برکه کهیر برز، برکه هوت کت، برکه شیر‌گواز، برکه باهو کلات، برکه پیر سهراب، برکه زیر سد پیشین، برکه جنگل، برکه پلنگی و … و دریاچه سد پیشین. بسیاری از گودال‌های آب که اهالی روستایی به نام «هوتک» می‌گویند. در خلال سال‌های ۷۷ تا ۸۳ به دلیل بحران‌های خشک‌سالی، خشک شد و منجر به مرگ و میر تعدادی از این جانوران ارزشمند گردید به طوری که مامورین محیط زیست مجبور به زنده‌گیری و انتقال تعدادی از آنها به مکان‌های مناسب شدند. بر اساس سرشماری که در سال ۸۲ انجام گردید. تعداد کروکودیل‌های ایرانی را نزدیک به ۳۰۰ عدد تخمین زده‌اند که پر تراکم‌ترین بخش، منطقه پیشین و جکی‌گور بوده که در دریاچه سد پیشین نزدیک به ۱۰۰ عدد مشاهده شده است.

به هر حال آنچه که دارای اهمیت می‌باشد آن است که اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی این گونه را به لحاظ ارزش و تعداد نادرشان در آخرین طبقه‌بندی خود در سال ۲۰۰۵ جزو گونه‌های آسیب‌پذیر اعلام نموده است. البته این گونه به جز در جنوب شرقی ایران در کشورهای نپال، پاکستان، هندوستان، بنگلادش، سریلانکا و احتمالاً بخش‌هایی از چین نیز وجود دارد که بیشترین تعداد آن از شبه قاره هند گزارش شده است. (شکل ۱).

زیستگاه طبیعی

در نواحی رودخانه‌ای به ویژه در برکه‌هایی که آب آن عمیق‌تر باشد. تا کنون شواهدی مبنی بر زیست کروکودیل ایران در آب‌های شور به دست نیامده است.

تغذیه

اغلب شب‌ها به شکار می‌پردازد و شب‌ها در اطراف رودخانه به منظور تهیه غذا جستجو می‌کند، از ماهی‌ها، پرندگان و پستانداران اطراف رودخانه تغذیه می‌کند. البته گه‌گاهی به دام‌ها، سگ‌های گله و حتی انسان نیز گریزی می‌زند. چند سال پیش کشته شدن یک کودک ۶ ساله توسط تمساح در ایران گزارش شده است و بر خلاف جثه‌اش به غذای زیادی احتیاج ندارد، شاید در روز به ۵۰۰ گرم گوشت نیز قناعت می‌نماید. شکار را بعد از گرفتن به طور کامل با آرواره‌های قوی می‌فشارد و سپس آن را کاملاً به داخل آب می‌برد یا این که آن را در جوار رودخانه یا برکه مخفی می‌کند.

جفت‌گیری و زاد و ولد

تمساح ایرانی معمولاً بین ۵ تا ۱۰ سالگی بالغ می‌شود، اما تعداد محدودی از آنها به سن بلوغ می‌رسند. پرندگان شغال‌ها، روباه‌ها بزرگ‌ترین آفات بچه‌های تمساح هستند. در شروع فصل بارندگی تمساح ماده هنگام شب در حاشیه شنی رودخانه گودالی به عمق تقریبی نیم متر حفر می‌نماید و در آن ۲۰ تا ۶۰ تخم می‌گذارد و روی آن را با شن می‌پوشاند. هر تخم در حدود ۵/۶ سانتیمتر طول و ۴ سانتیمتر عرض دارد. تمساح این حفره را معمولاً هم سطح بالاترین میزان قابل پیش‌بینی آب رودخانه حفر می‌کند. پس از تخم‌گذاری، کروکودیل ماده اغلب اوقات خود را برای حفاظت از تخم‌ها در اطراف این حفره می‌گذارند. پس از حدود ۶۰ روز که زمان از تخم بیرون آمدن نوزادان است، مادر برای این که احتمالاً شن‌های روی تخم‌ها برای آنها سخت و سنگین نباشد به کمک آنها می‌شتابد. لازم به توضیح است که این گونه تنها خزنده ایرانی است که تا این اندازه از نوزادان خود مراقبت به عمل می‌آورد.

ظاهر کلی

توله با طولی برابر ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر به دنیا می‌آید. آنها به رنگ زیتونی و با نوارهای تیره بر روی دمشان و نقاط تیره رنگ در طول دو طرف بدنشان دیده می‌شوند. در حین رشد به تدریج این علائم محو می‌گردد. کروکودیل‌های مسن‌تر به رنگ قهوه‌ای روشن با علائم تیره پراکنده‌ای بر بدنشان هستند. در آرواره بالا ۱۹ دندان و در آرواره پایین ۱۵ دندان دارند (در مجموع ۶۸ عدد می‌باشد). چهارمین دندان آرواره پایین بزرگ‌تر از باقی است، که در یک حفره در بالای فک جای می‌گیرد. ساختمان دندان گاندو برای جویدن مناسب نیست، اما شیره گوارشی آنها اسید فراوان دارد که می‌تواند در عرض چند دقیقه هر چیزی را آب نماید. سوراخ چشم او مانند گربه بیضی شکل است و عمودی که نشان‌دهنده سازش او با طبیعت یک روکش بی‌رنگ (پلک سوم) جهت زیر آب، و مجهز به دانه‌هی نورافشان جهت شکار در شب. در سوراخ بینی ماهیچه‌ای وجود دارد که آن را در زیر آب محافظت می‌نماید. گوش او به صورت شکاف باریک در عقب چشم واقع شده و پوسته‌ای متحرک جهت محافظت از آن در زیر آب دارد.

در قسمت پشت او ۴ یا ۶ ردیف صفحه استخوانی قرار دارد که در هر ردیف بین ۱۶ تا ۱۸ استخوان صفحه غضروفی و محکمی را ایجاد نموده‌اند و همچون زرهی (پشت او را از شانه تا کمر) می‌پوشانند. قسمت زیرینه تمساح، پوشیده از فلس‌های غضروفی ریز هستند.

در حدود نیمی از کل بدن کروکودیل را دم قوی این حیوان تشکیل می‌دهد. دم مانند سکان کشتی پهن و انتهای آن را صفحات دندانه‌دار استخوانی فرا گرفته است (۳۳ قطعه) همچنین زاییده‌ای نیز در جلوی آن قرار دارد که به جلو بردن او در آب کمک می‌کند. دست و پا بسیار کوتاه است. ۵ انگشت در هر دست و ۴ انگشت در هر پا که با پرده نازکی نیز پوشیده شده است. تمساح پوزه کوتاه ایرانی از نظر اندازه و قد یک تمساح با جثه متوسط است. این کروکودیل می‌تواند با طول ۴ متر نیز رشد کند اما در محل، تمساح‌های ۳ متری نیز ندرتاً ممکن است دیده شوند. بزرگ‌ترین گاندو که تا کنون مشاهده شده حدود ۶/۳ متر بوده است و در منطقه‌ای به نام کافه یوسف در نزدیکی گرم بیت دیده شده.

کروکدیل ایران (گاندو)

ایران سرزمینی است پهناور، با آب و هوای گوناگون و طبیعتی پربار،‌که هنوز گوشه و کناره‌های آن ناشناخته باقی مانده است. جنوب شرقی‌ترین ناحیه ایران، حد فاصل بین ایرانشهر و چابهار، در این منطقه درجه حرارت در فصل تابستان به ۴۵ درجه سانتیگراد می‌رسد.

باهوکلات، منطقه‌ای که طبیعت بکر و زیبای آن تقریبا ناشناخته باقی مانده است، اغلب بارندگی‌ها به صورت مقطعی و سیل آساست. به همین سبب در سراسر رودخانه‌ها باهوکلات، برکه‌هایی ایجاد می‌شود که بستر مناسبی، پر از زیست‌گونه‌های مختلف جانوری، از جمله پستانداران، دوزیستان و خزندگان می‌باشد. به سراغ یکی از جذابترین و مخوفترین جانوران این منطقه می‌رویم. کروکدیل پوزه کوتاه باتلاق‌های با نام انگلیسی مگر (Mager) و نام علمی کروکدیلیوس پاستریس که در اصطلاح بومیان منطقه گاندو نامیده می‌شود. گاندو کوروکدیلی است که با جثه‌ای متوسط و بزرگ، با پوزه پهن و کوتاه این جانور دارای قدرت سازش پذیری بسیار بالا بوده و دامنه وسیعی از برکه‌های آب شیرین رودخانه‌های سرباز، باجو و باهوکلات، از جمله زیستگاه‌های این جانور به شمار می‌رود.

حداکثر طول آن به ۴ متر می‌رسد که نیمی از طول متعلق به دم این جانور می‌باشد. دم در قاعده بسیار تنومند و سترگ‌ و درانتها فشرده و باریک است و این شکل خاص آنها را به شناگرانی ماهر و کارآمد تبدیل کرده است. مجموع دندان‌ها به ۶۶ تا ۶۸ عدد بالغ می‌گردد، که دو دندان تک پائین بزرگتر بوده و هنگام بسته شدن دهان از سوراخ‌های تک بالا بیرون می‌آید. ساختمان دندان‌ها به شکلی است که در زیر هر دندان یک دندان کوچک دیگر قرار دارد و در صورت شکستن دندان بالایی جایگزین آن می‌شود. شکل ظاهری آرواره‌ها به نحوی است که جانور قادر به جویدن غذا نمی‌باشد و شکارهای کوچک را بلعیده و شکارهای بزرگ را تکه تکه می‌کند پاهای جلویی معمولا ضعیف و پاهای عقبی قدرتمند و در اصل برای حرکت بر روی خشکی به کار گرفته می‌شود. پاها هنگام شنا در امتداد بدن جمع می‌شود و دخالت چندانی در شنا ندارد. چشم در این گونه عمودی و بیضوی شکل می‌باشد که نوعی تطابق برای فعالیت‌های شبانه جانور به حساب می‌آید. هنگام شنا پلک سوم که همانند پرده‌ای شفاف که مانع از دید جانور نمی‌شود سطح چشم را در داخل آب می‌پوشاند و از آن حفاظت می‌کند. موقعیت و نحوه قرار گرفتن چشم‌ها و همچنین سوراخ‌های بینی و گوش‌ها روی سر طوری است که حتی وقتی تمام بدن زیر آب قرار می‌گیرد کوروکدیل می‌تواند هر سه اعضای بویایی، شنوایی و بینایی را خارج از آب نگهدارد. بدون اینکه سایر بخشهای بدن قابل رویت باشد. نوع تغذیه گاندو، بستگی به منابع غذایی قابل دسترس دارد. غذا و شکار مورد نظر، همراه با رشد کوروکدیل تغییر می‌کند. انواع بزرگتر از تنوع غذایی بیشتری برخوردار هستند. با خنک‌تر شدن و تاریک شدن هوا این جانور از آب بیرون آمده و مشغول گشت و گذار در منطقه برای یافتن غذا می‌شود. راه‌پیمایی در بستر برکه یا رودخانه از رفتارهای روزمره این جانور درنده می‌باشد که به نظر می‌رسد این امر فعالیتی در جهت یافتن غذا باشد. در منطقه باهوکلات شکار سگ‌های ولگرد و احشام اهالی و روستاییان اطراف برکه توسط گاندو بسیار معمول بوده و این امر مهمترین موردی است که اهالی محل نسبت به آن معترض می‌باشند.

در منطقه حفاظت شده گاندو به ندرت حمله‌ای از سوی گاندو به روستاییان دیده شده است که قابل اغماض می‌باشد. در کل وجود گاندو در برکه‌ها تهدیدی برای اهالی و بومیان ساکن منطقه نمی‌باشد. بومیان منطقه به لحاظ اعتقادات خاصی که دارند از آسیب رساندن به کروکدیل‌ها خودداری می‌کنند. ولی در عین حال از برکه‌ها جهت آبیاری باغ و زمین‌های کشاورزی استفاده می‌کنند،‌که این امر موجب پایین آمدن آب برکه‌ها و خشک شدن آنها و در نهایت، تخریب زیستگا‌های گاندو می‌شود به ناچار این جانور، مجبور به ترک محل زیست خود و مهاجرت به منطقه‌ای دیگر می‌شود. این جانور با استفاده از حس بویایی قوی خود می‌تواند مسیر برکه بعدی خود را از فاصله‌ای چند کیلومتری تشخیص دهد.

در این میان برخی از آنان به ناچار به چاله آبهایی پناه می‌برند که بیرون آمدن از آن غیر ممکن است. حالت شناگری در روی آب حالتی است که معمولا به چشم می‌خورد و جانور در حالی که کل سطح بالای بدن آن تا انتهای دم در بیرون از آب است اقدام به شنا در روی آب در طول و عرض برکه یا رودخانه می‌کند. در ساعات نامناسب روز، خواه گرمای زیاد و یا باد وقت خنکی هوا گاندو معمولا در داخل آب بوده و بدین ترتیب از شرایط غیردلخواه رهایی می‌یابد. در همه گونه‌ها، لقاح داخلی بوده و تخم‌گذار هستند و حس تولیدمثل از اواخر اسفندماه شروع شده و تا اواخر تیرماه ادامه می‌یابد. گاندو همانند بسیاری از خویشاوندان خود بسیار کند به نظر می‌رسد ولی هنگام شنا و شکار بسیار سریع و چالاک عمل می‌کن. کروکدیل‌ها همگی گوشتخوار بوده و هر نوع جانداری را که قادر باشد می‌خورند. آنها همچنین به پرندگان و پستانداران که وارد زیستگاه‌ آنها می‌شوند، عکس‌العمل نشان می‌دهند.

گاندو در آخرین طبقه‌بندی صورت گرفته جز گونه‌های آسیب‌پذیر لحاظ گردیده است. عوامل تهدید‌کننده جهانی این گونه، شکار بیش از حد و غیرقانونی و تخریب زیستگاه‌ها می‌باشد. در این میان تخریب زیستگاه به دلیل خشکسالی مهمترین و تاثیرگذارترین عامل خطر انقراض محسوب می‌شود. این امر باعث سخت‌تر شدن شرایط زندگی کوروکدیل‌ها و از بین رفتن منابع غذایی و پناهگاه‌ها شده است. اگر این بی‌توجهی همچنان ادامه یابد، دیری نمی‌پاید که در آینده‌ای نه چندان دور از گاندو جز نام آن باقی نماند.



تاريخ : چهارشنبه هشتم آبان 1392 | 18:17 | نویسنده : آتوسا |
نمایی از خورشید و جو آن

خورشید ستارهای است که زمین و اجرام دیگر منظومهٔ شمسی پیرامون آن می‌گردند. این جسم مسلط بر منظومهٔ شمسی،[۶] بیش از ۹۹٫۸ درصد جرم این منظومه را شامل می‌شود.[۱۷] جرم خورشید ۷۴۳ برابر مجموع جرم همهٔ سیارات منظومهٔ شمسی و ۳۳۰٬۰۰۰ برابر جرم زمین است. این ستاره منبع انرژی بسیار است که بخشی از نور و گرمای آن موجب بقای زندگی بر روی کرهٔ زمین می‌شود.[۶] دمای سطحی خورشید حدود °۵٬۰۰۰ سانتی‌گراد و دمای هستهٔ آن حدود °۱۵٬۵۰۰٬۰۰۰ سانتی‌گراد است.[۱۷]

میانگین فاصلهٔ زمین از خورشید ۱۴۹٬۶۰۰٬۰۰۰ میلیون کیلومتر (۹۲٬۹۶۰٬۰۰۰ میلیون مایل) است. این فاصله به عنوان یک واحد نجومی شناخته می‌شود و مقیاس اندازه‌گیری فاصله در سراسر منظومهٔ شمسی است.[۱۸] خورشید یکی از بیش از ۱۰۰ میلیارد ستارهٔ کهکشان راه شیری است و مدار آن ۲۵٬۰۰۰ سال نوری از مرکز کهکشان فاصله‌دارد. این ستاره نسبتاً جوان است و عضوی از جمعیت ستارگان نخستین (ستارگانی که نسبتاً در داشتن عناصر سنگین‌تر از هلیم غنی هستند) است. علاوه بر جمعیت ستارگان نخستین، دو جمعیت دیگر (جمعیت دومین ستارگان و جمعیت سومین ستارگان) وجود دارد.[۱۹]

مقایسهٔ اندازهٔ خورشید و سیارات منظومهٔ شمسی

خورشید یک ستارهٔ نوع جی رشته اصلی است و در طبقهٔ دومین ستارگان داغ زرد رنگ و کوتوله قرار دارد.[۶] خورشید مانند بیشتر ستاره‌های دیگر از هیدروژن (H۲) و هلیم (He) ساخته شده‌است. هیدروژن که سبک‌ترین عنصر شیمیایی شناخته‌شده است، ۷۲ درصد خورشید و هلیم ۲۶ درصد آن را می‌سازد. ۲ درصد دیگر را نیز ۷ عنصر اکسیژن (O۲کربن (C)، نئون (Ne)، نیتروژن (N۲منیزیم (Mg)، آهن (Fe) و سیلیکون (Si) می‌سازند. در خورشید، به ازای هر ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ اتم هیدروژن، ۹۸٬۰۰۰ اتم هلیم، ۸۵۰ اتم اکسیژن، ۳۶۰ اتم کربن، ۱۲۰ اتم نئون، ۱۱۰ اتم نیتروژن، ۴۰ اتم منیزیم، ۳۵ اتم آهن و ۳۵ اتم سیلیکون وجود دارد.[۱۹]

بقای زمین به بقای خورشید وابسته است. خورشید در آینده‌ای دور و به عنوان یک ستارهٔ رشته اصلی به عمر خود پایان خواهد داد و خواهد مرد. این ستاره هلیم بیشتر در هستهٔ خود می‌سازد و هیدروژن بیشتری می‌سوزاند و میزان هیدروژنی که می‌سوزاند، از هلیمی که می‌سازد، بیشتر است. این فرایند به تدریج موجب کاهش حجم خورشید خواهد شد و این کاهش حجم اکنون قابل‌توجه نیست، اما حدود ۱ میلیارد سال بعد، حجم این ستاره ۱۰ درصد کاهش خواهد یافت. حدود ۱٫۱ میلیارد سال بعد، خورشید ۱۰ درصد درخشان‌تر از امروز خواهد شد و هر چه‌قدر بر درخشش آن افزوده‌شود، برای زمین زیان‌آور خواهد بود. این افزایش درخشندگی باعث می‌شود که بخار آب (H۲O) جو زمین از دست برود و هرگز بازنگردد و جو زمین خشک‌شود. حدود ۳٫۵ میلیارد سال بعد، خورشید ۴۰ درصد درخشان‌تر از امروز خواهد شد. این ستاره در آن زمان به اندازه‌ای گرم خواهد شد که اقیانوس‌های روی زمین سطح زمین به جوش خواهد آمد و بخار آب نیز از دست خواهد رفت؛ یخ‌ها ذوب خواهند شد و زمین به سیاره‌ای گرم خشک مانند ناهید تبدیل خواهد شد و دیگر زندگی بر روی زمین ممکن نخواهد بود. حدود ۶ میلیارد سال بعد، هستهٔ خورشید از هیدروژن تهی خواهد شد و تنها هلیم ناپایدار در هسته باقی خواهد ماند. سرانجام هسته داغ‌تر و چگال‌تر خواهد شد و خورشید تا جایی بزرگ می‌شود که تبدیل به یک غول سرخ شود. این غول سرخ مدارهای تیر و ناهید و احتمالاً زمین را نابود خواهد کرد و حتی اگر زمین را نابود نکند، گرمای آن زمین را به سیاره‌ای غیر قابل سکونت تبدیل خواهد کرد. در این زمان، گرما و فشار خورشید به اندازه‌ای خواهد رسید که مرحلهٔ دوم همجوشی هسته‌ای را امکان‌پذیر خواهد کرد و هلیم برای تشکیل کربن خواهد سوخت. این مرحله حدود ۱۰۰ میلیون سال به طول می‌انجامد و سرانجام پوستهٔ ناپایدار هلیم، خورشید را منفجر خواهد کرد. سپس لایه‌های بیرونی خورشید از میان خواهد رفت و فقط یک هستهٔ کربنی از آن باقی خواهد ماند که یک کوتولهٔ سفید است. نور خورشید در طول هشت دقیقه به زمین می‌رسد و تا وقتی که نور آن به زمین نرسد، زمین متوجه نابودی خورشید نمی‌شود و پس از این هشت دقیقه متوجه مرگ خورشید می‌شود. نابودی خورشید موجب نابودی همه چیز در منظومهٔ شمسی خواهد شد.[۲۰]

مراحل زندگی، تشکیل و نابودی خورشید




خورشید چیست؟

            خورشید چیست؟

خورشید یکی از میلیاردها ستاره ی موجود در جهان است. این ستاره در مرکز منظومه ی شمسی قرار دارد. نه سیاره ی منظومه ی شمسی تقریباً بر روی یک صفحه به دور خورشید می چرخند. خورشید به دلیل نزدیکیش به ما درخشانتر و

خورشید چیست؟
خورشید چیست؟

 بزرگتر از سایر ستارگان به نظر می رسد. فاصله ی آن تا زمین 150 میلیون کیلومتر است. قطر خورشید حدود 1.390.000 کیلومتر است که در مقایسه با قطر زمین (12756 کیلومتر) بسیار زیاد است. با اینکه خورشید از گاز تشکیل شده است، وزن آن بیش از 300 هزار برابر وزن زمین است. حجم خورشید حدود 3/1 میلیون برابر حجم زمین است. هشت دقیقه و 20 ثانیه طول می کشد تا پرتوهای خورشید به زمین برسند.

خورشید چیست؟
خورشید چیست؟

خورشید نیز مانند سایر اجرام آسمانی همواره در حال حرکت است. این ستاره به همراه سایر اجرام منظومه ی شمسی هر 225 میلیون سال یک بار به دور کهکشان راه شیری می چرخد. علاوه بر این خورشید به دور محور خود نیز در حال گردش است. دمای مرکز آن حدود 15 میلیون درجه ی سانتی گراد است.

سطح خورشید از سه لایه ی گاز تشکیل شده است. داخلی ترین لایه «شید سپهر» نام دارد. دمای این لایه حدود شش هزار درجه ی سانتی گراد است. لکه های خورشیدی در سطح شید سپهر ظاهر می شوند. لایه ی بالاتر، «رنگین سپهر» نامیده می شود. ضخامت این لایه 14 هزار کیلومتر است. رنگین سپهر از هیدورژن، هلیم و سایر گازها به وجود آمده است. دمای این لایه حدود پنج هزار درجه ی سانتی گراد است. به خارجی ترین لایه ی خورشید که اطراف رنگین سپهر را احاطه کرده است، «تاج» می گویند.

خورشید منبع نور و حرارت در منظومه ی شمسی است. بدون وجود آن امکان ادامه ی حیات بر روی کره ی زمین غیرممکن است.







تاريخ : یکشنبه پنجم آبان 1392 | 18:23 | نویسنده : آتوسا |
محیط میان‌سیاره‌ای نوشتار اصلی: محیط میان‌سیاره‌ای ورقهٔ جاری هلیوسفری حاصل از تأثیر میدان مغناطیسی چرخشی خورشید بر پلاسمای محیط میان‌سیاره‌ای است.
محیط میان‌سیاره‌ای ماده‌ای نازک و فشرده است که میان سیارات و اجسام دیگر منظومهٔ شمسی وجود دارد. اجزای مواد سازندهٔ محیط میان‌سیاره‌ای از هیدروژن خنثی (غیر یونیزه‌شده، گاز پلاسما (شامل ذرات باردار الکتریکی که از خورشید می‌آیند)، پرتوهای کیهانی و ذرات گرد و غبار تشکیل شده‌اند. در فاصلهٔ میان مدار زمین و خورشید، در هر ۱۰۰ سانتی‌متر مکعب، یک اتم هیدروژن خنثی وجود دارد.[۲۱]
در واقع این تصور که فضا یک خلأ کامل است، نادرست است و محیط میان‌سیاره‌ای در فضا وجود دارد. اما چگالی و تراکم این ماده بسیار کم است و در هر سانتی‌متر مکعب پیرامون زمین تنها ۵ ذره وجود دارد و هر چه قدر از خورشید دور می‌شویم، چگالی این ماده کاهش می‌یابد. چگالی این ذرات تخت تأثیر عواملی از جمله میدان‌های مغناطیسی است. دمای محیط میان‌سیاره‌ای حدود °۹۹٬۷۲۷ سانتی‌گراد است. این ماده تا لبهٔ منظومهٔ شمسی گسترش می‌یابد و به فضای میان‌ستاره‌ای برخورد می‌کند و هلیوسفر شکل می‌گیرد که یک نوع حباب مغناطیسی پیرامون منظومهٔ شمسی است. هلیوپاز مرز میان محیط میان‌سیاره‌ای و فضای میان‌ستاره‌ای است و اعتقاد بر این است که حدود ۱۶۰–۱۱۰ واحد نجومی از خورشید فاصله دارد.[۲۲]
ذرات بادهای خورشیدی از راه محیط میان‌ستاره‌ای با سرعت‌های مافوق صوت سفر می‌کنند. بادهای خورشیدی پیرامون موانع محیط میان‌سیاره‌ای مانند دنباله‌دارها و مگنتوسفرهای سیاره‌ای می‌روند.[۲۳]
محیط میان‌سیاره‌ای عامل شماری از پدیده‌ها از جمله نور منطقةالبروجی است که فقط پیش یا پس از غروب آفتاب دیده می‌شود. این درخشان‌ترین نور در نزدیکی افق است و هنگامی که نور با ذرات گرد و غبار محیط میان‌ستاره‌ای در نزدیکی زمین برخورد می‌کند، نور منطقةالبروجی رخ می‌دهد.[۲۲] منظومهٔ شمسی درونی سیارات درونی نوشتار اصلی: سیاره زمین‌سان سیارات درونی منظومهٔ شمسی به ترتیب از راست به چپ: مریخ، زمین، ناهید، تیر
سیارات درونی، سیاراتی هستند که در منظومهٔ شمسی درونی و مداری نزدیک به خورشید قرار دارند. منظومهٔ شمسی دارای چهار سیارهٔ درونی به نام‌های تیر، ناهید، زمین و مریخ است. به غیر از محلی که سیارات درونی و بیرونی در آن قرار دارند، تفاوت‌های دیگری میان این سیارات وجود دارد. سیارات درونی بیشتر از سنگ ساخته شده‌اند و نسبت به سیارات بیرونی، کوچک‌تر و چگال‌تر هستند. شمار ماه‌های این سیارات کم یا هیچ است و هیچ حلقهٔ سیاره‌ای پیرامون آن‌ها وجود ندارد.[۲۴] این سیارات را «سیارات زمین‌سان» نیز می‌نامند، زیرا آن‌ها سطوح سنگی و جامد دارند.[۲۵] تیر
تیر کوچک‌ترین سیارهٔ منظومهٔ شمسی و نزدیک‌ترین سیاره به خورشید است. این سیاره تنها کمی بزرگ‌تر از ماه است و با خورشید فاصله‌ای در حدود ۵۸ میلیون کیلومتر (۰/۳۸ واحد نجومی) دارد. دورهٔ چرخش این سیاره ۵۹ روز زمینی و تناوب مداری آن تنها ۸۸ روز زمینی است. تیر سیاره‌ای سنگی است و سطح آن جامد و دارای گودال و چاله و بسیار شبیه سطح ماه است و هیچ ماه و حلقه‌ای ندارد. جو نازک این سیاره[۲۶] (تقریباً بدون جو)[۲۷] عمدتاً از اکسیژن (O۲)، سدیم (Na)، هیدروژن (H۲)، هلیم (He) و پتاسیم (K) ساخته شده‌است.[۲۶]
دمای سطحی تیر می‌تواند به °۴۳۰ سانتی‌گراد برسد. از آن‌جا که این سیاره جوی برای حفظ این گرما ندارد، دمای سطحی آن در شب تا °۱۷۰- سانتی‌گراد کاهش می‌یابد.[۲۷] تغییر دمای این سیاره °۶۰۰ سانتی‌گراد و بیش‌ترین نوسان دما در منظومهٔ شمسی است. [۲۸] ناهید نوشتار اصلی: ناهید (سیاره) هم‌سنجی سیاره‌های منظومهٔ شمسی با شماری از ستاره‌های مشهور:
ناهید دومین سیارهٔ نزدیک به خورشید است و میان تیر و زمین قرار دارد که از زمان‌های قدیم شناخته شده‌بود.[۲۹] پس از خورشید و ماه، ناهید درخشان‌ترین جسم قابل مشاهده از زمین است و گاهی اوقات مانند یک ستارهٔ درخشان در آسمان صبح و شب به نظر می‌رسد.[۳۰] ناهید تنها کمی کوچک‌تر از زمین است و فاصلهٔ آن تا خورشید در حدود ۱۰۸ میلیون کیلومتر (۰/۷۲ واحد نجومی) است. دورهٔ چرخش این سیاره ۲۴۳ روز زمینی و تناوب مداری آن ۲۲۵ روز زمینی است. این سیارهٔ سنگی دارای سطحی جامد و چشم‌انداز گودال و آتشفشان است و هیچ ماه و حلقه‌ای ندارد.[۳۱]
ناهید و زمین اغلب سیاراتی دوقلو خوانده می‌شوند، زیرا در اندازه، جرم، چگالی، ترکیبات و گرانش مشابه یک‌دیگراند. دمای ناهید بسیار زیاد است و جو چگال آن گرما و اثر گلخانه‌ای را به دام می‌اندازد و دمای سطحی آن را به °۴۶۵ سانتی‌گراد می‌رساند که این دما می‌تواند سرب را ذوب‌کند.[۳۲] جو جهنمی ناهید عمدتاً از کربن دی‌اکسید (CO۲)، نیتروژن (N۲) و قطرات ابرهای سولفوریک اسید ساخته‌شده[۳۱] و دانشمندان تنها مقادیر کمی از آب را در جو آن شناسایی کرده‌اند.[۳۲] زمین نوشتار اصلی: زمین
زمین سومین سیارهٔ دور از خورشید و پنجمین سیارهٔ منظومهٔ شمسی از دیدگاه بزرگی اندازه و جرم است. میانگین فاصلهٔ زمین از خورشید ۱۴۹٬۶۰۰٬۰۰۰ کیلومتر (۱ واحد نجومی) است و دورهٔ چرخش آن ۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه و ۴ ثانیه و تناوب مداری آن ۳۶۵ روز و ۶ ساعت است.[۳۳] زمین سیاره‌ای سنگی است و دارای سطحی جامد و دینامیک و ساخته‌شده از کوه‌ها، دره‌ها، ژرف‌دره‌ها، دشت‌ها و غیره است. چیزی که زمین را از سیارات دیگر جدا و متمایز می‌کند، اقیانوس‌های سطح آن است که ۷۰ درصد از سطح آن را پوشانده‌اند. بسیاری از سیارات جو دارند، اما تنها جو زمین قابل تنفس است. جو زمین برای تنفس و زندگی تعادل کاملی دارد و ۷۸ درصد از نیتروژن، ۲۱ درصد از اکسیژن و ۱ درصد از سایر گازها ساخته شده‌است.[۳۴] جو زمین تا ۱۰٬۰۰۰ کیلومتر گسترش می‌یابد[۳۵] و دارای چهار لایهٔ تروپوسفر، استراتوسفر، مزوسفر، ترموسفر و اگزوسفر است.[۳۶] ساختار درونی زمین نیز دارای سه لایهٔ پوسته، گوشته و هسته است.[۳۷]
زمین تنها سیارهٔ شناخته‌شده است که زندگی بر روی آن وجود دارد و قطری در حدود ۱۳٬۰۰۰ کیلومتر دارد[۳۸] و میانگین دمای سطحی آن °۱۴ سانتی‌گراد است. دمای زمین در همه جای زمین یکسان نیست؛ گرم‌ترین نقاط زمین نزدیک استوا واقع شده‌اند و دمای آن‌جا به °۵۷٫۷ سانتی‌گراد نیز می‌رسد، اما قطب جنوب در جنوبگان سردترین نقطهٔ زمین است و دمای آن‌جا تا °۸۹- سانتی‌گراد می‌رسد.[۳۹] میدان مغناطیسی زمین توسط جریان‌های درون هستهٔ بیرونی آن پدید می‌آید. هنگامی که ذرات باردار الکتریکی خورشید در میدان مغناطیسی زمین به دام می‌افتند، به مولکول‌های هوای بالای قطب مغناطیسی شمال و جنوب تبدیل می‌شوند و باعث ایجاد پدیده‌ای به نام شفق قطبی می‌شوند.[۳۸] زمین حلقه‌ای ندارد[۳۴] و دارای یک ماه است. در حالی که تیر و ناهید سیاره ندارند و سیارات دیگر منظومهٔ شمسی دارای دو یا بیش از دو ماه هستند. قطر ماه زمین حدود یک‌چهارم قطر زمین است[۳۸] و فاصلهٔ آن تا زمین در حدود ۳۸۴ هزار کیلومتر (۰/۰۰۲۷۵ واحد نجومی) است. دورهٔ چرخش ماه به دور زمین ۲۷ روز به طول می‌انجامد و سطحی جامد و دارای گودال و حفره دارد. تاکنون بیش از ۱۰۰ فضاپیما برای اکتشاف ماه به فضا پرتاب شده‌است. ماه تنها جسم آسمانی (پس از زمین) است که انسان‌ها (طی مأموریت‌های برنامهٔ فضایی آپولو) آن را دیده‌اند و بر آن گام نهاده‌اند.[۴۰] مریخ نوشتار اصلی: مریخ نمایی از سطح خشک و بیابانی بهرام
مریخ چهارمین سیارهٔ نزدیک به خورشید و هفتمین سیارهٔ منظومهٔ شمسی از دیدگاه اندازه و جرم است و در آسمان شب، قرمز رنگ است و گاهی اوقات آن را «سیارهٔ سرخ» می‌نامند.[۴۱] مریخ یک بیابان خشک است و قطر آن نصف قطر زمین است. مریخ نیز مانند زمین دارای فصل‌ها، یخ‌های قطبی، آتشفشان‌ها، ژرف‌دره‌ها و آب‌وهوا است.[۴۲] کوه المپوس بزرگ‌ترین کوه آتشفشانی منظومهٔ شمسی است و در مریخ واقع است.[۴۳] دورهٔ چرخش این سیاره ۲۴/۶۲۳ ساعت[۴۴] و تناوب مداری آن ۱ سال و ۳۲۱٫۷۳ روز به طول می‌انجامد.[۴۵]
بیش‌ترین دمای سطحی بهرام (مریخ) °۵- سانتی‌گراد و کم‌ترین دمای سطحی آن °۸۷- سانتی‌گراد است.[۴۴] ۹۵٫۳۲ درصد از جو مریخ از کربن دی‌اکسید (CO۲)، ۲٫۷ درصد آن از نیتروژن (N۲)، ۰٫۱۳ درصد آن از اکسیژن (O۲) و ۰٫۰۸ درصد باقی‌ماندهٔ آن از کربن مونوکسید (CO)، نیتریک اکسید (NO)، مقادیر جزئی آب (H۲O)، نئون (Ne)، کریپتون (Kr) و زنون (Xe) ساخته شده‌است. مریخ دارای دو ماه به نام‌های فوبوس و دیموس است ظاهراً از سنگ‌های سرشار از کربن (C) ساخته شده‌اند. از آن‌جا که این دو ماه فاقد گرانش کافی برای تبدیل به یک جسم دایره‌ای‌شکل هستند، دارای اشکالی نامنظم هستند و فوبوس وسیع‌تر و پهناورتر از دیموس است.[۴۶] دانشمندان بر این باورند که ۳٫۵ میلیارد سال پیش، مریخ بزرگ‌ترین سیل منظومهٔ شمسی را تجربه کرده‌است. اکنون، مریخ بیش از حد سرد است و جو آن بیش از اندازه نازک است و اجازهٔ باقی‌ماندن آب مایع به مدت طولانی در سطح آن را نمی‌دهد. یخ آب در نزدیکی سطح مریخ و آب یخ‌زده در یخ‌های قطبی آن وجود دارد.[۴۳] کمربند سیارک‌ها نوشتار اصلی: کمربند سیارک‌ها کمربند سیارک‌ها (اجرام سفید رنگ) میان مریخ و مشتری واقع شده‌است.
کمربند سیارک‌ها منطقه‌ای از فضا میان مریخ و مشتری است و اجرام آن از اجرام کمربند کویپر و دیسک فشرده متمایز و جدا است.[۴۷] این منطقه حاوی میلیون‌ها سیارک است و دانشمندان بر این باورند که این سیارک‌ها تکه‌های خردشدهٔ یک سیارهٔ بزرگ هستند که در مدتی طولانی از هم پاشید و شکسته‌شد. سیارک‌ها در اندازه‌های مختلف وجود دارند؛ بسیاری از آن‌ها حتی از یک مایل نیز کوچک‌ترند، در حالی که برخی دیگر بزرگ هستند. سرس بزرگ‌ترین جسم کمربند سیارک‌ها است که اکنون در طبقهٔ سیارات کوتوله جای‌دارد.[۴۸] بیش از نیمی از جرم این کمربند را سرس، پالاس، وستا و هیجا ساخته‌اند و سرس به تنهایی نزدیک به ۲۵ درصد جرم این کمربند را ساخته‌است.[۴۷]
تاکنون ۱۲ مأموریت فضایی برای بررسی کمربند سیارک‌ها طراحی شده‌است. پایونیر ۱۰ در سال ۱۹۷۲ برای نخستین بار از کمربند سیارک‌ها گذشت. فضاپیمای داون به طور ویژه برای بررسی مدار دو سیارک[۴۷] (سرس و وستا) ساخته شده‌است.[۴۹] پس از این بررسی، اگر این فضاپیما قابل استفاده باشد، ممکن‌است که به مقصدهای دیگر نیز فرستاده‌شود.[۴۷] سرس نوشتار اصلی: سرس
سرس یک سیارهٔ کوتوله و نخستین و بزرگ‌ترین سیارک شناخته‌شده در کمربند سیارک‌هاست. میانگین فاصلهٔ این سیارک کوتوله از خورشید در حدود ۴۱۴ میلیون کیلومتر (۲٫۷۷ واحد نجومی) است. قطر این سرس ۹۴۰ کیلومتر است و قطر آن در حدود ۲۷ درصد قطر ماه است. اگرچه سرس بزرگ‌ترین سیارک است، اما درخشان‌ترین سیارک نیست و این ویژگی متعلق به وستا (دومین سیارک بزرگ) است و سپیدایی آن بیش از سه برابر سپیدایی سرس است.[۵۰] دورهٔ چرخش این سرس ۹٫۰۷۴۱۷ ساعت[۵۱] و تناوب مداری آن ۴٫۶۱ سال است.[۵۰]
نظریه‌پردازی شده‌است که مقادیر زیادی از آب در سرس وجود دارد و اگر آب در جایی وجود داشته‌باشد، احتمال دارد که در آن‌جا زندگی وجود داشته‌باشد. تاکنون تنها نگاره‌های تیره و فازی توسط تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده‌است. اما در سال ۲۰۱۵، فضاپیمای داون به سرس خواهد رسید.[۵۲] شهاب‌وار، شهاب و شهاب‌سنگ نوشتارهای اصلی: شهاب‌وار، شهاب، و شهاب‌سنگ شهاب‌سنگ ۵۴ تنی هوبا
شهاب‌وارها بقایای کوچک‌تر از یک سیارک هستند. بیشتر شهاب‌وارهایی که وارد جو زمین می‌شوند، به اندازه‌ای کوچک هستند که نمی‌توانند وارد سطح زمین شوند و تبخیر می‌شوند و در این حالت عناوین مختلفی (شهاب یا شهاب‌سنگ) می‌گیرند.[۵۳]
وقتی که شهاب‌وار وارد جو زمین می‌شود، گرم می‌شود و نور رشته‌ای مانندی از آن دیده می‌شود که شهاب نام‌دارد.[۵۴] اما گاهی اوقات شهاب‌وارها از جو زمین می‌گذرند و بر روی زمین می‌افتند که این جسمی که بر روی زمین افتاده‌است را شهاب‌سنگ می‌نامند.[۵۵] بیشتر شهاب‌سنگ‌ها، آهنی، سنگی یا آهنی–سنگی هستند و در اندازه‌های کوچک و بزرگ وجود دارند. شهاب‌سنگ هوبا یکی از بزرگ‌ترین شهاب‌سنگ‌هایی بود که در جنوب غربی آفریقا افتاد و وزن آن در حدود ۵۴٬۰۰۰ کیلوگرم (۵۴ تن) بود.[۵۶] منظومهٔ شمسی بیرونی سیارات بیرونی نوشتار اصلی: غول گازی مقایسهٔ سیارات بیرونی و درونی منظومهٔ شمسی به ترتیب از بالا به پایین و از راست به چپ: زحل، مشتری نپتون، اورانوس ناهید، زمین تیر، مریخ
غول گازی (سیارهٔ بیرونی یا سیارهٔ مشتری‌سان) سیاره‌ای است که عمدتاً از سنگ و مواد جامد ساخته نشده، بلکه از گازهای مختلف ساخته شده‌است. این سیارات به طور کامل از گاز ساخته نشده‌اند و ستاره‌شناسان یک مرکز سنگی برای این سیارات در نظر می‌گیرند. منظومهٔ شمسی دارای چهار غول گازی به نام‌های مشتری، زحل، اورانوس و نپتون است. به دلیل این که این سیارات دورترین سیارات منظومهٔ شمسی نسبت به خورشید هستند، آن‌ها را سیارات بیرونی می‌نامند. از آن‌جا که این سیارات از گاز ساخته شده‌اند، دارای چگالی کم هستند. علاوه بر بزرگ‌بودن، غول‌های گازی به سرعت می‌چرخند و پیرامون خود دارای حلقه هستند و ماه‌های بسیاری نیز دارند. از آن‌جا که این سیارات دورتر از سیارات درونی هستند، دانشمندان نتوانسته‌اند از نزدیک مطالعات گسترده‌ای بر روی آن‌ها انجام‌دهند. علاوه بر منظومهٔ شمسی، دانشمندان غول‌های گازی دیگری را در سامانه‌های خورشیدی دیگر کشف کرده‌اند که مانند مشتری هستند.[۵۷] مشتری نوشتار اصلی: مشتری (سیاره) نمایی از لکهٔ سرخ بزرگ (نگارهٔ گرفته‌شده توسط وویجر ۱)
مشتری بزرگ‌ترین سیارهٔ منظومهٔ شمسی و پنجمین سیارهٔ دور از خورشید است. این سیاره یکی از درخشان‌ترین اجرام آسمان شب است، تنها ماه، زهره و گاهی اوقات مریخ درخشان‌تر هستند.[۵۸] میانگین فاصلهٔ مشتری از خورشید برابر با ۷۷۷٬۹۲۰٬۰۰۰ کیلومتر (۵٫۲ واحد نجومی) است. قطر استوایی این سیاره تقریباً ۱۴۳٬۰۰۰ (۸۹٬۰۰۰ مایل) است و به اندازه‌ای بزرگ است که همهٔ سیارات دیگر منظومهٔ می‌توانند در آن جای بگیرند. هم‌چنین می‌توان ۱٬۰۰۰ کرهٔ زمین را درون مشتری جای‌داد. ترکیبات این سیاره مانند ترکیبات یک ستاره است و اگر سنگینی آن ۸۰ برابر شود، تبدیل به یک ستاره می‌شود.[۵۹] دورهٔ چرخش این سیاره ۹/۹۲۵ ساعت و تناوب مداری آن ۱۱ سال و ۳۱۳٫۸۳۹ روز است.[۶۰]
دمای مشتری °۱۴۸- سانتی‌گراد است و جو آن را هیدروژن (H۲) و هلیم (He) می‌سازند.[۶۱] این سیاره دارای سه حلقهٔ بسیار کدرتر از حلقه‌های زحل است که توسط فضاپیمای وویجر ۱ در سال ۱۹۷۹ کشف شده‌است. حلقهٔ اصلی مسطح است و ضخامت آن در حدود ۳۰ کیلومتر (۲۰ مایل) و گستردگی و وسعت آن تا حدود ۶٬۴۰۰ کیلومتر (۴٬۰۰۰ مایل) است. حلقهٔ دوم نیز ابر مانند است و ضخامت آن در حدود ۲۰٬۰۰۰ کیلومتر (۱۲٬۰۰۰ مایل) است. حلقهٔ سوم به دلیل شفافیت خود بسیار نازک است و از ذرات گرد و غباری که قطرشان به ۱۰ میکرون هم نمی‌رسد، ساخته شده‌است و تا حدود ۱۲۹٬۰۰۰ کیلومتر (۸۰٬۰۰۰ مایل) به لبهٔ بیرونی و تا حدود ۳۰٬۰۰۰ کیلومتر (۱۸٬۶۰۰ مایل) از درون گسترش می‌یابد. شمار ماه‌های مشتری ۶۳ است. چهار ماه بزرگ مشتری، گانمید، کالیستو، آیو و اروپا هستند که توسط گالیلئو گالیله کشف شده‌اند و به ماه‌های گالیله‌ای مشهوراند. گانیمد بزرگ‌ترین ماه منظومهٔ شمسی است.[۶۲] زحل نوشتار اصلی: زحل طراحی هنری از موادی که حلقه‌های خیره‌کنندهٔ زحل را ساخته‌اند.
زحل دومین سیارهٔ منظومهٔ شمسی از دیدگاه جرم و اندازه و ششمین سیارهٔ دور از خورشید است. زحل در آسمان شب به راحتی با چشم غیر مسلح به عنوان یک نقطهٔ نسبتاً غیر درخشان قابل مشاهده است. این سیاره را می‌توان با یک تلسکوپ کوچک از روی حلقه‌های باشکوه آن پیدا کرد.[۶۳] دورهٔ چرخش زحل ۱۰٫۶۵۶ ساعت و تناوب مداری آن ۲۹ سال و ۱۶۶٫۹۷ روز است.[۶۴]
جو زحل از هیدروژن (H۲) و هلیم (He) ساخته شده‌است.[۶۵] گالیله برای نخستین بار در سال ۱۶۱۰ حلقه‌های زحل را مشاهده‌کرد. این سیاره دارای حلقه‌های بسیاری است که از میلیاردها ذرات یخی و سنگی به اندازهٔ یک دانهٔ شکر تا یک خانه ساخته شده‌اند. احتمالاً این حلقه‌ها بقایای خردشدهٔ دنباله‌دارها، سیارک‌ها و ماه‌ها هستند. بزرگ‌ترین حلقهٔ این سیاره ۲۰۰ برابر قطر آن است. اگرچه این حلقه‌ها تا هزاران مایل گسترش می‌یابند، حلقه‌های اصلی معمولاً حدود ۳۰ فوت ضخامت دارند. شمار ماه‌های زحل ۶۲ است. تیتان بزرگ‌ترین ماه زحل و دومین ماه بزرگ منظومهٔ شمسی پس از گانمید (ماه مشتری) است و اندازهٔ آن کمی بزرگ‌تر از تیر است.[۶۶] اورانوس نوشتار اصلی: اورانوس
اورانوس هفتمین سیارهٔ دور از خورشید و سومین غول گازی بزرگ پس از مشتری، زحل است.[۷] اورانوس در درخشان‌ترین حالت خود، فقط با چشم غیر مسلح به عنوان یک نقطهٔ آبی–سبز قابل مشاهده است.[۶۷] دورهٔ چرخش اورانوس ۱۷/۲۴- ساعت و تناوب مداری آن ۸۴ سال و ۴/۴ روز است.[۶۸]
جو اورانوس از هیدروژن (H۲)، هلیم (He) و متان (CH۴) ساخته شده‌است.[۶۹] حلقه‌های اورانوس پس از حلقه‌های زحل و به کمک ستاره‌شناسان کشف‌شد. اورانوس دارای دو گروه حلقه است: نخست، «حلقه‌های سامانهٔ درونی» عمدتاً حلقه‌های باریک و تیره هستند. دوم، «حلقه‌های سامانهٔ بیرونی» (که توسط تلسکوپ فضایی هابل کشف شده‌اند) روشن‌رنگ و شامل دو حلقهٔ قرمز و آبی هستند. دانشمندان تا به امروز ۱۳ حلقه پیرامون اورانوس شناسایی کرده‌اند. شمار ماه‌های اورانوس ۲۷ است. تیتانیا و ابرون بزرگ‌ترین ماه‌های اورانوس هستند که در سال ۱۷۸۷ توسط ویلیام هرشل کشف‌شدند.[۷۰] نپتون نوشتار اصلی: نپتون لکهٔ سیاه بزرگ، آشفته‌ترین بخش نپتون است. (نگارهٔ گرفته‌شده توسط وویجر ۲)
نپتون سومین چهارمین بزرگ منظومهٔ شمسی[۷] و هشتمین سیارهٔ دور از خورشید و بازپسین سیارهٔ بیرونی منظومهٔ شمسی است که نمی‌توان آن را از زمین با چشم غیر مسلح مشاهده‌کرد. این سیاره با یک تلسکوپ کوچک به رنگ سبز و آبی به نظر می‌رسد.[۷۱] دورهٔ چرخش نپتون ۱۶٫۱۱ ساعت و تناوب مداری آن ۱۶۴ سال و ۲۸۸ روز است.[۷۲]
جو نپتون از هیدروژن (H۲)، هلیم (He) و متان (CH۴) ساخته شده‌است.[۷۳] حلقه‌های غیر معمولی نپتون یکسان نیستند، اما دارای گرد و غبارهای ضخیم درخشانی هستند که «کمان» نامیده می‌شوند. پنداشته می‌شود که حلقه‌های نپتون نسبتاً جوان هستند و عمر کوتاهی داشته‌اند. داده‌های سال ۲۰۰۵ نشان‌داد که ظاهراً حلقه‌های این سیاره بی‌ثبات‌تر از آن چیزی هستند که پیش از آن پنداشته می‌شد. شمار ماه‌های نپتون ۱۳ است. تریتون منحصر به فرد است و تنها ماه بزرگ منظومهٔ شمسی است که در جهت مخالف چرخش سیارهٔ خود (نپتون)، پیرامون آن می‌چرخد. تریتون تنها ماه کروی‌شکل نپتون است و ۱۲ ماه دیگر آن اشکال نامنظم دارند.[۷۴] منطقهٔ فرانپتونی کمربند کویپر نوشتار اصلی: کمربند کویپر پراکندگی اجرام کمربند کویپر (سبز رنگ) و اجرام دیسک فشرده (نارنجی رنگ) در منظومهٔ شمسی
کمربند کویپر منطقه‌ای از فضا است که پیرامون خورشید و فراتر از نپتون واقع شده‌است و دارای اجسام کوچک یخی است. این منطقه به افتخار جرارد کویپر (ستاره‌شناس هلندی–آمریکایی) نام‌گذاری شده‌است و شامل صدها میلیون جسم فضایی است که پنداشته می‌شود بقایای سیارات بیرونی هنگام تشکیل آن‌ها هستند. برخی از دنباله‌دارها از کمربند کویپر سرچشمه می‌گیرند.[۷۵]
کمربند کویپر کمربندی شبیه به یک بیضی یا دایره است و حدود ۴٫۵ تا ۷٫۵ میلیارد کیلومتر (۳۰ تا ۵۰ واحد نجومی) از خورشید فاصله دارد و شکل‌گیری آن مانند شکل‌گیری کمربند سیارک‌ها بوده‌است. کمربند سیارک‌ها عمدتاً از فلز و سنگ ساخته شده‌است، اما اجسام کمربند کویپر تقریباً یا به طور کامل از تکه‌های یخی مواد مختلف ساخته شده‌اند. علاوه بر آب یخ‌زده، این اجرام از آمونیاک (NH۳) و هیدروکربن‌های مختلف (CnH۲n+۲) از جمله متان ساخته شده‌اند. اگرچه دانشمندان بخش کوچکی از اجسام کمربند کویپر را کشف کرده‌اند، اما بر این باورند که بیش از ۷۰٬۰۰۰ جسم فضایی در این منطقه وجود دارد. برخی از اشیاء این کمربند مانند پلوتو که بزرگ‌ترین جسم این منطقه است، بزرگ هستند. جرم سیارک ۵۰۰۰۰ بیش از نیمی از جرم پلوتو است و اندازهٔ ماکی‌ماکی و هائومیا بسیار نزدیک به اندازهٔ پلوتو است. برخی از اجسام کمربند کویپر از جمله پلوتو و هائومیا دارای ماه هستند.[۵] پلوتو نوشتار اصلی: پلوتو مقایسهٔ بزرگ‌ترین اجسام شناخته‌شدهٔ فرانپتونی در منظومهٔ شمسی
پلوتو سیارهٔ کوتولهٔ بزرگی در کمربند کویپر است که قبلاً به عنوان بیرونی‌ترین و کوچک‌ترین سیارهٔ منظومهٔ شمسی در نظر گرفته می‌شد. در ماه اوت سال ۲۰۰۶، اتحادیهٔ بین‌المللی اخترشناسی با طبقه‌بندی اجرام آسمانی، پلوتو را از فهرست سیارات حذف‌کرد و در طبقهٔ سیارات کوتوله قرار داد. پلوتو از گازهایی مانند نیتروژن و کربن دی‌اکسید به صورت یخ ساخته شده‌است.[۷۶] دورهٔ چرخش این سیارهٔ کوتوله ۱۵۳٫۲۹۲۸- روز و تناوب مداری آن ۲۴۷ سال و ۲۴۸٫۲۵ روز به طول می‌انجامد.[۷۷]
بیش‌ترین دمای سطحی پلوتو °۲۲۳- سانتی‌گراد و کم‌ترین دمای سطحی آن °۲۳۳- سانتی‌گراد است.[۷۸] شمار ماه‌های پلوتو ۵ است. این پنج ماه عبارتند از: شارون، اس/۲۰۱۲ پی ۱، نیکس، اس/۲۰۱۱ پی ۱ و هیدرا است. شارون یک ماه بزرگ است و حجم آن بیش از نصف حجم پلوتو است. فاصلهٔ میان پلوتو و شارون ۱۹٬۶۴۰ کیلومتر (۱۲٬۲۰۰ مایل) و کمتر از فاصلهٔ پرواز میان لندن و سیدنی است. تناوب مداری این ماه به دور پلوتو ۶٫۴ روز به طول می‌انجامد.[۷۹] هائومیا نوشتار اصلی: هائومیا نگارهٔ هنری از مقایسهٔ هائومیا با شماری اجسام دیگر: ردیف بالا از راست به چپ: تیر، مریخ ردیف پایین از راست به چپ: هائومیا، پلوتو، ماه
هائومیا یک سیارهٔ کوتولهٔ غیر معمولی با ابعاد ۱٬۰۰۰×۱٬۵۲۰×۱٬۹۶۰ کیلومتر (۶۲۰×۹۴۰×۱٬۲۲۰ مایل) است که از سنگ ساخته‌شده و یک لایهٔ نازک یخی روی آن را پوشش داده‌است. در سپتامبر ۲۰۰۸، اتحادیهٔ بین‌المللی اخترشناسی هائومیا را به عنوان پنجمین سیارهٔ کوتوله و چهارمین پلوتوئید به رسمیت شناخت.[۸۰] دورهٔ چرخش هائومیا ۳٫۹۱۵۴ ساعت[۸۱] و تناوب مداری آن ۲۸۳ سال و ۱۴/۶۱ روز است.[۸۲]
شمار ماه‌های هائومیا ۲ است. این دو ماه عبارتند از: هایاکا و ناماکا است. هایاکا از ناماکا بزرگ‌تر است و قطر آن حدود ۳۱۰ کیلومتر (۱۹۳ مایل) است. این ماه با هر بار گردش کامل پیرامون هائومیا در ۴۹ روز، مسافتی حدود ۴۹٬۵۰۰ کیلومتر (۳۰٬۷۵۸ مایل) را می‌پیماید. این ماه توسط گروه اخترشناسی مایکل براون در ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۰۵ کشف‌شد. قطر ناماکا حدود ۱۷۰ کیلومتر (۱۰۶ مایل) و تناوب مداری آن ۳۴٫۷ روز است و در این مدت مسافتی حدود ۳۹٬۳۰۰ کیلومتر (۲۴٬۴۲۰ مایل) را می‌پیماید. این ماه نیز مانند هایاکا، توسط گروه براون اما در ۳۰ ژوئن ۲۰۰۵ کشف‌شد.[۸۳] ماکی‌ماکی نوشتار اصلی: ماکی‌ماکی برداشتی هنرمندانه از سطح ماکی‌ماکی
ماکی‌ماکی یک سیارهٔ کوتوله است که قطر آن برابر با ۱٬۵۰۰ کیلومتر (۹۰۰ مایل) است و رنگ آن مایل به قرمز است.[۸۴] دورهٔ چرخش ماکی‌ماکی ۷/۷۷۱ ساعت (۰٫۰۰۳ ساعت)[۸۵] و تناوب مداری آن ۳۱۰ سال است.[۸۶]
تلسکوپ فضایی اسپیتزر با قابلیت‌های فروسرخ، ماکی‌ماکی را مورد مطالعه قرار داد و نشان‌داد که احتمالاً متان در جو این سیارهٔ کوتوله وجود دارد.[۸۷] در آوریل ۲۰۱۱، ماکی‌ماکی میان زمین و ستاره‌ای بسیار دوردست قرار گرفت و از آن‌جا گذشت و ستاره‌شناسان با استفاده هفت تلسکوپ به مطالعه و بررسی دربارهٔ چگونگی تغییر نور ستاره پرداختند. خوزه لوئیس اورتیز مورنو در این باره می‌گوید:«ماکی‌ماکی از مقابل ستاره گذشت و به جای این‌که محوشدن و روشن‌شدن ستاره به تدریج صورت گیرد، ستاره ناپدید و دوباره به طور ناگهانی پدیدار شد. معنای این چنین است که ماکی‌ماکی جو قابل توجهی ندارد.»[۸۸] ماکی‌ماکی هیچ ماهی ندارد.[۸۹] این کمبود، اندازه‌گیری جرم ماکی‌ماکی را سخت‌تر می‌کند، هر چند قطر آن مشخص‌شده و دو سوم پلوتو است.[۹۰] دیسک فشرده نوشتار اصلی: دیسک فشرده (منظومه شمسی) پراکندگی اجسام کمربند کویپر و دیسک فشرده در فضا (برای وضوح بیشتر روی نگاره کلیک کنید.)
اشیاء دیسک پراکنده در واقع همان اشیاء کمربند کویپر هستند که خروج از مرکز مداری آن‌ها زیاد است. اوج این اجسام بیش از ۶۰ واحد نجومی و حضیض آن‌ها میان ۳۰ تا ۴۸ واحد نجومی است. این اجرام احتمالاً در اثر تعامل‌های گرانشی سیارات غول‌پیکر در اوایل تشکیل منظومهٔ شمسی به منطقهٔ دیسک پراکنده پرتاب‌شدند. پنداشته می‌شود که شمار کنونی اجرام دیسک فشرده تنها در حدود ۱ درصد از آن چیزی است که در اوایل تشکیل منظومهٔ شمسی بود. تعاملات گرانشی اجرام دیسک فشرده با نپتون می‌تواند نیم‌قطر بزرگ این اجرام را بسیار افزایش‌دهد. تاکنون بیش از ۱۵۰ جسم دیسک پراکنده و قنطورس شناخته شده‌است.[۹۱] اریس نوشتار اصلی: اریس طراحی هنرمندانه از اریس (وسط) و ماه آن دیسنومیا (بالای اریس). جسم درخشان بالا سمت چپ خورشید است.
اریس با قطر ۲٬۴۰۰ و ۱۰۰± کیلومتر (طبق برآورد تلسکوپ فضایی هابل)[۹۲] بزرگ‌ترین سیارهٔ کوتولهٔ منظومهٔ شمسی است و اندازهٔ آن ۱۰۵ درصد اندازهٔ پلوتو است (بر سر جنجال و اختلاف).[۹۳] دورهٔ چرخش اریس ۲۵٫۹ ساعت[۹۴] و تناوب مداری آن ۵۶۰ سال و ۸۴٫۰۰۷۵ روز است.[۹۵]
اریس جو قابل توجهی ندارد[۹۶] و دمای سطحی آن حدود °۲۱۷- سانتی‌گراد تا °۲۴۳- سانتی‌گراد است.[۹۷] دیسنومیا تنها ماه اریس است و در سال ۲۰۰۵ توسط مایکل براون و گروهی از دانشمندان، مدتی پس از کشف اریس کشف‌شد. قطر دیسنومیا تنها ۱۰۰ تا ۲۵۰ کیلومتر و کوچکتر از ایالت ماساچوست است. دانشمندان مطمئن نیستند که دیسنومیا از چه چیزی ساخته‌شده، اما بر این باورند که از آب منجمد ساخته شده‌است. ستاره‌شناسان برای شناسایی پلوتو و اریس از دیسنومیا استفاده می‌کنند؛ آن‌ها می‌دانستند که اریس از پلوتو بزرگتر است، اما نمی‌دانستند که جرم اریس از پلوتو بیشتر است. آن‌ها می‌توانند جرم جسم را با استفاده از ماه آن اندازه‌گیری کنند؛ به طوری که فاصلهٔ میان جسم و ماه آن و مدت زمان گردش ماه به دور جسم را اندازه‌گیری می‌کنند. با استفاده از این روش، ستاره‌شناسان دریافتند که جرم اریس ۲۷ درصد بیشتر از پلوتو است.[۹۸] دورترین مناطق سدنا نوشتار اصلی: سدنا ۹۰۳۷۷ مدار بسیار عجیب سدنا (قرمز رنگ)
سدنا دورترین جسم مشاهده‌شده در منظومهٔ شمسی است که در سال ۲۰۰۳ در رصدخانهٔ پالومار در کالیفرنیا کشف‌شد.[۹۹] فاصلهٔ این جسم از خورشید دو برابر فاصلهٔ هر جسم دیگری در منظومهٔ شمسی از خورشید است و سه برابر دورتر از پلوتو یا نپتون است. تناوب مداری این جسم ۱۰٬۵۰۰ سال به طول می‌انجامد.[۱۰۰] اوج سدنا ۱۵۰ میلیارد کیلومتر (۱۰۰۰ واحد نجومی) و حضیض آن ۱۱٬۴۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ کیلومتر (۷۶ واحد نجومی) است.[۱۰۱]
مدار سدنا به شدت بیضی‌شکل است و به سیارات منظومهٔ شمسی بسیار نزدیک است. این جسم اکنون ۱۳٬۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ کیلومتر (۹۰ واحد نجومی) با خورشید فاصله‌دارد. ابر اورت بسیار دورتر از مدار سدنا است، اما دانشمندان بر این باورند که سدنا مدرکی است که نشان می‌دهد ابر اورت بیش از آن‌چه که می‌پنداشتند، به سوی خورشید گسترش یافته‌است و سدنا را عضوی از ابر اورت می‌دانند. قطر سدنا حدود ۱٬۸۰۰ کیلومتر است.[۱۰۰] ابر اورت نوشتار اصلی: ابر اورت فاصلهٔ ابر اورت از منظومهٔ شمسی
ابر اورت یک ابر بزرگ کروی‌شکل است و دانشمندان برای تعیین اندازهٔ آن اختلاف نظر دارند. عده‌ای بر این باورند که این ابر از ۲٬۰۰۰ تا ۵٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید آغاز می‌شود و تا ۵۰٬۰۰۰ واحد نجومی ادامه می‌یابد. برخی نیز می‌پندارند که تا ۱۰۰٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید ادامه می‌یابد. فرضیهٔ وجود ابر اورت در سال ۱۹۵۰ توسط یان اورت پیشنهاد شد و نام ابر اورت به افتخار یان اورت نام‌گذاری شده‌است. اگرچه وجود ابر اورت با مشاهدهٔ مستقیم اثبات نشده‌است، اما وجود آن در جوامع علمی پذیرفته شده‌است. این ابر شامل اشیاء یخی ساخته‌شده از آمونیاک، آب و متان است.[۱۰۲] دنباله‌دارها نوشتار اصلی: دنباله‌دار دنباله‌دار هالی استثنایی است و بر خلاف این که دورهٔ مداری کوتاهی دارد، از ابر اورت سرچشمه گرفته‌است.[۱۰۳]
یک گلولهٔ برفی کیهانی است که از گازهای منجمد، سنگ و گرد و غبار ساخته‌شده و تقریباً به اندازهٔ یک شهر کوچک است.[۱۰۴] دنباله‌دارها، غیر دوره‌ای و دوره‌ای هستند. دنباله‌دارهای غیر دوره‌ای که از ابر اورت می‌آیند، گرانش محدود به خورشید ندارند و مدار آن‌ها به شکل سهمی است و تنها یک بار خورشید را می‌بینند و هرگز دوباره باز نمی‌گردند.[۱۰۵] دنباله‌دارهای دوره‌ای نیز شامل دنباله‌دارهای بلند مدت (بسیار بیشتر از ۲۰۰ سال) و کوتاه مدت است که به ترتیب از ابر اورت و کمربند کویپر سرچشمه می‌گیرند.[۱۰۶]
ویژگی‌ها و رفتار دنباله‌دارهایی که از ابر اورت می‌آیند با دنباله‌دارهایی که از کمربند کویپر می‌آیند، متفاوت است. به طور کلی، دو تفاوت میان این دنباله‌دارها وجود دارد: نخست این که ویژگی‌های دینامیکی آن‌ها متفاوت است. دوم این که دنباله‌دارهایی که از ابر اورت سرچشمه می‌گیرند، دارای دوره‌های بلند و دنباله‌دارهایی که از کمربند کویپر سرچشمه می‌گیرند، دارای دوره‌های کوتاه (۲۰ تا ۲۰۰ سال) هستند و ویژگی‌های مداری آن‌ها نیز متفاوت است. دو خانوادهٔ بزرگ از دنباله‌دارهای کوتاه مدت وجود دارد: نخست خانوادهٔ برجیس با دورهٔ کمتر از ۲۰ سال و دوم خانوادهٔ هالی با دورهٔ ۲۰ تا ۲۰۰ سال.[۱۰۶]
تفاوت‌های دینامیکی این دو گروه ناشی از تأثیر اجسام دیگر است. اجسام ابر اورت توسط رویدادهایی که فراتر از منظومهٔ خورشیدی رخ می‌دهد، آشفته می‌شوند. اما دنباله‌دارهای کمربند کویپر به طور مستقیم توسط هیچ ستاره‌ای به جز خورشید نمی‌توانند آشفته‌شوند. اگر خورشید از کنار ستارهٔ دیگری (یا یک ابر بزرگ مولکولی) بگذرد، دنباله‌دارها در مداری بیضی‌شکل و به سمت منظومهٔ خورشیدی به گردش درمی‌آیند. اما سیارهٔ نپتون که بسیار نزدیک به کمربند کویپر است، نقش مهمی در ثبات مدار اجسام کمربند و یا برعکس هل‌دادن اجسام به دورتر از مدار پیشین خود دارند.[۱۰۶]
ترکیبات شیمیایی دنباله‌دارهای بلند مدت و کوتاه مدت مشابه است، اگرچه ترکیبات سازندهٔ دنباله‌دارهای بلند مدت تمایل بیشتری به فرار دارند. دلیل این تفاوت می‌تواند سرچشمه‌گیری از ابر اورت یا کمربند کویپر باشد. در واقع در طول شکل‌گیری منظومهٔ خورشیدی، اجسام کوچک در بخش‌های درونی دیسک و در نزدیکی سیارات غول‌پیکر ساخته‌شدند. سپس این اجسام توسط نیروهای گرانشی از منظومهٔ خورشیدی خارج‌شدند و آن اجسامی که به طور کامل فرار کردند، ابر اورت را تشکیل دادند. آن دسته از اجسامی که نتوانستند فرار کنند و هیچ تعامل گرانشی با سیارات نداشتند، به عنوان اجسام کمربند کویپر باقی‌ماندند.[۱۰۶] مرزها و گذر از منظومهٔ شمسی نوشتار اصلی: سیاره‌های دورتر از نپتون نقشهٔ اتم‌های خنثی پرانرژی هلیوهیث و هلیوپاز توسط فضاپیمای کاوشگر مرز میان‌ستاره‌ای
منظومهٔ شمسی تا جایی گسترش می‌یابد که دیگر تحت تأثیر خورشید (نفوذ نور خورشید، گرانش خورشیدی، میدان مغناطیسی خورشید و باد خورشیدی) نباشد. هر چه قدر از خورشید دور می‌شویم، نور آن کم‌تر می‌شود؛ اما هیچ مرزی وجود ندارد که در آن نور خورشید در آن نفوذ نداشته‌باشد یا در آن‌جا ضعیف‌تر شود. گرانش خورشیدی هم مانند نور آن حد و مرزی ندارد و هر چه قدر از خورشید دور می‌شویم، گرانش آن ضعیف‌تر می‌شود. دانشمندان بر این باورند که باد خورشیدی نوعی خلأ است، اما اثرات گاز و گرد و غبار در آن وجود دارد.[۱۰۷]
هلیوسفر منطقهٔ‌ای است که میدان مغناطیسی خورشید و پروتون‌ها و الکترون‌های بادهای خورشیدی را در بر می‌گیرد. باد خورشیدی تا بیرون از منظومهٔ شمسی جریان می‌یابد و وارد فضای میان‌ستاره‌ای می‌شود و سرعتش را از دست می‌دهد. منطقه‌ای که سرعت بادهای خورشیدی در آن کاهش می‌یابد، هلیوهیث نام‌دارد. هلیوپاز مرز بیرونی هلیوهیث است و هم‌چنین مرز بیرونی منظومهٔ شمسی در نظر گرفته می‌شود و برآورد شده‌است که میان ۱۱۰ تا ۱۷۰ واحد نجومی از خورشید فاصله دارد.[۱۰۸]
فضاپیماهای کاسینی-هویگنس و اکسپلورر که به ترتیب در مدار زحل و زمین بودند، نشان‌دادند که هلیوسفر در واقع یک کره است. وویجر ۱ و ۲ به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۷ از فاصلهٔ ۹۴–۸۴ واحد نجومی از خورشید گذشتند و اکنون در جهات مختلف در حال سفر به خارج از منظومهٔ شمسی هستند.[۱۰۸]


منظومه شمسی سامانه‌ای متشکل از خورشید و آن دسته از اجرام آسمانی است که براثر جاذبه خورشید در مدارهایی پیرامون آن به دام افتاده‌ و می‌گردند. بیشتر جرم این سامانه در خورشید متمرکز شده‌است.
 
۸ سیاره و چند سیاره کوچک دور خورشید می‌چرخند که همه آن‌ها روی یک دیسک تقریباً مسطح به نام دایرةالبروج قرار دارند. چهار سیاره داخلی (عطارد، زهره ، زمین و مریخ ) توپ هایی از سنگ و آهن هستند و از سیارات گازی کوچک ترند.
 
چهار سیاره دیگر که به غول‌های گازی معروف اند شامل مشتری، زحل، اورانوس، و نپتون می‌شوند. مشتری و زحل به طورعمده از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده‌اند در حالی که اورانوس و نپتون تا حد زیادی از یخ، آب، آمونیاک، و متان تشکیل شده‌اند و به "غول‌های یخی" معروف اند.
 
 

 
 
منظومه شمسی دارای اجرام بسیار کوچکتر از سیارات است. کمربند سیارکی که بین مریخ و مشتری نهفته‌است، به طور عمده از سنگ و فلز تشکیل شده‌است. فراتر از مدار نپتون، کمربند کویپر قرار داد که شامل اجسام فرا نپتونی است و عمدتاً از آب، آمونیاک و متان تشکیل شده‌است.
 
در این میان، پنج سیاره کوچک قرار دارد که به بزرگی سیارات نمی‌رسند و شامل سرس، پلوتو، هائومیا، ماکی‌ماکی، و اریس می‌شوند. علاوه بر این، هزاران اجرام کوچک آسمانی در منظومه شمسی قرار دارند. در این میان می‌توان به دنباله‌دار، شهاب‌سنگ، و قمر اشاره کرد. هر یک از سیارات بیرونی توسط حلقه سیاره‌ای شامل گرد و غبار و ذرات دیگر محاصره شده‌اند.
 
به مدت زمانی که طول می کشد تا سیاره ای به دور خورشید بچرخد ، دوره مداری (سال آن سیاره ) گفته می شود.
سیاره ها در حال حرکت به دور خود نیز می چرخند. به مدت زمانی که طول می کشد تا سیاره یک بار به دور خودش بچرخد، دوره چرخش (روزآن سیاره ) گفته می شود.
 
 

 
 
سیاره ها از لحاظ اندازه با هم بسیار متفاوتند. زمین یکی از کوچکترین سیاره هاست که ۱۲۰۷۵۶کیلومتر قطر دارد. بیش از ۱۳۰۰زمین را می توان در بزرگترین سیاره که مشتری است، جای داد.
 
سیارات با فاصله های مختلف نسبت به خورشید در مسیرهایی به نام مدار در حرکت اند. مدارها حلقوی نیستند، بلکه بیضوی شکل هستند. تمامی سیارات به یک سو می چرخند. (در جهت خلاف عقربه های ساعت )
 
سیاره ها نسبت به مدار گردش خود به دور خورشید حالت ایستاده ندارند. محور هر سیاره (خطی که حول آن می چرخد )  با زاویه ای مختلف کج شده است.
قمر ها جسم هایی هستند که به دور سیارات می چرخند. زمین یک قمر به نام ماه دارد و مشتری دارای بیشترین قمر یعنی ۶۳قمر  می باشد.


فهرست اجرام سامانه خورشیدی بر پایه اندازه ماه‌هاسیارک‌هادنباله‌دارها ن • ب • و منظومهٔ شمسی، منظومهٔ خورشیدی یا سامانهٔ خورشیدی (به انگلیسی: Solar System)‏ سامانه‌ای متشکل از یک ستاره به نام خورشید و اجرام آسمانی است که در مدارهایی پیرامون آن می‌گردند.
سامانهٔ خورشیدی از انفجار یک ابرنواختر و فروریزش یک ابر چرخان پدید آمد و در دوران رنسانس و با مشاهدات افرادی از جمله گالیلئو گالیله کشف‌شد. این منظومه در بازوی شکارچی، کهکشان راه شیری واقع‌شده و ۲۵٬۰۰۰ سال نوری از مرکز کهکشانی و کنارهٔ کهکشان فاصله دارد. خورشید بیش از ۹۹٫۸ درصد جرم سامانهٔ خورشیدی را شامل می‌شود و منبع انرژی بسیار از جمله انرژی گرما و نور است. این ستاره یک ستارهٔ نوع جی رشته اصلی و عضوی از جمعیت ستارگان نخستین است. بقای سامانهٔ خورشیدی به بقای خورشید وابسته است و اگر خورشید نابود شود، منظومهٔ شمسی نیز نابود می‌شود.
سامانهٔ خورشیدی (منظومهٔ شمسی) دارای هشت سیاره (تیر، ناهید، زمین، بهرام، هرمز، کیوان، اورانوس و نپتون) و پنج سیارهٔ کوتوله (سرس، پلوتو، هائومیا، ماکی‌ماکی و اریس) است. چهار سیارهٔ نخست، سیارات درونی یا زمین‌سان هستند و بیشتر از سنگ ساخته شده‌اند و چهار سیارهٔ دیگر سیارات بیرونی یا غول‌های گازی هستند و از گازهای مختلف ساخته شده‌اند. علاوه بر این اجرام، سامانهٔ خورشیدی دارای اجرام دیگری از جمله ماه‌ها، سیارک‌ها، شهاب‌وارها، شهاب‌ها، شهاب‌سنگ‌ها و دنباله‌دارهاست. سامانهٔ خورشیدی هم‌چنین دارای مناطق خاصی از جمله کمربند سیارک‌ها، کمربند کویپر و دیسک فشرده است.
ماده‌ای نازک و فشرده به نام محیط میان‌سیاره‌ای میان سیارات و اجسام دیگر وجود دارد. اجزای سازندهٔ محیط میان‌سیاره‌ای از هیدروژن خنثی و غیر یونیزه‌شده، گاز پلاسما، پرتوهای کیهانی و ذرات گرد و غبار تشکیل شده‌اند. در واقع این تصور که فضا یک خلأ کامل است، نادرست است و مواد محیط میان‌سیاره‌ای در فضا وجود دارد. سدنا ۹۰۳۷۷ دورترین جسم کشف‌شده در سامانهٔ خورشیدی است که اوج آن ۱۰۰۰ واحد نجومی است و تناوب مداری آن ۱۰٬۵۰۰ سال به طول می‌انجامد. ابری کروی‌شکل و بزرگ به نام ابر اورت سامانهٔ خورشیدی را احاطه کرده‌است و از ۲٬۰۰۰ تا ۵٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید آغاز می‌شود و تا ۱۰۰٬۰۰۰–۵۰٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید ادامه می‌یابد. منظومهٔ شمسی تا جایی گسترش می‌یابد که دیگر تحت تأثیر خورشید (نفوذ نور خورشید، گرانش خورشیدی، میدان مغناطیسی خورشید و بادهای خورشیدی نباشد. هلیوپاز مرز میان محیط میان‌سیاره‌ای و فضای میان‌ستاره‌ای است. هلیوپاز به عنوان مرز بیرونی منظومهٔ شمسی در نظر گرفته می‌شود و برآورد شده‌است که میان ۱۱۰ تا ۱۷۰ واحد نجومی از خورشید فاصله دارد.
سیاره عطارد(Mercury)
سیاره عطارد که به نام های تیر و مرکوری (پیک بادپای خدایان) نیز خوانده می شود جرمی است کوچکتر از زمین با قطر 4878 کیلومتر که در نزدیکترین فاصله از خورشید به دور آن می گردد. مدار بیضوی آن بعد از مدار سیاره پلوتو دارای بیشترین خروج از مرکز (206/0) است و فاصله متوسط آن از خورشید 9/57 میلیون کیلومتر است. سیاره کوچک عطارد به دلیل جرم کم و فاصله اندکش با خورشید جوّی ندارد لذا سطح روشن آن بسیار داغ (حدود 327 درجه سانتیگراد) و سطح تاریک آن بسیار سرد (163ـ درجه سانتيگراد) است.
این سیاره در هر 88 روز یک بار به دور خورشید گردش می کند و جالب آن که مدت شبانه روز آن 65/58 شبانه روز زمینی است. این بدان معناست که عطارد بسیار آرام به دور خود می گردد. چگالی یا تراکم این سیاره نزدیک به چگالی زمین است (34/5 برابر چگالی آب) و این موضوع دلالت دارد بر اینکه ساختار داخلی آن عمدتاً از فلزات سنگین است و احتمالاً بیشتر آن را فلز آهن تشکیل می دهد. دراین مورد عطارد دارای یک هسته فلزی متراکم و یک گوشته یا جبه ضخیم سنگی (سیلیکاتی) است. سطح سیاره دارای نسبت بازتاب 06/0 است، یعنی فقط 6 در صد نور تابیده به سطح اش را به فضا بازتاب می دهد. تاکنون فقط یک سفینه کاوشگر به نام مارينر 10 از این سیاره دیدن کرده است. این سفینه درسال 1974 میلادی از فاصله 200 هزار کیلومتری سطح عطارد عبور کرد و تصاویر نزدیکی از سطح آن به زمین ارسال نمود. در این تصاویر سطح عطارد همانند سطح کره ماه دیده می شود که گودالهای شهابسنگی دهانه های آتشفشانی، دشتهای پهناور، کوهها، رشته کوهها و درّه های عظیم و طولانی درآن نمایان است. همچنین درسال 2004 سفینه به نام مسنجر (Messenger) بسوی این سیاره پرتاب گردید. ماموریت فضایی دیگری نیزدر سال 2012-2011 انجام خواهد شد. این سیاره قمر ندارد.


سیاره زهره(Venus)سیاره زهره که به نامهای ناهید و ونوس (الهه عشق و زیبایی) و خواهر زمین نیز خوانده می شود جرمی است، اندکی کوچکتر از زمین با قطر 12104 کیلومتر که در فاصله متوسط 2/108 میلیون کیلومتری خورشید به دور آن گردش می کند. مدت گردش انتقالی آن 7/224 شبانه روز زمینی به طول می انجامد و گردش وضعی اش را در مدت 243 شبانه روز زمینی انجام می دهد. این موضوع دلالت بر چرخش بسیار آرام و کند سیاره بدور خود دارد. چگالی سیاره زهره 5/24 برابر چگالی آب است که کمی از چگالی زمین و عطارد کمتر است و احتمالاً ساختار درونی آن به ساختار درونی زمین شباهت دارد. یعنی دارای یک هسته مرکزی فلزی، گوشته یا جبّه ضخیم سیلیکاتی و پوسته ای نازک است. این سیاره دارای جوّ بسیار غلیظ و متراکمی است که همیشه سطح آن را از ديد ما پنهان می دارد. ترکیب جوّ زهره عمدتاً از گاز دی اکسید کربن است که این موضوع می تواند منشاء اثر گلخانه ای شدید در جو سیاره باشد. درواقع این گاز همانند شیشه های یک گلخانه مانع خروج بازتاب های گرمایی از سطح زهره به فضا می شود. بدین وسیله می توان افزایش دمای سطحی سیاره را توجیه کرد. در واقع دمای جوّ زهره حدود 480 درجه سانتیگراد است که از دمای سطحی وجویّ هر سیاره ای در منظومه شمسی بیشتر است در این دما سرب به راحتی ذوب می شود! تاکنون سفاین زیادی به این سیاره گسیل شده اند که می توان سفاین کاوشگر مارینر2 (سال1962)، مارینر5 (سال1967)، مارینر 10(سالهای1975-1973)، ونراها (سالهای1983-1961)، وگا1و2 (سال1985)، گالیله (سال1990)، پایونیر(سالهای1992-1978) ، ماژلان(سالهای1994-1989) ، مسنجر(سال2004) و آخرین آن سفینه ونوس اکسپرس (سال2005) را نام برد. برخی از سفاین فوق کاوشگرهایی به درون جوّ متراکم زهره ارسال کرده اند و بر سطح آن فرود آمده و در فرصت کوتاهی توانسته اند تصاویر ارزشمند از سطح سیاره و جوّ حاکم بر آن ارسال نمایند. حتی نمونه برداری هایی از خاک آن نیز داشته باشند. اطّلاعات به دست آمده نشان از وجود سطحی داغ و بسيار خشک دارد که جویّ بسيار گرم و متراکم و مه آلود برآن احاطه دارد و بادهای ملايمی نيز سطح آن را در می نوردند. حتی وقوع رعد و برق نيز درآن آشکار شده است. لازم به ذکر است که این سياره هيچ قمری ندارد.


سياره مريخ(Mars)سياره مريخ که به نام های بهرام و مارس (الهه جنگ) نيز خوانده می شود جرمی است کوچکتر از زمين با قطر متوسط 6776 کيلومترکه در ورای مدار زمين و در فاصله متوسط 227 ميليون کيلومتری خورشيد به دور آن گردش می کند. فاصله آن از کره خاکی ما در بهترين زمان (حالت مقابله مطلوب) به حداقل 56 ميليون کيلومتر می رسد. البته مقابله معمول اين سياره در هر 780 روز يکبار رخ می دهد. سياره سرخ در مدت 687 شبانه روز زمينی (تقريباً دو برابر سال زمينی) يکبار به دور خورشيد و در مدت 623/24 ساعت به دور خود گردش می کند. که البته اين مدّت به شبانه روز زمين بسيار نزديک است. جالب آن که ميل محوری آن نيز 4/23 درجه است که آن هم به ميل محوری زمين 5/23 درجه نزديک است. به همين دليل مريخ نيز همانند کره خاکی ما دارای فصول چهار گانه است که البته مدّت هر فصل تقريباً دو برابر مدّت زمان فصلهای زمينی است. دمای سطحی مريخ در نواحی استوايی اش و در گرم ترين ساعات شبانه روز به 26 درجه سانتيگراد و در سردترين زمان (پيش از طلوع خورشيد) تا 111ـ درجه سانتیگراد کاهش می يابد. دما در نواحی قطبی آن در سراسر سال به ندرت از 123ـ درجه سانتيگراد گرم تر می شود. مريخ دارای جوّی رقيق با فشاری حدود 01/0 فشار جویّ زمين است که عمدتاً از گاز دی اکسيد کربن تشکيل شده است. فشار اندک جوّ آن موجب می شود تا تغييرات دمايی آن زياد باشد. همچنين در اين فشار مايعات سريعتر تبخير خواهند شد. تصاوير تلسکوپی و مدار گردی مريخ وقوع توفان های کوچک و يا سراسری گرد و غبار را در جوّ آن آشکار ساخته اند. جالب آنکه گاهی اوقات ابرهای نازکی خصوصاً در نواحی قطبی آن تشکيل می شود. به دليل تشابه نزديک محيط مريخ با سياره ما از زمانهای دور اين سياره مورد توجّه بوده است و پيشرفت های فضايی کمک موثری به شناخت هر چه بيشتر اين سياره نموده است و تا کنون بيشترين پژوهش های بين سياره ای را به خود اختصاص داده است به طوريکه سفاين زيادی به اين سياره ارسال شده است و مريخ نشين های متعددی بر سطح آن فرود آورده و تحقيقات مهمی را در محيط آن به عمل آورده اند. کاوشگرهايی مانند مارينر4 (سال1964)، مارینر6و7 (سال1969)، مارس2،3و9 (سال1971)، مارس5و6 (سال1973)، وايکينگ1و2 (سال1975)، فوبوس (سال1988)، مارس ابزرور (سال1992)، مارس96 (سال1996)، مارس پت فايندر و مارس گلوبال سورویر(سال1996)، نوزومی و مدارگرد آب وهوایی مریخ (1998)، دیپ اسپیس2 (سال1999)، فرودگر قطبی مریخ (سال1999)، ادیسه2001مريخ (سال2001)، مارس اکسپرس(سال2003)، رهیابهای اکتشافی سطح مریخ (سال2003)، مدار گرداکتشافی مریخ (سال2005) و درسالهای آتی سفینه های فونیکس و مارس 2007 (سال2007) با هدف شناخت هر چه بيشتر محيط مريخ به اين سياره ارسال شده و می شوند.سطح سرخ گون مريخ عوارضی مانند گودال های برخوردی شهاب سنگی، آتشفشانهای کوچک وبزرگ، دشتهای پهناور، کوهها و درّه های طولانی را در خود جای داده است. در قطبين مريخ نيز کلاهکهای يخی سفيد ديده می شود که جنس آنها از يخ خشک و يخ آب است و جالب آن که با تغيير فصول در مريخ تغيير اندازه می دهند. سياره مريخ دو قمر کوچک دارد که هر دوی آنها در سال 1877 توسط ستاره شناس آمريکايی آساف هال (Asaph Hall) کشف شدند. بزرگترين قمر مريخ فوبوس (ترس) نام دارد که با شکل نامنظم خود قطری معادل 28 × 23 ×20 کيلومتر دارد و در فاصله متوسط 9270 کيومتری سطح مريخ و در مدت 32/0 روز به دور آن گردش می کند. قمر ديگر با نام ديموس (وحشت) به سيب زمينی شباهت دارد و قطرآن 16 × 12 × 10 کيلومتراست. فاصله آن از مريخ 23400 کیلومتر بوده و در مدت 27/1 روز به دور آن گردش می نمايد. در سطح هر دو قمر گودالهاي برخوردی شهابسنگی به وفور يافت می شود و گمان می رود اين دو قمر سيارک های سرگردانی بودند که در گذشته های دور به دام جاذبه مريخ افتاده اند.


سياره مشتری(Jupiter)سياره غول پيکر مشتری به نام های برجيس و ژوپيتر (فرمانروای کوه المپ) نيز خوانده می شود، بزرگترين سياره منظومه شمسی است مشتري با قطر 142800 کيلومتر در فاصله ای دور از خورشيد و در آن سوی مدار مريخ و سيارک ها به دور خورشيد گردش می نمايد. فاصله متوسط آن از خورشيد 36/778 ميليون کيلومتر است و در مدت 86/11 سال زمينی گردش انتقالی اش را انجام می دهد. گردش وضعی اش نيز در مدت 928/9 ساعت انجام می گيرد. اين مدت گردش وضعی در ميان سيارات کوتاهترين زمان محسوب می شود. چرخش سريع اين سياره موجب شده تا ميزان پخ شدگی آن نيز زياد باشد به طوريکه سياره در نواحی استوايی برآمده و در مناطق قطبی فرو رفته به نظر می رسد. چگالی مشتری کمی بيشتر از چگالی آب است (33/1) و اين موضوع نشاندهنده آن است که از نظرساختاری از عناصر سبکی همچون هيدروژن و هليوم به حالت گاز يا مايع تشکيل شده است. در واقع سياره سطح جامدی ندارد و گمان می رود که فقط در مرکز آن يک هسته جامد وجود داشته باشد که اطراف آن را لايه ای از هيدروژن فلزی مايع در بر گرفته و در ورای آن جوّ غليظ و ضخيمی از هيدروژن و هليوم وجود دارد که نمای خارجی مشتری را تشکيل می دهد. سياره درخشان مشتری از ديد ناظری در فضا به صورت کره گازی زرد رنگی که دارای خطوطی موازی به رنگ تيره و روشن و به صورت يک درميان است جلوه گری می کند. درواقع به رگه ها يا نواحی تيره جوّ فوقانی مشتری کمربندهای ابری و به نوارهای روشن ناحيه می گويند.درجوّ غليظ اين سياره لکّه های بيضوی کوچک و بزرگی که به شکل گرداب هستند ديده می شود. يکی ازاين لکّه ها به قدری بزرگ است که قطر طولی آن سه برابر قطر کره زمين است. اين لکّه که به رنگ سرخ ديده می شود اولين بار توسط ستاره شناس انگليسی رابرت هوک درسال 1664 ميلادی کشف شد. لازم به ذکر است کمربندهای جویّ و لکّه سرخ مشتری از ميان تلسکوپی نسبتاً قوی آماتوری قابل تشخيص و رويت می باشند. سياره مشتری دارای ميدان مغناطيسی قدرتمند و عظيمی است که ساختار پيچيده ای دارد ودنباله آن تا مدار سياره زحل نيز کشيده شده است! مسلماً درايجاد اين ميدان قدرتمند توده مرکزی مشتری و لايه هيدروژن فلزی اطراف آن و همچنين چرخش سريع سياره نقش موثری دارند. ميدان مغناطيسی سياره حتی بر اقمار مجاورش نيز تاثيرگذار است. مشتری اقمار زيادی دارد که چهار عدد آنها از بقيه به مراتب بزرگترند و اولين بار توسط ستاره شناس مشهور ايتاليايی گاليلئوگالیله کشف شدند. بدين جهت به آنها اقمار گاليله ای مشتری می گويند. اين چهار قمر به ترتيب فاصله از سياره عبارتند از: آيو (IO)، اروپا (Europa)، گانيمد (Ganymede) و کاليستو ( Callisto). جالب اين که هر کدام از اقمار ويژگي شاخصي دارند. آيو دارای فعاليت شديد آتشفشانی است در واقع فعال ترين قمر در منظومه شمسی محسوب می شود. اروپا دارای سطحی بسيار صاف وهموار است و سطح آن کاملاً از يخ پوشيده شده لذا نسبت بازتاب آن نيز بالاست (64/0 ). گانيمد با قطر 5276 كيلومترنه تنها بزرگترين قمر سياره مشتری است بلکه با قطر 5276 کيلومتر بزرگترين قمر نيز در منظومه شمسی محسوب می شود. کاليستو نيز دارای سطحی تيره و بسيار قديمی است و احتمالاً كهنسال ترين قمر منظومه شمسي است. لازم به ذکر است که چهار قمر بزرگ مشتری را می توان به راحتی با دوربين های با بزرگنمايی کم مشاهده کرد. تاکنون سفینه های فضایی پایونیر10(سال1973)، پایونیر11(سال1974)، ویجر1و2 (سال1979)، اولیس(سال1992) و مدارگرد و فرودگر جوّ مشتری (از سال1989 تاکنون) ازاین سیاره غول دیدن کرده اند. شمار اقمار کشف شده مشتری بعد از ارسال سفاين فوق به بيش از 63 قمر رسيده است که در نوع خود در منظومه شمسی جالب و بی نظير است .


سياره زحل(Saturn)سياره زحل که به نام های کيوان و ساترن (الهه زمان و پدر ژوپیتر) نيز خوانده می شود از زيباترين سيارات منظومه شمسی است که در فاصله متوسط 1427 ميليون کيلومتری از خورشيد به دور آن گردش می کند. گردش انتقالی زحل 46/29 سال زمينی به طول می انجامد. مدّت گردش وضعی آن در نواحی استوايی 25/10 ساعت است. زحل با قطر استوايی 120660 کيلومتر دومين سياره بزرگ منظومه شمسی است. چگالی آن در مقايسه با ديگر سيارات بسيار کمتر و فقط70/0 چگالی آب است. در واقع اگر به طور فرضی اقيانوس عظيمی از آب وجود داشته باشد، سياره زحل به راحتی بر آب شناور خواهد شد. چگالی اندک آن دلالت دارد براينکه ساختار داخلی آن از عناصر سبک هيدروژن و هليوم می باشد که شباهت زياد آن را با ساختار داخلی سياره مشتری نشان می دهد. سياره زحل همچون مشتری دارای يک هسته مرکزی کوچک و احتمالاً لايه هيدروژن فلزی است که جوّی ستبر و غليظ آن را احاطه کرده است. جالب آن که کمربندهای ابری وناحيه های روشن در جوّ زحل نيز قابل تشخيص است. البته وضوح آنها کمتر از خطوط جوّی مشتری است.يکی از ويژگيهای شاخص سياره وجود حلقه هايی زيبا و شگفت انگيز برگرد آن است. در واقع حلقه های زحل از فاصله نزديک شامل بی شمار حلقه و شکاف است که از ذرات ريز خرده سنگ و يخ تشکيل شده اند و از فواصل دور به شکل حلقه جلوه گری می کند. منشاء پيدايش حلقه ها هنوز نامشخص است ولی طبق نظرستاره شناس فرانسوی ادوارد رش(Edvard Roche) حدّی برای حداقل فاصله اقمار تا سياره وجود دارد که اگر قمری از حدّ فوق به سياره نزديکتر شود اثر متقابل جاذبه سياره موجب متلاشی شدن آن شده و قطعات خرده شده آن همانند حلقه هايی به دور سياره قرار می گيرند. تاکنون سفينه های کاوشگر پايونير 11(سال1979)، وويجر1 (سال1980)، وويجر2 (سال1981) و در حال حاضر سفينه کاسينی- هويگنس (ازسال 1997 تا 2008) از اين سياره ديدن کرده اند. اين سفينه ها با ارسال عکسها و اطّلاعات ارزشمند، بسياری از ناشناخته های اين سياره و اقمار شگفت انگيزش را کشف کرده اند. با بررسی دقيق تصاوير ارسالی اين سفينه ها بيش از 61 قمر برای اين سياره شناسايی شده است. يکی از کشفيات بزرگ سفينه وويجر آشکار سازی جوّ غليظ ونارنجی رنگ در اطراف بزرگترين قمر زحل می باشد. اين قمر تيتان نام دارد که قطری معادل 5150 کيلومترداشته که نيروی جاذبه آن برای نگه داشتن برخی گازها کافی است. مشخص شده که در جوّ مه آلود اين قمر گازهای نيتروژن، هليوم و متان يافت می شود. حتی ممکن است درياچه هايی نيز از نيتروژن و متان بر سطح تيتان وجود داشته باشد. سفينه کاسينی ـ هويگنس با ماموريت شناخت هر چه بيشتر اين منظومه سياره ای کوچک به فضا پرتاب شد و در سال 2004 ميلادی با جدا شدن کاوشگر هويگنس از مدار گرد کاسينی و سقوط در جوّ تيتان به دانشمندان در شناخت هر چه بيشتر اين قمر شگفت انگيز ياری رساند. البته ماموريت مدار گرد کاسينی تا سال 2008 ميلادی ادامه دارد.


سياره اورانوس(Uranus)سياره اورانوس (خدای آسمان اوّل و فرمانروای جهان) اولين سياره کشف شده با ابزار رصدی است که درسال 1781 ميلادی توسط ستاره شناس آماتور انگليسی ويليام هرشل (William Herschel) و با تلسکوپی که خود ساخته بود کشف گرديد. البته او در ابتدا تصور می کرد که آن يک دنباله داراست! سياره اورانوس با قطر استوايی 51120 کيلومتر يکی ديگر از سيارات غول گازی است که در فاصله دور 6/2869 ميليون کيلومتری خورشيد به دور آن گردش می کند. مدّت گردش انتقالی آن 013/ 84 سال زمينی به طول می انجامد و مدّت گردش وضعی اش 24/17 ساعت می باشد. چگالی اين سياره نيز همانند سيارات گازی ديگر کم و حدود 3/1 برابر چگالی آب است.چگالی کم گويای آن است که ساختار داخلی اورانوس نيز همانند سيارات مشتری و زحل ولی در مقياس کوچکتر است. اورانوس نيز عمدتاً از گاز هيدروژن و هليوم و مقاديری نيز متان تشکيل يافته است. در واقع متان موجود در جوّ آن رنگ آبی مايل به سبز اين سياره را باعث شده است. ويژگی خاص اين سياره ميل محوری استثنايی آن است. در واقع محور آن به اندازه 8/97 درجه کج شده است و به نظر می رسد که قطبين آن تقريباً در راستای صفحه مداری اش قرار گرفته اند و صفحه استوايی آن عمود بر صفحه مداری آن می باشد. لذا به اورانوس سياره به پهلو خوابيده نيز می گويند.اورانوس نيز همانند ديگر سيارات گازی حلقه هايی به دور خود دارد که البته باريکتر و کمنورترند و احتمالاً جنس آنها از ذرات يخ آب است که لايه ای از گرد زغال (کربن) آنها را در بر گرفته است. بر مبنای اطّلاعات و تصاوير ارسالی سفینه کاوشگر وويجر2 (سال1986) اين سياره حداقل 15 قمر دارد که 5 قمر آن از بقيه بزرگترند و از مدتها با تلسکوپهای زمينی کشف شده بودند. 5 قمر بزرگ اورانوس به ترتيب اندازه از بزرگ به کوچک عبارتند از: تيتانيا 1585 کيلومتر، اوبرو ن 1550 کيلومتر، اومبريل 1185 کيلومتر، آريل1160 کيلومتر و ميراندا 480 کيلومتر. بزرگترين قمر اورانوس سطحی تيره و يخی دارد که آثارگودالهای شهابسنگی، شکاف و درّه در آن به فراواني يافت می شود. اوبرون نيز دارای ويژگی خاص وجود جريان های مواد آتشفشانی است که برا ثر فوران ماده ای لجن مانند ايجاد شده اند.


سياره نپتون (Neptune)سياره نپتون که نام خود را از خدای اقيانوس ها در اساطير يونانی برداشت کرده است. اولين سياره ای است که وجود آن قبل از کشف با ابزار رصدی با استفاده از محاسبات رياضی ثابت شد. سپس با تعيين دقيق موقعيت رصدی آن در آسمان در ميدان ديد تلسکوپ ها نمايان گرديد. کشف رصدی آن در سال 1846 ميلادی نصيب سه ستاره شناس از سه کشور مختلف به نام های جان کاوچ آدامس (John Couch Adams) انگلیسی، اوربن لووريه (Urbain Leverrier) فرانسوی و گاله (Galle) آلمانی شد. سياره نپتون با قطر 49100 کيلومتر چهارمين سياره غول گازی و کوچکترين آنهاست که در فاصله 4497 ميليون کيلومتری به دور خورشيد گردش می کند. در اين فاصله دور گرمای خورشيد بسيار کم است به طوريکه دما در جوّ فوقانی سياره به 200ـ درجه سانتيگراد می رسد. نپتون گردش انتقالی اش را در مدت 79/164 سال زمينی انجام می دهد و گردش وضعی آن 1/16 ساعت به طول می انجامد. چگالی سياره 1/6 برابرچگالی آب است واحتمالاً دارای ساختار داخلی همانند سيارات گازی ديگر است ولی برخلاف فاصله دور آن از خورشيد نپتون جوّ فعالی دارد و وجود لکّه های تيره وروشن همانند لکّه سرخ مشتری حکايت از پويايی آن دارد. نپتون نيز در عرضهای جنوبی جوّ خود دارای يک به نام لكّه تيره بزرگ (Great Dark spot) است که ابرهای سفيدی آن را احاطه کرده اند.رنگ آبی جوّ آن نيز دلالت بر وجود مقادير فراوانی گاز متان است که در واقع جاذب نور قرمز خورشيد و پخش کننده نور آبی آن است. اين سياره نيز همانند سيارات گازی دارای حلقه هايی است که البته کم نورتر و باريک تر ند. علاوه برآن پاره حلقه ها و ديسک های غبارين نازکی نيز در اطراف خود دارد که اولين بار در تصاوير ارسالی کاوشگر وويجر2 مشاهده و كشف شد. سفينه وويجر2 تنها سفينه ای بود که در سال 1989 ميلادی از نزديکی اين سياره نيلگون گذر کرد و اطّلاعات وتصاوير با ارزشی به زمين فرستاد. با بررسی تصاوير ارسالی اين کاوشگر اقمار جديدی نيز برای سياره کشف شد و تعداد آنها از 2 به 10 عدد رسيد. بزرگترين قمر نپتون، تريتون (Triton) نام دارد که قطری معادل 2720 کيلومتر دارد و گردش آن به دور نپتون پس رونده است. اين قمر دارای پوسته يخ بسته فعالی است و رنگ کلاهک قطب جنوب آن به صورتی متمايل است. چهره آن نيز چندان آبله گون نيست و از گودالهای برخوردی شهابسنگی آثار کمی بر خود داراست.

سياره پلوتو(Pluto)
سياره پلوتو که نام آن از نام خدای مرگ و فرمانروای جهان مردگان اساطير روم باستان اقتباس شده است يکی از دور دست ترين اجرام منظومه شمسی است. برای کشف پلوتو تلاشهای چند ساله ای صورت گرفت و در نهايت در ژانويه سال 1930 ميلادی يک ستاره شناس آماتور رصد خانه لوول آمريکا به نام كلايد تومباو (Clyde Tombaugh) با بررسی عکس های گرفته شده از آسمان در محدوده منطقه البروج موفق به کشف آن شد. فاصله متوسط پلوتو از ستاره مرکزی منظومه 5900 ميليون کيلومتر می باشد که در مدت 248 سال زمينی به دور آن گردش می نمايد. صفحه مداري گردش آن به دور خورشيد به گونه ای است که زاويه ای 17 درجه با صفحه مداری ديگر سيارات می سازد. همچنين مدار آن با مدار نپتون تلاقی داشته و در برخی مواقع وارد مدار نپتون می شود.به دليل بعد مسافت و ارسال نشدن سفينه ای به سوی اين سياره اطّلاعات دقيقی از خصوصيات فيزيکی و شيميايی آن در دست نيست. ولی با توجّه به داده های رصدی و کشف قمری به دور سياره که در سال 1978 ميلادی توسط جيمز کريستی (James Christy) صورت گرفت و نام آن را کارون (charon) گذاشتند اندازه گيری برخی ويزگيهای آنها ميسر گرديد. به طوريکه قطر سياره 2400 و قطر کارون 800 کيلومتر تعيين شد. بررسی های طيفی نيز نشان داده اند که سطح پلوتو و قمرش از ماده متان جامد پوشيده شده است و احتمالاً ساختار داخلی پلوتو نيز سنگی است که چگالی آن 7/4 برابر چگالی آب است. اندازه و جرم اندک سیاره نشاندهنده آن است که ساختار آن شباهتی به سيارات گازی ندارد. لذا احتمالاً در گذشته های دور يکی از اقمار نپتون بوده که به دليلی از جاذبه آن گريخته و به صورت جرم مستقلی به دور خورشيد شروع به گردش کرده است. همچنين با بررسی های راداری مدت گردش وضعی سياره 3/6 روز به دست آمده است. قمر آن نيز در همين مدت يک بار به دور پلوتو گردش می نمايد. در واقع قمر پلوتو دارای گردش همزمان است. در ژانويه 2006 ميلادی سفينه ای با نام افق های نو به سوی اين سياره پرتاب شد تا پس از نه سال به محدوده اين سياره برسد و تحقيق در مورد آخرين و ناشناخته ترین سياره منظومه شمسی و کمربند کوئيپر را آغاز کند.


تاريخ : یکشنبه پنجم آبان 1392 | 18:22 | نویسنده : آتوسا |
جدید ترین سیاره ای نزدیک به زمین


                            

محققان و ستاره شناسان موفق به کشف سیاه ای جدید خارج از منظومه ی شمسی شدند که شبیه به زمین است. این سیاه ی جدید شبیه به اوایل شکل گیری کره ی زمین دارد و در حال حاضر بسیار داغ است.

تاکنون محققان و ستاره شناسان بسیاری به دنبال پیدا کردن سیاه ای مشابه به زمین در خارج منظومه ی شمسی بوده اند اما تاکنون سیاره ای سنگی مانند زمین را مشاهده نکرده اند و در حدود 300 سیاره گازی کشف کرده اند و این برای اولین بار است که تیم تحقیقاتی اروپا موفق به کشف اولین سیاره سنگی در خارج از منظومه شمسی شده اند.
به گفته یکی از محققان Artie Hatzes : به زبان ساده ما همگی بر روی یک تکه سنگ زندگی میکنیم. به گفته ی این محقق سیاره کشف شده شباهت های بسیار زیادی به زمین دارد این در حالی است که این سیاره کشف شده به خورشید خود نزدیک از فاصله ی زمین و خورشید منظومه ی شمسی است.
 
عکس گرفته شده از سیاره تازه کشف شده که در حال گردش به دور خورشید خود میباشد. این سیاره به " توده گداخته " معروف است .
 
نزدیک بودن این سیاره کشف شده به خورشید خود سبب شده است تا دمای سطح آن در حدود 3,600 فارنهایت باشد. آغاز روز و شب در این سیاره 20 ساعت انجام میگیرد.
به گفته این محقق: این سیاره هنوز داغ است و ما آن را " توده گداخته " می نامیم. این کشف بزرگ سبب شده است که بسیاری از محققان به فکر ایجاد زندگی در سیاه ی دیگری در خارج منظومه ی شمسی فکر کنند. این خبر در کنفراس آخرین یافته های محققان در روز چهارشنبه به ثبت رسید. این در حالی است که فاصله ی این سیاره از زمین در حدود 500 سال نوری است. در سال نوری در حدود 6 تلریون مایل است.
این در حالی است که اندازه این سیاره نزدیک به اندازه زمین است و قطر این سیاره تنها یک و نیم برابر بزرگتر از زمین است و وزن آن پنج برابر زمین گزارش شده است.




تاريخ : یکشنبه پنجم آبان 1392 | 18:15 | نویسنده : آتوسا |
  • خورشید گرفتگی چیست؟

خورشید گرفتگی یا کسوف وقتی رخ می‌دهد که سایه ماه بر بخشی از زمین بیافتد و در نتیجه از دید قسمت‌هایی از کره زمین قرص ماه روی قسمتی از قرص خورشید را بپوشاند. این پدیده هنگامی رخ می‌دهد که زمین و ماه و خورشید به ترتیب در یک خط راست یا تقریبا در یک خط راست قرار بگیرند.

به عبارت دیگر هر گاه ماه از میان زمین و خورشید عبور نماید و سایه ماه روی قسمتی از زمین بیافتد، هم اختفا خورشید توسط ماه رخ داده است و هم گرفت زمین توسط ماه رخ داده است.

  • علل خورشید گرفتگی

خورشید گرفتگی تنها در زمان ماه نو رخ می‌دهد. حدود 30 روز طول می‌کشد تا ماه یک گردش کامل به دور زمین انجام دهد و در هر بار گردش یک بار ماه نو رخ خواهد داد. اما چرا هر ماه این پدیده روی نمی‌دهد؟

دلیل این امر این است که مدار ماه و زمین با هم زاویه دارد و در بسیاری از حالات ماه از بالا یا پایین قرص خورشید می‌گذرد. مدار زمین و ماه در دو نقطه به هم بر خورد می‌کنند که به این دو نقطه گره‌های مداری می‌گویند و ماه هرگاه در این گره با زمین و خورشید در یک خط قرار بگیرد خورشید گرفتگی صورت می‌گیرد. و معمولا در هر سال دو یا سه بار این اتفاق روی می‌دهد.

  • انواع خورشید گرفتگی
1- خورشید گرفتگی حلقوی:

این نوع از گرفتگی، هنگامی رخ می‌دهد که از سطح زمین اندازه ظاهری ماه کوچکتر از اندازه ظاهری خورشید دیده شود. در این وضعیت، در مکان‌هایی از کره ‌زمین که به خط واصل مرکز خورشید و مرکز کره ماه خیلی نزدیک هستند، تنها حلقه پر نوری از خورشید دیده می‌شود و درون حلقه (که روی تاریک ماه است ) کاملا تاریک دیده می شود.

2- خورشید گرفتگی کلی:

این نوع از خورشید گرفتگی، هنگامی رخ می‌دهد که از سطح زمین اندازه ظاهری ماه اندکی بزرگ تر از اندازه ظاهری خورشید دیده شود. در این وضعیت، در مکان‌هایی از کره‌ زمین که به خط واصل مرکز خورشید و مرکز کره ‌ ماه خیلی نزدیک هستند، تمام سطح خورشید توسط روی تاریک ماه پوشانده می‌شود.

در این نوع خورشید گرفتگی امکان رؤیت جو خورشید وجود دارد که زیبایی این پدیده عمدتا به همین موضوع بر می‌گردد. معمولاً هر یک و نیم سال یک بار یک خورشید گرفتگی کلی روی می‌دهد، اما هر انسان در طول عمرش شاید یک بار شانس تماشای این پدیده را داشته باشد چرا که این موضوع وابسته به مکان ناظر است. نمونه چنین کسوفی در سال 1378 در ایران اتفاق افتاد.

3- خورشید گرفتگی جزئی:

هر گاه خورشید گرفتگی اتفاق می‌افتد، در مکان‌هایی از سطح کره زمین که از خط واصل مرکز خورشید و مرکز ماه دور هستند، امکان رؤیت گرفت کلی یا گرفت حلقوی وجود ندارد. در چنین نقاطی (که شامل مساحت بیش‌تری از زمین می‌شود) دو قرص خورشید و ماه هم مرکز دیده نمی‌شوند و در نتیجه روی تاریک ماه، تنها قسمتی از قرص خورشید را می پوشاند که به این حالت گرفت جزئی می گویند.

  • اهمیت علمی خورشید گرفتگی

ارزش علمی خورشید گرفتگی به بررسی‌هایی است که هنگام گرفتگی کلی می‌توان انجام داد که در مواقع دیگر عملا غیر ممکن است. وقتی ماه قرص خورشید را می‌پوشاند لایه‌های خارجی جو خورشید را می‌توان رصد کرد.

با پدیدار شدن ستاره‌ها می‌توان انحنای فضا - زمان را اندازه گیری کرد با محاسبه زمان تماس اول ماه با خورشید می‌توان به جزئیاتی در حرکت مداری ماه و زمین پی‌برد. می‌توان ستارگان دنباله‌داری را که در حضیض هستند را بررسی کرد. و ...

در قرن اخیر مهمترین سنجش‌های خورشید گرفتگی اندازه‌گیری مکان ستاره‌های قابل روئیت در اطراف خورشید و تایید تجربی نسبیت عام انیشتین است. نسبیت عام، پایه کهکشان شناسی نوین است.

  • نکات لازم در هنگام رصد خورشید گرفتگی

- به هیچ وجه بدون فیلترهای مخصوص به خورشید نگاه نکنید.

- برای نگاه کردن به خورشید از شیشه‌هایی که به وسیله دود شمع و یا به طرق دیگر دودی شده‌اند استفاده نکنید چرا که آن‌ها تنها شدت نور را کم می‌کنند و جلوی پرتوهای خطرناک نور خورشید را نمی‌گیرند.

- با ابزار نجومی به هیچ وجه بدون فیلتر به خورشید نگاه نکنید.

- بهترین روش دیدن خورشید گرفتگی استفاده از ابزار‌هایی مثل اتاق تاریک و یا انداختن تصویر بر روی دیوار یا پرده است.



تصویر

تاریخچه

در طول تاریخ این پدیده همواره مورد توجه اقوام و ملل مختلف بوده است. اغلب تمدنهای کهن خورشید گرفتگی را پدیده‌ای شوم می‌پنداشتند و درباره آن اعتقادات خرافی داشتند. چینیها عقیده داشتند که هنگام خورشید گرفتگی اژدهایی خورشید را می‌بلعد. در بسیاری از فرهنگها خورشید گرفتگی بلایی آسمانی پنداشته می‌شده است. مردم هند در خلال گرفتگی خود را تا گردن در آب فرو می‌کردند و اعتقاد داشتند که با این کار به خورشید و ماه کمک می‌کنند تا در برابر اژدها از خود دفاع کنند.

خورشید گرفتگی از دیدگاه علمی

اندازه ظاهری خورشید و ماه از زمین باهم برابر است. علت این امر آن است که فاصله این دو جسم از کره ما متفاوت است. در نتیجه در زمانهایی که ماه مسقیما از جلوی خورشید عبور می‌کند قرص خورشید در پس آن پنهان می‌شود. شرط لازم و کافی برای وقوع پیوستن کسوف آن است که زمین ، خورشید و ماه در یک خط یا تقریبا یک خط راست قرار بگیرند، بطوری که سایه ماه بر بخشی از زمین بیافتد کل این سایه از دو قسمت نیم سایه که در قسمت بیرونی است نیمه درونی که تاریک و سیاه است تشکیل شده است.

در محدوده نیم سایه ماه تنها قسمتی از خورشید را پوشانده است که به آن خورشید گرفتگی جزیی می‌گویند. در خلال گرفت بر اثر حرکت ماه و چرخش زمین سایه ماه زمین را از غرب به شرق طی می‌کند، به این سیر حرکتی سیر گرفتگی کلی می‌گویند. هر کسی که در این مسیر باشد خورشید را در حالت گرفت کلی خواهد دید، این مسیر در بیشترین حالت به 320 کیلومتر می‌رسد و حدود نیم درصد سطح زمین را می‌پوشاند. معمولا هر 1.5 سال خورشد گرفتگی کلی روی می‌دهد، اما ما در طول عمرمان شاید یک بار شانس تماشای این پدیده را داشته باشیم.



img/daneshnameh_up/1/14/Eclipse3.jpg

کسوف تنها برای زمین

تصادف شگفت‌آوری است که اندازه ظاهری قمر زمین ، یعنی ماه ، به اندازه ظاهری خورشید برابر است. گر چه خورشید 400 بار دورتر از ماه است، اما 400 بار هم بزرگتر از آن است. قطر بسیار بزرگ خورشید ، در اثر مشاهده از این فاصله زیاد ، کاملا کوچک دیده می‌شود. اگر این پدیده جالب توجه وجود نداشت‌، نمی‌توانستیم اطلاعات بیشتری در مورد جو بیرونی خورشید بدست می‌آوریم. بجز زمین ، در هیچ یک از سیارات منظومه شمسی پدیده گرفتگی خورشید روی نمی‌دهد.

علل کسوف

حدود 30 روز طول می‌کشد تا ماه یک بار زمین را دور بزند. دو یا سه بار در هر سال ، ماه در مسیر خود ، مستقیما از فاصله بیان زمین و خورشید می‌گذرد. در این هنگام گرفت خورشید رخ می‌دهد. قرص تاریک ماه برای مدت کوتاهی همه خورشید یا بخشی از آنرا می‌پوشاند.


  • چرا هرگاه ماه از میان زمین و خورشید می‌گذرد این پدیده اتفاق نمی‌افتد؟

    دلیل این امر اینست که مدار ماه و زمین باهم زاویه دارد و در بسیاری از حالات ماه از بالا یا پایین قرص خورشید می‌گذرد. مدار زمین و ماه در دو نقطه به هم بر خورد می‌کنند که به این دو نقطه گره‌های مداری می‌گویند و ماه هرگاه در این گره با زمین و خورشید در یک خط قرار بگیرد خورشید گرفتگی صورت می‌گیرد.

انواع کسوف

کسوف کامل

در این حالت ماه در نزدیکترین فاصله خود به زمین قرار دارد و در یک خط راست نیز قرار دارند. در این حالت کل قرص خورشید در پشت ماه پنهان می‌شود. سایه ماه فقط چند کیلومتر از سطح زمین را در بر می‌گیرد و به موازات حرکت ماه در مدار خود ، یک مسیر طولانی منحنی شکل در روی زمین می‌پیماید. تنها کسانی می‌توانند گرفتگی خورشید را ببینند که در جایی از این مسیر باریک و طولانی واقع باشند.

در هر نقطه ، مدت گرفتگی کامل ، بیشتر از دو تا پنج دقیقه طول نمی‌کشد. هر چه گرفتگی کامل نزدیکتر می‌شود، آسمان تاریکتر می‌شود و ستارگان بیشتری پدیدار می‌شوند. هنگامی که قرص خورشید کاملا پوشانده می‌شود، هاله سفید رنگ درخشانی در اطراف ماه می‌درخشد. این همان تاج است که بصورت هاله‌ای از گازهای رقیق و داغ از خورشید جریان دارند. در کنار قرص سیاه ماه ، حلقه باریک و سرخ رنگی از گازهای خورشید به چشم می‌خورد که فام سپهر نام دارد.

کسوف جزئی

ساعتی پیش از آغاز گرفتگی کامل ، ماه شروع به پوشاندن بخشی از خورشید می‌کند. در این مرحله گرفتگی صرفا حالت جزئی دارد. در نواحی وسیعی در هر دو سوی مسیر گرفتگی ، تنها گرفتگی جزئی قابل روئیت است. در بر خی گرفتگیها فقط نیم سایه با زمین در تماس است و تمام سایه از افراز قطبین می‌گذرد. طبعا این نوع خورشید گرفتگی در قطبین صورت می‌گیرد.

کسوف حلقه‌ای

فاصله خورشید تا زمین و نیز فاصله تا ماه ثابت نیست، این فاصله‌ها اندکی تغییر می‌کنند. هنگامی که زمین از حالت عادی خورشید نزدیکتر و از ماه دورتر است، اندازه ظاهری ماه کوچکتر از اندازه ظاهری خورشید می‌شود. اگر در این مواقع گرفتگی رخ دهد، ماه نمی‌تواند قرص خورشید را بطور کامل بپوشاند. در نتیجه حلقه درخشانی از نور خورشید دور تا دور ماه را فرا می‌گیرد. این حالت را گرفت حلقه‌ای می‌نامند. در گرفت حلقه‌ای ، آسمان همچنان روشن است و تاج خورشیدی نیز دیده نمی‌شود. به این دلیل ، ارزش علمی گرفت حلقه‌ای کم است.

ثبت کسوف

مردم در زمانهای قدیم از گرفتگی خورشید می‌ترسیدند. آنها علت گرفتگی را نمی‌دانستند و خیال می‌کردند که ممکن است خورشید برای همیشه ناپدید شود. امروزه گرفتگی کامل ، برای اخترشناسان فرصت گرانبهایی است تا بخشهای کم نورتر تاج و نیز لایه فام سپهر را مطالعه کنند. مدتها پیش از آنکه گرفتگی رخ دهد. برنامه ریزی دقیقی صورت می‌گیرد، تا چندین هیئت در مسیر گرفت مستقر شوند.



img/daneshnameh_up/9/9e/Eclipse1.jpg



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 | 16:29 | نویسنده : آتوسا |


کشور ما ایران امروز بخشی از سرزمین بزرگتری به اسم فلات ایران است. سرزمین مرتفعی که بین رشته کوه های زاگرس در غرب و فلات تبت و یا در شرق شکل گرفته است. فلات ایران بخشی از قاره بزرگ اوراسیا محسوب می شود؛ اما فلات ایران کی به شکل و شمایل امروزیش در آمده است؟ رشته کوه های بلند و زمین های مرتفع کی در آن درست شده اند؟ شاید برای خیلی ها مهم تر باشد که بدانند ایران ما چطور به وجود آمده است. زمینی که ما امروز روی آن راه می رویم چقدر قدمت دارد؟ اولین بار کی زمین پدید آمد که امروز بخشی از کشور ما را تشکیل می دهد؟ برای پاسخ دادن به این سوال ها باید به سراغ گذشته زمین شناسی ایران رفت. اما باید توجه کرد که این گذشته رابطه تنگاتنگی با گذشته کره زمین دارد؛ یعنی برای پاسخ دادن به پرسش هایمان درباره ایران ابتدا باید به پرسش های مهم تری درباره کره زمین جواب بدهیم. زمینی که میلیاردها سال قبل از ابر و گاز میان ستاره ای شکل گرفت. اتفاقی که شاید از نظر ما بسیار پیچیده باشد اما در مقیاس کیهانی کاملا معمولی محسوب می شود چون در گوشه و کنار آن می شود بی شمار از این پدیده ها را سراغ گرفت. زمان گذشت و گذشتن آن ثابت کرد که زمین با بیشتر سیاره ها ( و شاید با همه آنها ) فرق دارد. حیات روی زمین شکل گرفت و سرانجام موجودات هوشمندی ( انسان ها ) را توسعه داد که می توانند بیندیشند ، به هستی نگاه و درباره آن سوال کنند. حالا ما می خواهیم برای جواب دادن به یکی از این سوال ها به 4/6 میلیارد سال قبل برگردیم جایی در آن دوران هادئن که زمین بسیار بسیار جوان بود و از آنجا نگاهی بیندازیم به کره خاکی مان. با این سفر ما می توانیم مراحل مختلف رشد سیاره مان را خوب نگاه کنیم و ببینیم که آب و هوا و خشکی چطور روی کره زمین به شکل امروزی شان در آمده اند.

دریاها چطور درست شده اند و قاره های امروزی چطور از شر آب ها در امان مانده اند. آیا آنها از ابتدا به همین شکل بوده اند و زمین به همین شکل و با همین پستی و بلندی ها شکل گرفته است؟ شاید این تصور رایجی باشد اما این طور نیست. زمین سر گذشت پر ماجرایی را پشت سر گذاشته تا به شکل و شمایل امروزی اش در آمده است. در خلال این بررسی ما میتوانیم تصور خوبی به دست بیاوریم؛ درباره سر گذشت کوه ها ، دریاها و حتی پوشش گیاهی سرزمینمان و از اتفاقاتی که برای فلات ایران در طی میلیارد ها سال رخ داده است.


نیروهای زمین

 
تحقیقات زمین شناسی نشان داده اند که زمین از ابتدا به همین شکل و شمایل امروزی نبوده است. امروز این موضوع بدیهی به نظر می رسد و حتی می شود با اطمینان گفت زمین در آینده به همین شکل نخواهد ماند. زمین در حال تغییر است و این ماجرا از ابتدای پیدایش آن آغاز شده است. باد ، باران ، گرمای خورشید و همه نیروهای طبیعت هر روز مشغول تغییر دادن آن هستند. این تغیرات بسیار کوچک هستند اما وقتی در مقیاس زمانی میلیون ها سال روی هم انباشته شوند چهره زمین را بسیار تغییر می دهند. تکتونیک صفحه ای یکی از این عوامل تغییر است. نیرویی که هر روز جای قاره ها و خشکی ها را عوض می کند. پس ابتدا باید ببینیم که این نیرو چطور عمل می کند و حاصل آن چه تغییری است .
زمین در ابتدای پیدایش به صورت کره ای از مواد بسیار مذاب بود. کره ای که زیر بمباران شدید تیکه پاره های به جا مانده از پیدایش منظومه شمسی بود. احتمالا مقدار زیادی بخار آب در مواد تشکیل دهنده زمین وجود داشته اند که بر اثر کم بودن جاذبه زمین جوان از روی آن پراکنده شده اند. با گذشت زمان زمین شروع کرد به سرد شدن و به تدریج عناصر سنگین تر ته نشین شده و هسته فلزی زمین را به وجود آوردند. به همین ترتیب عناصر سبک تر به سطح آمده و ابتدا گوشته و بعد پوسته زمین را تشکیل دادند . همین پوسته ای که ما امروز روی آن زندگی می کنیم و آن را به قاره های مختلف تقسیم کرده ایم. باقیمانده بخار آب به همراه گازهایی که از مواد مذاب متصاعد می شود دور زمین جمع شد. به این ترتیب جو کره زمین مخلوطی بود از گازهایی مثل هیدروژن ، هلیوم ، متان و آمونیاک و مقدار زیادی دی اکسید کربن. زمین داشت سرد می شد که بخار موجود در جو به شکل ابر درآمده و یک دوره پر از باران به وجود بیاید. باران هایی که در نهایت اقیانوس ها را شکل دادند. این بارش ها باعث شدند که بیشتر گازهایی مثل co2 و آمونیاک از جو زمین شسته شده؛ بارانی از اسید بر روی زمین بریزد. این حوادث به فاصله کمتر از یک میلیارد سال بعد از پیدایش زمین اتفاق افتاد یعنی زمین از یک کره سوزان که مواد مذاب در سطح آن جریان داشتند تبدیل به کره ای که اقیانوسی از اسید آن را پوشانده بود ، شد. به این ترتیب دوران اول یا هادئن تمام شد و با پایان یافتن آن بمباران های فضایی هم به آخر رسید .

زمانی برای چروک خوردن
 
بارش باران و اقیانوس اسیدی باعث شدند که روند سرد شدن زمین سریعتر شود ، به این ترتیب پوسته در حال سرد شدن زمین درست مثل سیب در حال پلاسیدن چین و در نتیجه ترک هایی در آن پدید آمد. اولین موجودات زنده همان زمان در اقیانوس ها پا به عرصه هستی گذاشتند. حالا زمین در آغاز دوران آرکئن، پستی و بلندی هایی داشت که در آن اقیانوس ها جا گرفتند؛ خشکی های روی زمین ترک خورده بود و به چند صفحه بزرگ تقسیم شد. این صفحات نازک ( 6 تا 60 کیلومتر ) روی لایه ای از مواد مذاب و نیمه مذاب گوشه ای شناور بودند درست مثل حالا از همان زمان یعنی نزدیک به 3/5 میلیارد سال قبل ، حرکت خشکی ها ، جا به جا شدن آنها و تغییرات مدام پوسته زمین آغاز شد. به این حرکات ، تکتونیک صفحه ای گفته می شود. بر اساس این حرکت پوسته اقیانوس که نازک تر از پوسته قاره ای است ( پنج تا ده کیلومتر) به طور دائم به زیر پوسته قاره و داخل گوشه فرو می رود و ذوب می شود. یکی از نقاطی که این اتفاق در آن می افتد ، ناحیه مکران در ایران است. در این ناحیه پوسته اقیانوس هند به زیر صفحه ایران برخورد کرده و داخل گوشته فرو می رود. در عوض درست در مرکز اقیانوس ها جایی که پوسته اقیانوسی کش آمده و به کمترین ضخامتش می رسد مواد مذاب گوشته از آن بیرون می ریزند و بر اثر برخورد با آب ، تبدیل به پوسته اقیانوسی می شوند. اما چرا این اتفاق می افتد؟ زمین شناسان می گویند جریان های همرفت زیر پوسته و بالای گوشته زمین باعث می شوند که صفحات پوسته روی آن بلغزند و این لغزش باعث حرکت آنها می شود. یعنی زایش مداوم پوسته در اقیانوس اطلس باعث می شود دو قاره آفریقا و آمریکای جنوبی از هم دور شوند. اگر به قسمت های غربی قاره آفریقا نگاه کنید می بینید که قسمت های شرقی آمریکای جنوبی درست مثل یک پازل داخل آنجا می افتند. اما این تنها بخشی از یک حرکت بزرگ و جهانی است .

پازل زمین
 
پازل آمریکای جنوبی - آفریقا سر انجام کار خودش را کرد و نظر « آلفرد واگنر » ژئو فیزیکدان و هواشناس آلمانی را به خودش جلب کرد او با مطالعه روی این مساله سرانجام در سال 1912 با ارائه یک سخنرانی و انتشار کتاب « منشا قاره ها و اقیانوس ها » نظریه اشتقاق قاره ها را برای اولین بار و به طور جدی مطرح کرد. او بر اساس شواهدی که به دست آورده بود ، می گفت در زمان دور، همه قاره ها به صورت توده ای یکدست بوده اند که بعدها شکسته ، ترک خورده و از هم دور شده اند. واگنر فکر می کرد قاره هایی که امروز در نیمکره جنوبی قرار دارند، قبلا در قطب جنوب آن زمان و قاره های شمالی نیز در استوا قرار داشته اند. واگنر این قاره بزرگ را پانگا نامید، یعنی تمام زمین. آن روزها مخالفت های زیادی با نظریه واگنر ابراز شد اما بعدها شواهد زیادی نشان دادند که حق با او بوده است. مثلا فسیل های بسیار قدیمی در قاره هایی پیدا شدند که هیچ ارتباطی با هم نداشتند. این موضوع نشان می داد که این دو منطقه باید روزگاری به هم مرتبط بوده باشند. از طرف دیگر تکنولوژی روز به کمک آمده و حرکت قاره ها نسبت به هم را اندازه گیری کرده است. برای مثال در ساحل غربی آمریکا برای اولین بار در کنار خلیج کالیفرنیا این حرکت ثبت شد. جایی که قسمتی از خاک آمریکا به وسیله گسل سن اندریاس جدا شده و با نرخ سالی یک سانتیمتر از این قاره دور می شود. بنابراین امروزه ما می توانیم سرگذشت خشکی های زمین را از حدود 600 میلیون سال قبل تا به حال پیگیری کنیم. به این ترتیب با به دست آمدن شواهد فسیل شناسی نقشه خشکی های زمین از ابتدای دوران کامبرین یعنی 600 میلیون سال پیش رسم شده اند. در آن دوران بیشتر خشکی ها در قطب جنوب متمرکز بوده اند ، بعد به تدریج این خشکی ها شروع به بالا آمدن کرده و در نزدیکی خط استوا متمرکز شده اند. در مورد پراکندگی خشکی ها قبل آن حدس هایی زده می شود. به این ترتیب اگر درست روی نصف النهار مبدا به زمین نگاه کنید در چند میلیون سال پایانی دوران خشکی ها در دو سمت شرق و غرب زمین پراکنده بوده اند . و بعد به سمت قطب جنوب متمرکز شده اند. بعد در طول حدوداً 300 میلیون ساله دوران پالئوزوئیک خشکی های زمین شکسته ، ترک خورده و دوباره در نزدیک استوا متمرکز شده اند. در پایان دوران ( پالئوزوئیک) و آغاز دوران سوم (مزوزئیک )یعنی در طول دوره تریاس (200 تا 250 میلیون سال قبل ) این خشکی ها پانگا نامیده می شوند. کمی بعد قاره جدید دوباره شروع به ترک خوردن کرد. دوره ژوراسیک (200تا150 میلیون سال قبل ) زمانی بود که پانگا به دو قاره گندوانا و لوراسیا تقسیم شد. گندوانا شامل آفریقا ،آمریکای جنوبی، قطب جنوب ، هند، صفحه عربستان و استرالیا بود. لوراسیا هم آسیا ، اروپا و آمریکای شمالی را در بر گرفت. در این میان منطقه موسوم به خاورمیانه فعلی به تدریج در طی تحولات 200 میلیون سال گذشته شکل گرفته است. به این ترتیب شاید بتوان گفت سرزمین مادری ما ایران بین 200 تا 250 میلیون سال قبل متولد شده است .

ایران کجا بود؟
 
فرض کنید قرار است به یک سفر دور و دراز در زمان برویم. قرار است به میلیون ها سال قبل و به گذشته ما قبل تاریخی ایران زمین سفر کنیم. با این فرض مهم ترین مساله این است که اصلا چقدر باید در زمان عقب برویم تا در کشتی مان بتواند تکه زمینی برای پهلو گرفتن بر خاک ایران پیدا کند. بنابراین باید در نقشه های زمین شناسی به دنبال نشانی از ایران بگردیم اما مساله اینجاست که این موضوع چندان دقیق نیست. تا چند سال قبل تصور می شد که فلات ایران اولین بار در دوره کرتاسه رنگ آفتاب را دیده است. دلیل این مساله تعداد زیادی فسیل های دریای منطقه کویر مرکزی ایران بود که تاریخشان با همین دوره ، یعنی 70 تا 145 میلیون سال قبل مطابقت داشت. اما یافته های جدید نشان می دهند که فلات ایران باید قدیمی تر از این حرف ها باشد. به دلیل قرار گرفتن فلات ایران در یکی از پر تنش ترین مناطق کره زمین پیگیری ردی از فلات ایران کار دشواری است. بنابراین جست و جو را آغاز می کنیم تا ببینیم چقدر می توانیم در زمان به عقب برویم تا نشانی از فلات ایران پیدا کنیم .
شاید بد نباشد جست و جو را از جایی که امروز فلات ایران نامیده می شود ، شروع کنیم. اگر مبنا را موقعیت جغرافیایی امروز فلات ایران در نظر بگیریم ، خشکی هایی که در این منطقه قرار داشته اند. در طی زمان به مناطق دیگر سفر کرده اند. 300 میلیون سال قبل در طول و عرض جغرافیایی امروز ایران خشکی هایی وجود داشت که امروزه بخشی از خاک های یخ زده سیبری و قطب شمال تشکیل می دهد. یعنی خشکی ها در طول این سال ها به این سفر دور و دراز رفته اند. پس باید رد بخش هایی از پوسته زمین که امروزه فلات ایران است را در جای دیگر جست و جو کرد. مبنای این جست و جو نشانه های مثل فسیل هاست که از زمان های دور و دراز به جا مانده اند. منابع معدنی هم می توانند در این مورد راه گشا باشند. مثلا زغال سنگ ها مورد مناسبی به شمار می آیند و در ایران هم به وفور پیدا می شوند.

رد زغال
 
در تمام جهان ذغال سنگ در سه دوره اصلی شکل گرفته اند. فاصله زمانی 360 تا 300 میلیون سال قبل مهم ترین دوره ذغال زایی در جهان بوده اند؛ یعنی دوره های پیاپی « کربونیفروس » و « کربونیفر » از دوران پالئوزوئیک. بیشتر ذغال های این دوره ها در آمریکای شمالی فعلی قرار دارند. ظاهراً از این منابع زغال در ایران خبری نیست. همین طور هیچ فسیلی از جانوران خشکی که قدمتش به 300 میلیون سال قبل برگردد در ایران پیدا نشده است. یعنی تا اطلاع ثانوی می توان نتیجه گرفت در آن روزهای گرم که گیاهان بر سرتا سر زمین حکمفرمایی می کردند، سرزمین مادری ما هنوز زیر آب بود. پایان دوره کربونیفر همراه با یخبندان شدید بود و یکی از یخبندان های دوره ای زمین از راه رسید. یخ ها تا میانه های دوره بعدی یعنی پرمین دوام آوردند. از میانه های این دوره یخ ها کنار رفتند و آب و هوای زمین گرم تر شد و بعد ناگهان در 250 میلیون سال پیش فاجعه بزرگ رخ داد. تمام دی اکسید کربن ذخیره شده در آب اقیانوس ها ناگهان در جو زمین رها شد. نتیجه این اتفاق مرگ بیشتر از 95 درصد جانداران خشکی زمین بود. حیات جانوران روی تنها قاره جهان، پانگیا رو به زوال نهاد. از آن دوران به علت مرگ دسته جمعی جانداران فسیل های زیادی در نقاط مختلف جهان پیدا شده است اما هیچ نشانی از فسیل ها در ایران دیده نشده است. از طرف دیگر در پایان این دوره قسمت هایی از فلات مرتفع تبت که همسایه ما است تازه از آب خارج شده بود. به همین دلیل می توان باز هم نتیجه گرفت که سرزمین های فلات ایران هنوز زیر آب ها در خواب بودند. پانگا کم کم داشت ترک می خورد یعنی گندوانا داشت از لوراسیا جدا می شد. رسوبات کف اقیانوس ها به تدریج بالا آمدند ، دوران دوم تمام می شد و جهان آماده ورود به دوران سوم زمین شناسی می شد.

تولد زاگرس
 
دوران دوم ، عصر دایناسورهاست . معلوم نیست اگر آنها ناگهان 65 میلیون سال پیش و در پایان این دوران منقرض نمی شدند، می توانستند به چه موفقیت های دست پیدا کنند. به هر حال حضور آنها و انقراض ناگهانی شان راهنمای خوبی برای پیگیری روند اشتیاق قاره هاست. همین طور زغال سنگ هنوز هم می تواند به عنوان یک راهنمای مناسب به کار گرفته شود. 251 میلیون سال قبل دوران دوم یا مزوزئیک با دوره تریاس آغاز شد. در سرزمین های قطبی آب و هوای مرطوب و معتدل حکم فرما بود که مناسب احوال خزندگان به نظر می رسید؛ دایناسورها از همین منطقه رشد و نمو شان را آغاز کردند. اما در مناطق دیگر قاره بزرگ ، هوای خشک و فصلی حاکم بود؛ زمستان هایی سرد تابستان هایی گرم. در پایان این دوران صفحه عربستان در حال جدا شدن از قاره آفریقا بود و به پوسته های کف اقیانوس فشار می آورد ، جاهایی که بعدها به قسمت بزرگی از فلات ایران را تشکیل داد. این فشار در کنار پایین بودن سطح اقیانوس ها باعث شد که رشته کوه های زاگرس ، برای اولین بار در پایان تریاس به صورت کوه های از آب خارج شود. فسیل های یافت شده در منطقه زاگرس این مساله را تایید می کنند. فلات ایران در حال شکل گرفتن بود و در کنار آن ، سرزمین های غربی مثلاً فلات آناتولی ( ترکیه امروزی ) هم از آب خارج شدند. برخورد صفحه فلات قاره ایران به صفحه لوراسیا کم کم باعث شد تا کوه زایی رشته کوه های البرز به صورتی ضعیف در این دوره آغاز شود. 200 میلیون سال قبل از این دوره به پایان راه نزدیک شد.

طلوع آفتاب کویر
 

آب و هوای دوره ژوراسیک در آغاز تفاوت چندانی با دوره تریاس نداشت اما به تدریج آب و هوای ملایم و مرطوب بر بیشتر نقاط جهان حاکم شد مخصوصا خشکی های حاشیه دریای باستانی تتنیس شرایط آب و هوایی مساعدی داشت. به همین دلیل از دوره ژوراسیک آثار گیاهی بی شماری به جا مانده است. پایان ژوراسیک یک دوره دیگر پیدایش ذغال سنگ را برای زمین رقم زد. بیشترمنابع ذغال در کویر مرکزی ایران مربوط به این دوره است. یعنی در آغاز دوره ژوراسیک علاوه بر قسمت هایی از زاگرس، کویر امروزی لوت هم از آب خارج شد. شرایط تا میانه های این دوره به همین ترتیب بود و قسمت هایی از کویر مرکزی به تدریج برای اولین بار رنگ آفتاب را به خود دیدند. یعنی جایی که امروزه کویر خشک و سوزان است و تابش آفتاب زندگی گیاهی آنجا را به شدت تهدید می کند در آن زمان پوشیده از جنگل های انبوه ، و علفزار های وسیع بود که دایناسورها در آن رژه می رفتند. رد پای دایناسورها کشف شده در کرمان گواه خوبی برای این مطلب است. این رد پا مربوط به 180 میلیون سال قبل است. 145 میلیون سال قبل و در پایان ژوراسیک به تدریج قسمت هایی از یک صفحه قدیمی به اسم « کیمریا » از آب خارج شد جایی که در بر گیرنده مناطقی از ایران ، قزاقستان و چین بود. در پایان این دوره آمریکای شمالی و جنوبی در حال جدا شدن از اروپا و آفریقا بودند و جهان کم کم به شکل امروزی اش نزدیک می شد. آب و هوای جهان به تدریج سرد می شود.


درباره کویر
 
شروع دوره کرتاسه با سرد شدن هوا همراه بود. شواهد بارش برف بوده اند. اما همین دوره مناطق گرمسیری مرطوب تر از گذشته شدند. احتمالا کوه های جوان زاگرس که روز به روز بیشتر قد می کشید در این دوره برای اولین بار برف را تجربه کردند اما به زودی دوباره آب و هوای گرم بر جهان حاکم شد. فعالیت های پوسته زایی کف اقیانوس و گرم شدن باعث شدند که سطح آب ها بالا بیایند. در نتیجه 100 میلیون سال قبل قسمت های زیادی از پوسته اقیانوسی به وسیله آب و هوای کم عمق پوشیده شدند. این مساله به گرم شدن هوای زمین کمک کرد. این گرما به قدری زیاد بود که فسیل های به دست آمده ثابت می کند دایناسورها در قطب جنوب هم زندگی می کردند. بالا آمدن آب های قسمت های زیادی از سرزمین های غیر مرتفع فلات ایران را دوباره زیر آب برد. فسیل های جانوران دریایی منقرض شده مثل امونیت ها و براکیوپودا در کویر مرکزی ایران این موضوع را ثابت می کنند. این فسیل ها مربوط به اواخر دوره کرتاسه هستند. این جانداران دریایی 65 میلیون سال قبل این دوران دریای کم عمق تتیس بر قسمت های زیادی از قاره اروپا و آسیای غربی کشیده شده بود ، با تمام شدن کرتاسه دوران دوم به پایان راه رسید.

عصر جدید
 

در پایان دوران دوم و آغاز دوره سنوزویئک قطب جنوب شروع به جدا شدن از آمریکای جنوبی کرد. 33 میلیون سال قبل این اتفاق کامل شد و گذرگاه آبی بین این قاره گشوده شد. به همین علت آب های سرد قطبی امکان پیدا کردند تا به عرض های بالاتر سرد شد. یخ ها باعث شدند سطح آب های جهان پایین بروند. در همان زمان برای اولین بار قسمت هایی از صفحه عربستان از زیر آب خارج شد. عربستان در آستانه جدایی از آفریقا بود و به سمت شمال شرقی می چرخید. به علت چرخش عربستان ، صفحه ایران به شدت به زیر صفحه اوراسیا برخورد کرد. نتیجه این برخورد، متولد شدن رشته کوه های البرز بود. قسمت های زیادی از دریای تتیس در آستانه خشک شدن بود. 20 میلیون سال قبل ارتباط این دریا با آب های آزاد برای همیشه قطع شد. در ادامه این دوران آمریکای جنوبی به زیر آمریکای شمالی برخورد کرد. جریان آبی به راه افتاد و آخرین عصر یخبندان حدود 2 میلیون سال قبل از راه رسید که به آن دوره یخبندان کواترنری هم می گویند. بارش ها در دوره یخبندان کم شدند و دریاچه هایی که به آب های آزاد راه نداشتند، رفته رفته کمتر شدند، دریای باستانی تتیس که تا قبل از یخبندان یکپارچه بود، به دو قسمت تقسیم شد. خزر و اورال باقیمانده قسمت شمالی تر آن و دریای سیاه و مدیترانه بقایای قسمت های جنوبی ترند. در ادامه به دلیل چرخش آفریقا در جهت خلاف عقربه های ساعت ، مدیترانه دوباره به دریای آزاد راه پیدا کرد. در طی دو میلیون سال، سطح آب ها پایین رفت و قسمت های زیادی از دریاچه ها خشک شدند. یخ ها حدود 2000 سال پیش از مدار های قطبی بالاتر رفتند و به بیانی عصر یخ پایان یافت. البته چون هنوز هم یخ های قطبی آب نشده اند می شود گفت که ما در عصر یخ به سر می بریم. در مناطق مرکزی ایران هم رودها جاری شدند و جنگل ها در مناطق شمالی تر توسعه پیدا کردند. از آن زمان تا به امروز زمین رفته رفته گرم تر و خشک تر شده است . آن قدر زیاد که رودهای جاری قسمت های مرکزی ایران جایشان را به قنات ها داده اند.



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 | 16:22 | نویسنده : آتوسا |

49 واقعیت درباره کره زمین

ما برروی سیاره ای زندگی می کنیم که تا کنون به عنوان تنها پذیرنده حیات شناخته شده است. اگرچه چند وقتی است تلسکوپ فضایی کپلر داده هایی را مخابره می کند که دربرگیرنده خبرهایی از یافته شدن سیاراتی همانند زمین (به لحاط ساختار) است، اما این سیارات تنها نامزدهایی برای تحقیق بیشتر درباره شرایط حیات در ورای جو زمین هستند.

علی رغم تمام جستجوی های گسترده و پیشرفته بشر در فضای خارج از زمین و امیدواری به یافتن کراتی برای میزبانی از انسان ها، این تنها زمین است که به ما اجازه داده تا برروی آن سکنی گزینیم و به بقایمان ادامه دهیم.

اما شما به چه میزان با این سیاره آشنا هستید؟ چه موارد شگفت انگیزی را درباره آن می دانید؟ مطالبی که در ادامه خواهید خواند شامل 49 مورد از مواردی درباره سیاره زمین است که شاید کمتر به آن توجه کرده باشید. این مطالب در قالب سوال و جواب گردآوری شده است تا بهتر بتوانید معلومات خودتان را درباره زمین محک بزنید.

1- گرمترین مکان بر روی زمین کجاست؟

بسیاری تصور می کنند که دره مرگ در کالیفرنیا گرمترین مکان روی زمین است. اگرچه در بعضی از روزها این تصور درست است اما منطقه العزیز در لیبی با ثبت رکورد دمای 57.8 درجه سلسیوس در 13 سپتامبر 1922 گرمترین منطقه ای از زمین شناخته شده که تا به حال دمای آن اندازه گرفته شده است. بیشترین دمای دره مرگ در سال 1913، 56.6 درجه سلسیوس ثبت شده است.

49 واقعیت درباره کره زمین

2- سردترین مکان روی زمین کجاست؟

جایی بسیار دور و البته قابل انتظار. سردترین منطقه ای که تا به حال دمای آن ثبت شده است منطقه ای به نام وستوک در قطب جنوب است. دمای منفی 89 درجه سلسیوس در 21 جولای سال 1983 در این منطقه به ثبت رسیده است.

3- آیا کوه ها هم رشد می کنند؟

بله، اما رشد آن ها به گونه ای نیست که ما بتوانیم با چشم آن را مشاهده کنیم. سرعت رشد این کوه ها 1 میلی متر در هر یک میلیون سال است. ناخن های انگشتان شما نیز در هر 2 هفته یک بار همین قدر رشد می کند!

4- در هر سال چه مقدار ذره از فضا وارد جو زمین می شود؟

در واقع نمی توان به این پرسش جواب قاطعی داد اما دانشمندان معتقدند در هر سال حداقل 1000 میلیون گرم از ذرات ریز گوناگون موجود در فضا وارد جو زمین می شوند و راه خودشان را به سمت سطح زمین ادامه می دهند. این موضوع باعث شده است تا عده ای از محققان، مساله ای را تحت این عنوان مطرح کنند که برخی میکروب ها ریشه ای فرازمینی دارند و از مناطق مختلفی در فضا به زمین منتقل شده اند. نظریه ای که شاید بتواند مبنایی برای شکل گیری حیات فرازمینی باشد.

5- آیا زمین واقعا به شکل کره است؟

خیر. به خاطر گردش زمین به دور خودش، در مناطق میانی این سیاره حالت برآمدگی به وجود آمده است. این برآمدگی در طی قرن های مختلف رو به کاهش بود اما اخیرا مطالعه های جدید صورت گرفته نشان می دهد که این برآمدگی دوباره رو به افزایش است. افزایش و تسریع ذوب شدن یخچال های طبیعی یکی از عوامل دخیل در این مورد است.

49 واقعیت درباره کره زمین

6- برای رفتن به مرکز زمین چه مقدار راه باید پیمود؟

فاصله سطح زمین تا مرکز آن در حدود 6378 کیلومتر است. بیشتر لایه های دورنی زمین را مواد سیال تشکیل داده اند و پوسته سخت زمین ضخامتی تنها در حدود 66 کیلومتر دارد. اگر زمین را مانند یک سیب فرض کنیم پوسته زمین از پوسته این سیب هم نازکتر خواهد بود!

7- ماه از زمین دور می گردد یا به آن نزدیک می شود؟

در حدود چندین میلیون سال پیش مدار ماه بسیار نزدیکتر از حالت فعلی به زمین بود. یک دور چرخش کامل ماه به دور زمین تنها 20 روز طول می کشید. امروزه اما می دانیم که ماه در حال دور شدن از زمین است و در هر سال در حدود 4 سانتی متر از سیاره مادر خود فاصله می گیرد.

49 واقعیت درباره کره زمین

ما بر روی سیاره ای زندگی می کنیم که تا کنون به عنوان تنها پذیرنده حیات شناخته شده است. اگرچه چند وقتی است تلسکوپ فضایی کپلر داده هایی را مخابره می کند که دربرگیرنده خبرهایی از یافته شدن سیاراتی همانند زمین (به لحاظ ساختار) است، اما این سیارات تنها نامزدهایی برای تحقیق بیشتر درباره شرایط حیات در ورای جو زمین هستند.

علی رغم تمام جستجوی های گسترده و پیشرفته بشر در فضای خارج از زمین و امیدواری به یافتن کراتی برای میزبانی از انسان ها، این تنها زمین است که به ما اجازه داده تا بر روی آن سکنی گزینیم و به بقایمان ادامه دهیم. حال شما تا چه میزان با این سیاره آبی آشنا هستید؟

در مطلب گذشته به 7 پرسش درباره سیاره زمین که شاید کمتر به آن توجه کرده باشید پاسخ داده شد. در این نوشته نیز به 7 پرسش دیگر درباره کره خاکیمان پاسخ داده خواهد شد تا بیش از پیش با این سیاره شگفت انگیز آشنا شویم.

8 – آیا زمین بزرگترین سیاره خاکی در منظومه شمسی است؟

جواب این سوال مثبت است. قطر زمین در استوا 12756 کیلومتر است و این در حالیست که قطر سیاره زهره، خواهر دوقلوی زمین در حدود 12104 کیلومتر است. سیارات عطارد و مریخ نیز که دو سیاره خاکی دیگر منظومه شمسی هستند به مراتب کوچکتر از زهره و زمین هستند. البته پلوتو نیز یک سیاره خاکی به حساب می آید اما اخیرا این سیاره از لیست سیارات بیرون گذاشته شده است.

49 واقعیت درباره کره زمین

9- قسمت های داخلی زمین تا چه اندازه داغ هستند؟

به اندازه هر یک کیلومتر که به داخل زمین برویم دما به میزان 20 درجه سانتی گراد افزایش پیدا می کند. در نواحی که هنوز به هسته زمین نزدیک نشده ایم دمای محیط در کمترین حالت تا 3870 درجه سانتی گراد افزایش پیدا خواهد کرد.

10- زمین چند سال دارد؟

سیاره ما سنی در حدود 4.5 میلیارد سال دارد که اندکی از خورشید جوانتر است. تحقیقات اخیر نشان می دهد کره زمین بسیار زودتر از آن چه تصور می شد به دنیا آمده است. سن جدید سیاره زمین 4.467 میلیارد سال تخمین زده شده است که به نسبت سن قدیمی تر آن که در حدود 4.537 میلیارد سال برآورد شده بود بسیار جوانتر به نظر می آید!

11-  کدام سیاره قمر بیشتری دارد؟ مریخ یا زمین؟

سیاره مریخ دارای دو قمر به نام های فوبوس و دیموس است در حالی که زمین تنها یک قمر طبیعی دارد که ما آن را به نام ماه می شناسیم. البته سیارات خارجی منظومه شمسی مانند زحل و مشتری برخلاف سیارات داخلی، قمرهای بسیاری را در اطراف خود جمع کرده اند. تعداد این اقمار به قدری زیاد است که شاید دانشمندان مجبود شوند در آینده تعریف جدیدی برای قمر ارائه دهند.

12- آیا زمین و ماه در بدو تولد از یکدیگر جدا شدند؟

اینکه ماه دقیقا چگونه بوجود آمده هنوز معلوم نشده ‌است. ممکن است همراه با زمین در اوایل شکل گیری منظومه شمسی شکل گرفته باشد، یا اینکه بعدها جذب میدان جاذبه شده و در مدار قرار گرفته‌است. نظریه‌ای که بیش از سایر نظریه‌ها پذیرفته شده این است که ماه از برخورد یک سیارک به اندازه مریخ به زمین بوجود آمده‌است. اثرات متقابل جاذبه‌های زمین و ماه بر همدیگر باعث افزایش مدت حرکت وضعی هر دو جسم شده‌است.

13-  آیا زمین همیشه در این فاصله از خورشید قرار خواهد داشت؟

دانشمندان معتقدند در چند میلیارد سال آینده، خورشیدی به قدر بزرگ می شود که ممکن است مدار زمین را در بربگیرد. اگر تا آن زمان بشر همچنان در زمین زندگی کند قعطا به همراه زمین و سایر جانوران تبخیر خواهد شد. البته اگر تا آن زمان جرم خورشید دست خوش تغییراتی غیر قابل پیش بینی شود این امکان وجود دارد که زمین در مدار دورتری نسبت به مدار کنونی از خورشید قرار بگیرد. بعضی شبیه سازی های انجام گرفته شده نشان می دهد به لحاظ تئوری جابه جایی مدار زمین امکان پذیر است.

14- در هر ثانیه چند رعد و برق در سراسر جهان اتفاق می افتد؟

به طور میانگین در حدود 100 رعد و برق در هر ثانیه در سراسر جهان روی می دهد. البته این تعداد تنها رعد و برق هایی هستند که با زمین برخورد می کنند. در هر دقیقه شاید بالغ بر 1000 صاعقه در پیرامون زمین و در میان ابرهای بالای سر ما زده می شود.

49 واقعیت درباره کره زمین



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 | 16:21 | نویسنده : آتوسا |

عکس های زیبا و تخیلی از کره زمین و فضا


عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا


عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا


عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا


عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
تلسکوپ فضایی هابل,
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های فضا و ماه, عکس های فضا یی و نجوم
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا
عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا

عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا

عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا

عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا

عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا

عکس های بسیار دیدنی و زیبا از فضا




خورشيد را 9 سياره احاطه كرده‌اند كه در بين آنها كره زمين از نظر فاصله با خورشيد، سومين كره است و از چهار سياره داخلي بزرگ‌تر است.

از پنج سياره بيروني، چهار تاي آنها از كره زمين بزرگ‌تر هستند. زمين در مداري گردش مي‌كند كه هيچ وقت از 5/91 ميليون مايل به خورشيد نزديك‌تر نمي‌شود و از 5/94 ميليون مايل دورتر نمي‌شود.

 

جالب‌تر اينجا است كه اين مدار تقريباً دايره مانند است و اگر غير از اين بود زندگي روي كره زمين غير ممكن مي‌شد زيرا حيوانات و گياهان در زمستان از سرما يخ مي‌زنند و در تابستان از گرما كباب مي‌شدند. ‏

زمين در مقايسه با كائنات يك كره جوان و جديد است با اين حال زمين حدود 5/4 هزار ميليون سال عمر دارد. كشف اين موضوع از بررسي‌هاي انجام شده توسط راديواكتيو كه در تعيين عمر سنگ‌ها از آن استفاده مي‌شود، به دست آمده است.

 

تمامي عناصر راديواكتيو همانند اورانيوم كه براي عكس العمل تعيين شده به كار مي‌رود، به عناصر مختلف در ميزان ثابتي، تغيير شكل مي‌دهند.

 

به وسيله اندازه گرفتن اين دو، يعني مقدار عنصر راديواكتيو اصلي و عنصر راديواكتيو تغيير شكل يافته، مي‌توان عمر تشكيل سنگ را حساب كرد. قديمي‌ترين سنگ‌هايي كه تا كنون به دست آمده‌اند حدود 3 هزار ميليون سال عمر داشته‌اند ولي به طور يقين زمين سال‌هاي طولاني قبل از اين كه سطح سنگ‌ها شروع به تشكيل يافتن كنند، وجود داشته است. ‏

اگر چه ستاره شناسان و سياره شناسان چندين تئوري درباره چگونگي بوجود آمدن زمين و بقيه سيارات منظومه شمسي ارائه داده‌اند ولي هنوز شك و ترديد فراواني در رابطه با مبدأ تشكيل زمين وجود دارد.

 

هر كدام از اين تئوري‌ها بايد شامل اين واقعيت باشد كه تمامي سياره‌هاي بزرگ‌تر در مدار دايره مانندي در اطراف خورشيد گردش مي‌كنند و اين مدارها تقريباً در يك سطح نزديك هم قرار مي‌گيرند. حقيقت ديگري كه بايد توضيح داده شود اين است كه تمامي كرات در يك جهت به دور خورشيد مي‌چرخند و آن در جهتي است كه خورشيد به تناوب دور مي‌زند.

 

حتي عجيب‌تر اين كه فاصله كرات مختلف از خورشيد از نظر رياضي به وسيله يك معادله ساده با هم نسبت دارند و به نام قانون «باد» ناميده مي‌شود. البته ممكن است اين فقط يك تصادف و اتفاق باشد يا احتمال دارد رابطه با مبدأ اصلي منظومه شمسي داشته باشد. ‏

در اينجا دو تئوري اصلي به وجود مي‌آيد يكي اين كه يك رشته طولاني از بخار داغ به وسيله نيروي جاذبه سياره ديگري كه از نزديكي خورشيد مي‌گذشته از خورشيد جدا شده و پايين افتاده است سپس به تدريج بخار داغ، خنك و منقبض شده و تبديل به گلوله‌هاي جامدي شده است كه همان كرات هستند.

 

تئوري ديگر كه احتمال بيشتري دارد عبارت است از اين كه در اصل يك توده بخار و غبار وجود داشته كه در حال چرخش دايره مانند بوده است.

 

چرخش‌ها و گردبادهاي اين توده تكامل حاصل كرده و هسته‌هاي مركزي كرات ايجاد شده است. هر كدام از اين هسته‌ها به تدريج بزرگ‌تر شدند زيرا نيروي جاذبه آنها هر زمان بيشتر و بيشتر اجسامي را كه در فضاي لايتناهي اطرافشان پراكنده بودند به طرف خود جذب مي‌كردند.

 

خورشيد در مركز اين دايره‌اي كه بخار و غبار به صورت ابر تيره در آمده واقع شده بود، زمين يكي از گرد بادها بوده است.‏

كره زمين با سرعت 5/18 مايل در ثانيه به دور خورشيد در حال حركت است. همانند تمامي اجسام ديگري كه در مدارهاي هيأت، حركت و راهشان از قوه ميل به مركز پيروي مي‌كنند درست همانند پوست حلزون بسيار بزرگي كه روي يك نخ نامريي قرار داشته باشد.

 

همان طور كه كره دور مي‌شود نيروي ميل به مركز به وسيله كشش نيروي جاذبه زمين بين خورشيد و كره زمين ايجاد مي‌شود. اگر كره زمين از دور زدن باز بايستد روي خورشيد سقوط خواهد كرد. ‏

خوشبختانه در فضا بخار آن قدر وجود ندارد كه گردش زمين را آهسته كند و فقط از اندازه مدار زمين به طور بسيار ملايمي كاسته مي‌شود.‏

زمين در فضا به شكل مارپيچ در حال حركت است به علاوه اين كه كره زمين از مغرب به مشرق روي محور خودش هر بيست و چهار ساعت يك بار مي‌چرخد.‏‎ ‎اندازه گيري‌هاي جديد صورت گرفته نشان مي‌دهند كه محور شمالي جنوبي كره زمين جنبش نسبتاً مختصر و نامنظمي دارد. همچنين ساعت‌هاي بسيار دقيق نشان مي‌دهند كه طول روزها به طور بسيار ملايمي تغيير مي‌كند.

 

البته به عقيده بسياري از صاحب نظران اين طولاني شدن ملايم روزها به دليل زياد شدن جزر و مدهاي انرژي محرك گردش زمين است. البته اساس جزر و مدهاي دريا به واسطه كشش نيروي جاذبه ماه است.‏

خوشبختي بشري كه روي زمين زندگي مي‌كند در اين است كه زمين تندتر نمي‌چرخد وگرنه وقتي كه نيروي گريز از مركز از نيروي جاذبه بيشتر مي‌شد زمين و تمامي متعلقاتش در فضا پخش مي‌شدند. ‏

يك نكته جالب در مورد زمين اين است كسي كه روي خط استوا زندگي مي‌كند در واقع از كسي كه در هر يك از قطب‌هاي زمين است تندتر حركت مي‌كند. حركت زمين در خط استوا تندتر از دو قطب است.‏

اندازه گيري‌هايي كه روي حركت و جنبش ستاره‌هاي كوچك مصنوعي كه به وسيله راكت به فضا پرتاب شده‌اند نشان مي‌دهند كه نه فقط زمين در دو قطب كمي پهن‌تر است بلكه كمي هم به شكل گلابي است.

 

زمين يگانه كره‌اي است كه روي آن اقيانوس وجود دارد و داراي هوايي به نسبت چهار پنجم ازت و يك پنجم اكسيژن است. همچنين زمين شامل هسته مركزي مذابي است به قطر 3 هزار مايل و به طور قطع حرارت مركز آن چندين هزار درجه سانتي گراد است.

 

به احتمال زياد قسمت بزرگي از اين حرارت از راديواكتيو معادن داخل زمين حاصل مي‌شود.‏

قشر زمين يا ورقه رويي آن حدود 25 مايل ضخامت دارد. فاصله بين قله اورست تا «مارياناز ترانش» گودترين نقطه اقيانوس آرام، حدود 12 مايل است و نيز تقريباً 78 درصد سطح زمين از آب پوشيده شده است.‏





گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org






تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 | 9:45 | نویسنده : آتوسا |
بیشتر جنگل‌های ایران، در نواحی شمالی این کشور و جنوب دریای خزر جای دارند. این مناطق جنگلی دارای آب و هوای معتدل شرجی می‌باشند و از شرق استان اردبیل تا استان خراسان شمالی کشیده شده‌اند و در این امتداد، سه استان گیلان، مازندران و گلستان را دربر می‌گیرند. رشته کوه البرز که بلندترین رشته کوه خاورمیانه است، همچون دیواری در مقابل رطوبت ناشی از دریای خزر ایستاده ایستاده و مانع نفوذ آنها به نواحی مرکزی ایران می‌شود؛ بنابراین این ابرها مجبور به بارش در نواحی شمالی می‌شوند و نواحی مرکزی خشک و بیابانی می‌شوند.

جنگل‌های ایران بر روی هم ۳٬۴۰۰٬۰۰۰ یا سه میلیون و چهار صد هزار هکتار جنگل در دامنه‌های شمالی کوه‌های البرز و استان‌های ساحلی دریای خزر وجود دارد. مساحت جنگل‌های دیگر که پراکنده درسایر نقاط کشور می‌باشند تا سه میلیون هکتار است. از این جنگلها تنها ۱، ۳ میلیون هکتار برای بهره برداری صنعتی قابل استفاده‌است، بقیه جنگل‌ها به سبب کمبود در نگاهداری درست و یا آسیب‌های طبیعی مورد بهره برداری نیستند. براساس اسناد و مدارک موجود، ایران از زمان باستان تا آغاز قرن هیجدهم دارای جنگل‌های بسیار و گوناگون بود. پهنه جنگل‌های موجود در ایران با مرزهای کنونی در زمان هخامنشیان به بیش از ۱۶ میلیون هکتار می‌رسید. از بین بردن جنگل‌های ایران از زمان حمله مغول آغاز گشت و به ویژه در سه قرن گذشته به بالاترین مرتبه خود رسید. در زمان قاجار بین سالهای ۱۲۸۱ و ۱۲۹۱ نزذیک به ۱۳۰ هزار تن ذغال چوب از بریدن درختان جنگلی ایران تولید شد و به خارج از کشور صادر شد.


File:Ghaleye Rud Khan (14).JPG



File:Ghaleye Rud Khan (40) 4.jpg


درختان و فرسایش خاک

درختان و درختچه ها و به طور کلی پوشش گیاهی در حفظ و پایداری خاک و افزایش قابلیت نفوذ آنها نقش موثری دارند خاک سطحی قابل استفاده انسان بیش از چند سانتی متر نیست به همین جهت حفظ و نگهداری آن امری حیاتی به شمار می رود .

در مناطق خشک فرسایش بادی عامل عمده تخریب خاک ها بوده و در مناطق باد خیز درختان عامل موثری در تثبیت خاک ها به شمار می آیند .

باد شکن های سبز ، حائل و ضربه گیر بوده که متشکل از چند ردیف درخت می باشد . در اطراف اماکن مسکونی و یا باغات به صورت کمربند های سبز طویل کاشته می شوند و بسیاری از صدمات ناشی از باد را تقلیل می دهند.



آب و هوا در جنگلها

برخی جنگلها (مثلا جنگلهای همیشه سبز ) چندان تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی نیستند . ولی برخی دیگر ( مثلا جنگلهای خزان کننده ) بشدت تحت تاثیر بوده ،کلیه برگهای خود را در هر پاییز از دست می دهند .

میزان رویش درختان جنگلی وابسته به فاکتورهای متعددی است که عمدتا شامل نور خورشید ،نوع خاک ، آب ، درجه حرارت و پتانسیل ژنتیکی درختان می باشد . اکثر این فاکتورها و عوامل به طور مستقیم یا غیر مستقیم به آب و هوا مربوط می شود .

در فصل تابستان درجه حرارت هوای درون جنگل معمولا بین 6 تا 8 درجه فارنهایت (3 تا 4 درجه سانتیگراد) پایین تر از درجه حرارت بیرون جنگل است ، لیکن در زمستان درجه حرارت در جنگل خیلی نزدیک به درجه حرارت فضای باز و گاهی چند درجه ای گرمتر است .

درجه حرارت خاک در فضای باز در یک روز تابستانی ممکن است به 90 درجه فارنهایت (32 درجه سانتیگراد ) برسد ، در حالی که درجه حرارت خاک در یک توده جنگلی مجاور 20 درجه فارنهایت (11 درجه سانتیگراد) می باشد .

در یک جنگل سوزنی برگ در فصل زمستان ، به دلیل تاثیر عایق مانند تاج پوشش و لاشبرگ موجود در کف جنگل خاک جنگلی دیرتر یخ زده و همینطور در بهار نیز زمین دیرتر گرم می شود .






تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 | 17:6 | نویسنده : آتوسا |

عکس های زیبا از طبیعت بی نظیر اقیانوس اطلس


عکس های زیبا از طبیعت بی نظیر اقیانوس اطلس

اقیانوس اَطلَس یا اقیانوس آتلانتیک، دومین اقیانوس بزرگ دنیا است که قاره‌های آفریقا و اروپا را از قاره آمریکا جدا می‌سازد و درازایش نیز از جنوبگان تا اقیانوس منجمد شمالی است. نام اقیانوس آتلانتیک از یک لغت یونانی به معنای دریای اطلس گرفته شده است.اولین بار هرودت این اقیانوس را دریای اطلس نامید.

عکس های زیبا از طبیعت بی نظیر اقیانوس اطلس

عکس های زیبا از طبیعت بی نظیر اقیانوس اطلس


عکس های زیبا از طبیعت بی نظیر اقیانوس اطلس


عکس های زیبا از طبیعت بی نظیر اقیانوس اطلس

عکس های زیبا از طبیعت بی نظیر اقیانوس اطلس

عکس های زیبا از طبیعت بی نظیر اقیانوس اطلس


عکس های زیبا از طبیعت بی نظیر اقیانوس اطلس


ویژگیهای آب دریا


آب تنها جسم طبیعی است که در شرایط معمولی به سه شکل جامد ، مایع و بخار پیدا میشود، فراوانترین نوع آن به شکل مایع میباشد که ویژگیهای شایان توجهی دارد. گرم شدن و سرد شدن آن خیلی تدریجی صورت میگیرد و از این رو نقش اقیانوسها و دریاها در تعدیل و تنظیم حرارت سطح زمین فوقالعاده مهم است. نقطه انجماد آب دریاها تابع درجه شوری است، به این سبب نقطه انجماد آب دریا از از نقطه انجماد آب خالص پایینتر است. در نتیجه ، آب دریا به هنگام یخ بستن به قدری سنگین میشود که به اعماق فرو میرود. این پدیده در پیدایش جریانهای اقیانوسی نقش مهمی دارد. قابلیت فشرده شدن (تراکم) آب زیاد نیست، ولی اگر این قابلیت را نداشت، سطح اقیانوسها حدود سی متر بالاتر از حد فعلی بود.

نمکهای محلول در آب دریا

آب دریا به قدری شور است که قابل خوردن و زراعت نیست. علت این شوری ، وجود نمکهای مختلف به خصوص نمک طعام میباشد. اقیانوس شاید تنها جایی باشد که بتوان تمام عناصر را در آنجا یکجا پیدا کرد. از عناصر ساده بیش از شصت نوع آن در آب اقیانوس شناخته شده و احتمال وجود بقیه چندان بعید به نظر نمیرسد. مقدار بعضی از عناصر در آب دریا ، به قدری ناچیز است که بطور مستقیم تشخیص داده نمیشود، ولی وجود آنها در اندام جانوران دریا ثابت شده است. وزن کل املاح موجود در آب اقیانوسها را حدود تن برآورد کردهاند. این املاح میتواند تمام سطح کره زمین را به ضخامت 45 متر بپوشاند و اگر فقط روی قارهها قرار گیرد، ضخامت آن به 153 متر خواهد رسید.

کلرور سدیم به تنهایی 77 درصد املاح آب اقیانوس را تشکیل میدهد. بنابراین اقیانوسها را میتوان مخازن عظیم نمک به حساب آورد. مهمترین ویژگی آب اقیانوس داشتن ترکیب ثابت است. یعنی با وجود اینکه درجه شوری برحسب زمان و مکان تغییر میکند، مقدار نسبی عناصر اصلی تقریبا ثابت میماند. املاح و عناصر دیگری در آب اقیانوس وجود دارد که مقدار نسبی آنها در آب ثابت نیست. مهمترین آنها فسفاتها ، نیتراتها ، نیتریتها ، سیلیکاتها ، مس ، آهن، روی و منگنز است. این املاح را که به مصرف تغذیه پلانکتونها میرسد، املاح تغذیهای میگویند.

درجه شوری آب اقیانوسها

منظور از درجه شوری ، وزن تمام نمکهای موجود در یک لیتر آب اقیانوس در هر نقطه میباشد. برای تعیین درجه شوری ، روشهای غیرمستقیم مختلفی وجود دارد. با استفاده از جدول مخصوص میتوان از وزن مخصوص آب دریا و یا از مقدار کلر استفاده کرد. قابلیت هدایت الکتریکی آب و میزان شکست نور در آن با میزان درجه شوری نسبت مستقیم دارد. از این دو ویژگی نیز می توان برای محاسبه درجه شوری آب دریا استفاده کرد.

گازهای محلول در آب دریا

در آب دریا گازهای مختلفی به صورت محلول وجود دارد که مهمترین آنها اکسیژن است. حیوانات دریا برای تنفس از اکسیژن محلول در آب استفاده میکنند. به جز اعماق چند دریا وجود جانوران در تمام نقاط مشاهده شده، لذا اکسیژن نیز در تمام قسمتهای دنیای اقیانوس وجود دارد، ولی مقدار آن در همه جا به یک اندازه نیست. آب اکسیژن را از هوا دریافت میکند. در قسمت سطحی به علت اختلاط با هوای مجاور میزان اکسیژن همیشه زیاد است. عللاوه بر آن ، اکسیژنی که گیاهان دریا ضمن فتوسنتز دفع میکنند، در آب حل میشود.

گیاهان در آبهای کمعمق تا جایی که نور خورشید نفوذ دارد، زندگی میکنند و امواج حداکثر تا عمق دویست متری میتوانند آب را به هم بزنند. بنابراین اکسیژن اعماق زیاد از طریق دیگر تامین میشود. روش معلوم برای اعماق متوسط ، جریانهای عمقی است که آب اشباع شده از اکسیژن را به آنجا میرساند. علاوه بر اکسیژن ، گازهای دیگری از قبیل ازت ، گاز کربنیک و آرگون نیز در آب دریاها وجود دارد. بعضی از دریاها از یک عمق معین به پایین فاقد اکسیژن هستند. مثلا در دریای سیاه از عمق 180 _ 200 متر به پایین تنها گاز ازت و هیدروژن سولفوره در آب وجود دارد.

وزن مخصوص آب دریا

وزن یک سانتیمتر مکعب آب خالص در 4،08 درجه حرارت برابر یک گرم است که آن را وزن مخصوص آب میگویند. وزن مخصوص آب دریا به سبب وجود املاح ، همیشه از وزن مخصوص آب خالص بیشتر است. بطور کلی ، وزن مخصوص آب دریا تابع حرارت و درجه شوری است. آب دریا هر قدر سردتر شود، وزن مخصوص آن افزایش مییابد. همین طور افزایش درجه شوری نیز سبب افزایش وزن مخصوص میگردد. وزن مخصوص متوسط آبهای سطحی دریا در حدود 1،025 است. در دریاهای کناری و داخلی بسته به موقعیت جغرافیایی و شرایط محلی ، وزن مخصوص متفاوت است. مثلا در دریای سرخ وزن مخصوص آب بین 25 الی 28 میباشد، ولی در دریای بالتیک بیش از 04 نیست. (معمولا برای نشان دادن وزن مخصوص آب دریا دو رقم سمت راست را مینویسند



رنگ و شفافیت آب دریا

رنگ طبیعی دریا آبی است، ولی به سبب وجود عناصر آلی و مواد معدنی از نواحی مختلف به رنگهای سبز ، زرد و سرخ نیز دیده میشود. رنگ آب دریا در عرضهای بلند متمایل به سبز است. این رنگ به علت وجود پلانکتونهای نوع دیاتومه میباشد. رنگ زرد در اثر وجود مواد تخریبی است که معمولا در دهانه رودهای بزرگ دیده میشود. در دریای سرخ و خلیج کالیفرنیا وجود نوعی آلگ رنگ آب را مایل به سرخ نشان میدهد، به موازات این عوامل انعکاس رنگ آسمان هم ، رنگ آب دریا را تغییر میدهد.

شفافیت آب دریا به مقدار نفوذ اشعه خورشید در آب بستگی دارد. آزمایشها نشان می دهند که در یک متر عمق ، نصف اشعه جذب میشود. تاثیر طیف سبز تا 500 متر و طیف بنفش تا 1500 متر است. شفافیت آب دریا در نزدیکی سواحل به خصوص در نزدیکی مصب رودخانهها به مقدار قابل ملاحظهای کاهش مییابد.

حرارت آب دریا

حرارت آب اقیانوسها یک ویژگی فیزیکی است که در نتیجه تبادل با محیط مجاور حاصل میشود. در آب نیز مثل سایر اجسام چگونگی تبادل حرارت به گرمای ویژه و قابلیت هدایت آن بستگی دارد. گرمای ویژه آب اقیانوس زیاد است، بدان سبب گرم شدن و سرد شدن آن به کندی صورت میگیرد و از این رو اختلاف درجه حرارت روزانه و سالانه آب اقیانوسها نسبت به قارهها خیلی کمتر است. اختلاف درجه حرارت متوسط روزانه در اقیانوس بیش از یک درجه نیست.

اختلاف سالانه نیز بین 5 تا 10 درجه میباشد، ولی در دریاهای داخلی و خلیجها بطور استثنایی حد تغییرات بیشتر است. قسمتی از حرارت جذب شده به وسیله تبخیر به اتمسفر منتقل میشود. در فصل تابستان با وجود سرد بودن آب اقیانوس نسبت به هوای مجاور اختلاف درجه حرارت بین این دو محیط چندان زیاد نیست. ولی در زمستان آب گرمتر از هوا بوده و اختلاف نیز بیشتر است. این اختلاف به خصوص در دریاهای کناری و داخلی به 20 الی 28 درجه و آبهای قطبی به 35 درجه میرسد.

یخ در اقیانوسها

در مناطق قطبی و عرضهای بالا دو نوع یخ در آب اقیانوسها دیده میشود. یکی منشا قارهای داشته و به کوه یخ (آمیبرگ) معروف است و دیگری صفحات یخی میباشد که از انجماد آب سطح اقیانوسها بوجود آمده است. به این یخهای دریا بانکیز Banquise گفته میشود.



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 | 18:57 | نویسنده : آتوسا |


2ـ ابرهای ماماتوس

این نوع ابر ها در سطح تحتانی مرکز دیگر ابر ها تشکیل می شوند . ابر هایی هستند که همیشه با شرایط جوی ناپایدار و اغلب توفانی همراه می شوند . شکل ظاهری این ابر ها حاصل کیسه هایی از هوای سرد اشباع شده است که به سرعت از سطح ابر های طوفانزا پایین افتاده و تصویری مانند برآمدگی های مواج در قسمت تحتانی ابر ایجاد می کند .




3ـ کشند قرمز

کشند قرمز یا « شکوفایی جلبکی » پدیده ی طبیعی است که در اثر یک نوع جلبک میکروسکوپی به وجود می آید . هنگامی که این موجودات زنده در تراکم بالا تولید شوند ، موجب پدیدار شدن توده های قرمز رنگی در سطح آب می شوند . این موجودات در برخی موارد سم کشنده ای را تولید می کند که موجب مرگ آبزیان و پرندگان می شود . این سم می تواند به انسان نیز آسیب برساند .

                     شگفت انگیزترین پدیده های طبیعت (+عکس)




4ـ میخ های یخی

میخ های یخی در کوه های یخی در اندازه های مختلف یافت می شوند . هنگامی که خورشید به سطح برف می تابد ، سوراخ های کوچکی را در آن ایجاد می کند . این سوراخ در اثر تابش بیشتر نور عمیق تر شده و میخ های یخی را به وجود می آورند .



شگفت انگیزترین پدیده های طبیعت (+عکس)



5ـ سنگ های متحرک

سنگ های متحرک یکی از جاذبه های پارک ملی Death valley در بیابان نوادا آمریکا هستند که مدت ها مایه شگفتی دانشمندان بوده اند . نظریه های بسیاری برای توضیح حرکت این سنگ ها وجود دارد . بسیاری از دانشمندان معتقدند که سطح لغزنده و گلی این بیابان و وزش باد موجب حرکت خود به خودی سنگ ها می گردد . اما از نظر محاسبات فیزیکی این نظریه قابل قبول نیست چرا که برای حرکت این سنگ باد هایی با سرعت صد ها کیلومتر در ساعت لازم است که در این بیابان چنین باد هایی نمی وزد .


6ـ سوپر سل (
supercell )

سوپر سل نوعی طوفان شدید است که معمولا قبل از وقوع گردباد پدیدار می شوند ، این نوع طوفان ها در سراسر جهان قابل وقوع هستند اما اغلب در منطقه ی Great plains آمریکا به وجود می آیند .



شگفت انگیزترین پدیده های طبیعت (+عکس)


7ـ گرداب آتش

گرداب یا گردباد آتش پدیده ی بسیار نادری است که در آن آتش - بسته به دمای هوا و جریان باد - از سطح زمین ارتفاع می گیرد و یک گرداب آتش را پدید می آورد . گرداب های آتش می توانند به ارتفاع 200 فوت نیز برسند اما تنها چند دقیقه به طول می انجامند .




شگفت انگیزترین پدیده های طبیعت (+عکس)


8ـ حلقه های یخی

حلقه های یخی نیز پدیده ی نادر هستند که به گفته ی دانشمندان تنها در کشور های سرد رخ می دهند . این پدیده زمانی اتفاق می افتد که مرکز یک دریاچه یخ می زند و جریان ملایم آب ، یخ را به شکل دایره در می آورد .


9ـ ابر های مواج

این ابر ها زمانی تشکیل می شوند که لایه ای از هوای مرطوب هنگام عبور از سطح زمین مرتب بالا و پایین می شود و در نتیجه باعث شکل گرفتن رشته ای از ابر های عدسی شکل باریک . روی پوسته ی این امواج جوی می شود .




شگفت انگیزترین پدیده های طبیعت (+عکس)



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 | 13:5 | نویسنده : آتوسا |
                                چگونگی وقوع آتشفشان

یكی از فواید مطالعه آتشفشان‌ها، پیش‌بینی فعالیت مجدد آتشفشان‌های خاموش یا نیمه‌فعال است. شاید این سوال كه چگونه فعالیت مجدد آتشفشان‌های خاموش یا نیمه فعال پیش‌بینی می‌شوند، ذهن خیلی‌ها را به خود مشغول كرده باشد. اطلاع از زمان وقوع فوران، شدت احتمالی فوران و مكان‌های مورد تهدید به بسیاری از سوالات مرتبط با چگونگی پیش‌بینی وضعیت آتشفشان‌ها پاسخ می‌دهد.

در این میان‌گاهی خود آتشفشان به تنهایی آسیب‌رسان نیست ولی پدیده‌های ثانویه حاصل از آن مانند بسته‌شدن مسیر رودخانه توسط گدازه، شكستن دیواره سد نزدیك محل انفجار یا ایجاد سیل حاصل از ذوب برف‌ها و یخچال‌ها توسط گرمای آتشفشان خطرناك و مخرب هستند. خوشبختانه پیش‌بینی وقایع آتشفشانی از پیش‌بینی زمین‌لرزه‌ها آسان‌تر و با اطمینان بیشتری همراه است. البته برای این‌كه بتوانیم درباره فعالیت یك آتشفشان اظهارنظر كنیم باید تمام عواملی را كه به پیش‌بینی فعالیت آتشفشان كمك می‌كند، جمع‌آوری و برای آن آتشفشان یك پرونده و شناسنامه تشكیل بدهیم. به این ترتیب می‌توانیم تمام تغییرات آتشفشان را بررسی و ثبت كنیم.

 

عوامل مورد بررسی در پیش‌بینی وقایع آتشفشانی

 

عوامل تكتونوماگمایی: برای پیش‌بینی وقایع آتشفشانی باید بدانیم آتشفشان در چه نوع محیط تكتونوماگمایی (زمین ساخت ورقه‌ای) واقع است یعنی منطقه‌ای كه كوه آتشفشان در آن قرار دارد یك منطقه سابداكشن (فرورانش)، ریفتی (ریفت یا كافت جایی است كه لیتوسفر براثر رژیم تكتونیكی كششی شكسته شده است) یا گسله‌ای است. وقتی محیط تكتونیكی را شناختیم باید بررسی كنیم كه آیا عامل مولد ماگما یعنی ماده‌ای طبیعی كه داغ و سیال(حجم غالب آن سیال است) به‌طور معمول سیلیكاتی است(به صورت خیلی نادر می‌تواند كربناتی هم باشد) و ماده اصلی سازنده سنگ‌ها به شمار می‌آید، هنوز فعال است یا خیر؟ و در صورتی كه وقوع آتشفشان ناشی از فرورانش است، آیا هنوز سابداكشن ادامه دارد یا خاتمه یافته است؟

 

پتروگرافی و تحول سنگ‌شناسی: توالی سنگ‌های یك آتشفشان باید به‌طور دقیق مطالعه شود تا از این راه وضعیت فوران‌های گذشته، فاصله بین فوران‌ها و روند تقریبی آنها مشخص شود و بتوان در مورد فوران‌های احتمالی آن اطلاعاتی به دست آورد.

 

كنترل لرزه‌ای: گاه در مناطقی كه آتشفشان وجود دارد، زمین‌لرزه‌هایی رخ می‌دهد كه شاید بتوان این زمین لرزه‌ها را به عنوان نشانه‌هایی قابل اطمینان برای تجدید حیات آتشفشان‌های آن منطقه دانست چرا كه آشیانه یك آتشفشان هنگام آرامش دارای ارتعاشات منظم و طبیعی است. ولی هنگامی كه آشیانه ماگمایی دچار تحول شود، ارتعاشات آن غیرعادی می‌شود بنابراین در میان انواع روش‌های مراقبت از آتشفشان‌ها، كنترل لرزه‌ای را باید پیش‌بینی مطلوبی قلمداد كرد. در بیشترحالات، پیش‌بینی به وسیله لرزه‌سنج‌های ثبت‌كننده به‌طور خودكار انجام می‌گیرد، به‌گونه‌ای كه این دستگاه‌ها پیام فوری و تفسیر سریع آن را برای ایستگاه‌های علمی مخابره می‌كنند. اما همیشه تفسیر دقیق یافته‌های لرزه‌نگارها و كلینومترها امكان‌پذیر نیست، بخصوص در زمینه انفجار آتشفشان‌های چینه‌ای كه با خطر همراه هستند و در حلقه آتش اطراف اقیانوس آرام تعداد بی‌شماری از آنها وجود دارد. در شهر واچی، 51 نوع از این لرزه‌سنج‌های ثبت‌كننده به كار گرفته شده است. ماگمایی كه در حال بالاآمدن است، باعث ایجاد ارتعاشی با سرعت متوسط km‌/‌s 5 در زیر آتشفشان می‌شود. این ارتعاشات بیانگر این موضوع هستند كه ماگما در حال نزدیك‌شدن به سطح زمین است. برخی از آتشفشان‌های شناخته‌شده دنیا دارای شبكه خوبی از لرزه‌نگارها هستند. به این وسیله به‌طور دقیق می‌توان كانون ارتعاشات را تشخیص داد. این كانون‌های لرزه‌ای به موازات ماگما عمل می‌كنند و به‌وسیله آنها می‌توان فوران‌هایی را كه در آینده ممكن است صورت گیرند، پیش‌بینی كرد.

گاهی خود آتشفشان به‌تنهایی آسیب‌رسان نیست ولی پدیده‌های ثانویه حاصل از آن مانند بسته‌شدن مسیر رودخانه توسط گدازه یا شكستن دیواره سد نزدیك محل انفجار خطرناك و مخرب است .

در این مورد همچنین عقیده بر این است كه جزر و مدهای غیرطبیعی زمین كه به‌وسیله اثر جاذبه ماه بر پوسته زمین صورت می‌گیرد، باعث فوران كوه آتشفشان اگوستین در آلاسكا شده است. البته به شرط این‌كه در اثر این پدیده، ماگما به اندازه كافی بالا آمده باشد. 14 تا 17 فوران كوه آتشفشان سنت‌هلن در بین سال‌های 1980 تا 1987 هم با همین پدیده مرتبط بوده‌اند.

 

اندازه‌گیری نقاط ارتفاعی و شیب‌سنج‌ها: هنگامی كه ماگما در حال بالاآمدن از آتشفشان باشد، امكان بادكردن یا متورم‌شدن كوه آتشفشان وجود دارد. بنابراین اگر ما قبلا ارتفاع دقیق نقاطی از كوه آتشفشان را داشته باشیم، می‌توانیم بالاآمدن ماگما را پیش‌بینی كنیم. فعالیت لرزه‌ها غالبا با تغییر شكل زمین‌های اطراف كوه آتشفشان همراه است كه این تغییرات توسط تئودولیت‌ها و شیب‌سنج‌ها بررسی و اندازه‌گیری می‌شود. شیب‌سنج‌‌ها ابزاری دقیق هستند كه قادر به اندازه‌گیری شیب در روی زمین با دقت یك میلی‌متر در هر كیلومتر هستند. به‌طور كلی 2 نوع شیب‌سنج وجود دارد؛ شیب‌سنج نوع الكترونیكی و نوع خشك كه هر دو نوع قادر به ثبت حركات زمین هستند و می‌توان آنها را در محل‌های مناسبی در اطراف آتشفشان نصب كرد. این ابزار هنگام بالاآمدن ماگما كه سبب بادكردن و تورم در كوه آتشفشان می‌شود، تغییرات را بررسی و تفسیر می‌كند. این تغییرات و مراحل حیرت‌انگیز همگام با تغییر دركوه آتشفشان برای فوران به آهستگی صورت می‌گیرند. به عنوان مثال آتشفشان‌های فونا و لیكارو ـ كه هر دو قبل از فوران حدود یك‌متر متورم شده بودند ـ بعد از فوران به حالت اولیه خود برگشتند. همچنین هجوم ماگما به دریاچه‌های بسته كه به‌طور آهسته صورت می‌گیرد نیز باعث تورم در كوه‌ها می‌شود. فرونشست‌های سریع در طول پهلوها و كناره‌های یك آتشفشان غالبا منجر به تخلیه بادكردگی و تورم آتشفشان‌ها می‌شود. به عنوان مثال می‌توان به از بین‌رفتن سریع تورم آتشفشان كرامل اشاره كرد. بارزترین مثال بادكردگی و تورم آتشفشان‌ها و نتایج مخرب حاصل از آن را می‌توان در شیب‌های برجسته كوه‌های سنت‌هلن كه 2 ماه قبل از فوران‌های آتشفشانی به‌وقوع پیوسته است، مشاهده كرد. البته این موضوع را باید دانست كه اگر فوران‌های آتشفشانی همراه با زمین‌لرزه و زمین‌لغزه باشند، باید نرخ تورم را نتیجه عملكرد هر دو عامل دانست.

 

مشاهده‌های پیوسته: مشاهده‌ پیوسته آتشفشان‌های خاص، اغلب نمایانگر این امر است كه نه به‌طور یقین، اما احتمالا فوران‌هایی در آینده رخ خواهد داد. برای اثبات چنین فرضیه‌ای، كمتر از 50 مورد از 89 آتشفشانی كه احتمال مخرب‌بودن آنها بیشتر بود، موضوع بحث و بررسی‌های مفصل و دقیق در سال 1983 قرار گرفت. البته تعیین مخرب‌بودن آتشفشان‌هایی كه جزو آتشفشان‌های مخرب طبقه‌بندی شده‌اند نیز كار سهل و آسانی نیست. 2 فوران فاجعه‌انگیز كه در سال 1991 به‌وقوع پیوست، از جمله این موارد محسوب می‌شوند. البته خوشبختانه زمانی كه آتشفشان پنتاتوبا فوران كرد، وسایل جلوگیری از ضرر و زیان حاصل از آن در منطقه نیز ایجاد شد. همچنین آتشفشان آنزه در كیوشو در سال 1966 از میان 3 آتشفشان فعال كشور ژاپن با داشتن اثرات مخرب و پتانسیل بالا برای بررسی‌ها و مشاهد‌ه‌های علمی انتخاب شد.

 

بررسی تغییرات كمی و كیفی گازهای آتشفشانی: افزایش خروج گاز یا تغییرات نسبت آنها از دهانه آتشفشان، از مدت‌ها قبل به عنوان یك نشانه از فوران‌های آتشفشانی شناخته شده بود. از آنجا كه افزایش خروج مواد فرار به علت نزدیك‌شدن ماگما به سطح زمین است، جمع‌آوری این قبیل اطلاعات اغلب مشكل است زیرا ابزارهای بررسی و جمع‌آوری مواد خروجی باید در نزدیك آتشفشان نصب شود. این موارد اغلب برای زمین‌شناسان خطرناك است. البته امروزه چنین مشكلاتی را با به‌كارگیری آنالیزهای مادون قرمز و گیرنده‌های الكتروشیمیایی خاصی می‌توان برطرف كرد، به‌طوری كه آنها را می‌توان در مكان‌ها و فاصله‌های مناسب و دور از خطر فوران نصب كرد. تركیب شیمیایی گازها بعد از یك فوران به این ترتیب تغییر می‌كند: در آغاز HCL، HF، NH4 ،CL ، H2O، CO و O2 خارج می‌شود (مرحله هالوئید)، بعد از آن O2، H2S، H2O، CO، H2، SO2 (مرحله سولفورها) و سرانجام بخار داغ. بنابراین افزایش مقدار CO2، SO2 و H2S یا افزایش درجه بخار آب و فشار گاز برای ما از جمله عوامل شاخص و فاكتورهای اساسی هستند. وقتی فعالیت افزایش می‌یابد، تركیب گازها تغییر می‌كند. مطالعه مداوم گازهای آتشفشانی سرانجام پیش‌بینی فوران‌ها را امكان‌پذیر ساخت. به هر حال این مساله قابل توجه است كه كنترل مداوم این قبیل موارد در كل جهان، به یك شبكه گسترده غنی محتاج است. دهانه آتشفشان نوادو كه بخارهای آب را به اسیدسولفوریك تبدیل می‌كرد، برای دانشمندان یك هشدار تكان‌دهنده قبل از فوران بود. همچنین از این قبیل بررسی‌ها می‌توان بخارهای سولفوری آتشفشان مونته را یاد كرد كه بخارهای سولفوری حاصله با نقره واكنش داده و رنگ آن را سیاه می‌كرد. در پایان نیز می‌توان از كوه‌های پیرامون شهر واشنگتن یاد كرد كه افزایش فومرول‌ها یا گازهای آتشفشانی و مواد فرار آن اندازه‌گیری و با این روش به عنوان یك آتشفشان فعال در آینده معرفی شد.

 

تجسس به وسیله ماهواره‌ها: گاهی اوقات تصاویر گرفته‌شده از راه دور توسط ماهواره‌ها می‌تواند آنومالی‌های حرارتی ناشی از بالاآمدن ماگما و گرم‌شدن سنگ‌های نزدیك به سطح زمین را در مناطق فعال نشان دهد. به عنوان مثال در سال 1989، تصاویر ماهواره‌ای آند مركزی ثابت كرد كه در آن ناحیه به جای16 آتشفشان فعالی كه در دیاگرام‌های آتشفشان‌های فعال سال 1963 به چاپ رسیده بود،60 آتشفشان فعال وجود دارد. همچنین امروزه محققان سیستم اعلام خطر تازه‌ای ابداع كرده‌اند كه قادر است چند روز قبل از آتشفشان، وقوع آن را اطلاع دهد. در سیستم جدیدی كه با استفاده از ماهواره‌های موقعیت‌یاب تكمیل شده است، موقعیت زمین‌های اطراف آتشفشان به‌طور مستمر تحت‌نظر قرار می‌گیرد و هر نوع حركت غیرعادی در این زمین‌ها ـ كه می‌تواند مقدمه بروز آتشفشان باشد ـ به دقت اندازه‌گیری می‌شود تا در صورت تشخیص حتمی‌بودن وقوع حادثه، به ساكنان مناطق اطراف هشدار داده ‌شود. اولین نمونه از این سیستم جدید مراقبت از تغییرات آتشفشان، در ایتالیا راه‌اندازی شده است.نحوه عمل سیستم اعلام خطر وقوع آتشفشان به این‌گونه است كه در زمین‌های 2 طرف خطوط گسست آتشفشان، صفحات براق بزرگی از جنس فولاد نصب می‌شود. ماهواره‌هایی كه كار تعیین موقعیت را انجام می‌دهند، هر روز یكبار در هنگام گردش بر فراز منطقه مورد نظر موقعیت این صفحات را اندازه‌گیری می‌كنند. هنگام بروز آتشفشان، جوشش گدازه‌هایی كه قرار است از قعر زمین بیرون بجهند سبب می‌شود تا زمین‌های اطراف كوه شروع به حركت كنند و این حركت می‌تواند به چندین سانتی‌متر در روز هم برسد. ماهواره‌ها با مشاهده تغییر موقعیت صفحات فلزی و تعیین الگوی مداوم این تغییرات، ایستگاه‌های زمینی را از خطر وقوع آتشفشان آگاه می‌كنند. به اعتقاد ابداع‌كنندگان سیستم جدید، روش جدید شناسایی آتشفشان از جهت‌های مختلف بر سیستم‌های كنونی كه با استفاده از ایستگاه‌های زمینی تغییرات را ثبت می‌كنند، برتری دارد.

مزیت نخست، دقت بیشتر سیستم جدید است كه می‌تواند حركت زمین را با دقت یك سانتی‌متر مشخص كند و این امری است كه از عهده بسیاری از ایستگاه‌های زمینی موجود ساخته نیست. مزیت دیگر سیستم جدید نسبت به نمونه‌های مشابه خود، آن است كه ماهواره‌ها قادر هستند با مشاهده دودی كه قبل از بروز آتشفشان یا پس از آن از كوه خارج می‌شود و فضای اطراف را می‌پوشاند و تعیین موقعیت دقیق مسیر حركت این دود، هواپیماهای مسافربری را كه احیانا در مسیر حركت این توده متراكم گاز قرار دارند به موقع از این خطر آگاه كنند. سومین مزیت سیستم جدید آن است كه می‌تواند با عكسبرداری از بقایای آتشفشان‌ها طی قرون گذشته كه آثار آن در زمین‌های اطراف آتشفشان باقی مانده است، ممكن‌ترین مسیر حركت گدازه‌های آتشفشانی را مشخص كند و به این ترتیب به افرادی كه قصد دارند در زمین‌های اطراف آتشفشان‌ها اقامت كنند، مناسب‌ترین مكان‌ها را پیشنهاد كند. باید توجه داشت كه تجسس و پیش‌بینی توسط ماهواره‌ها مقرون به صرفه نیست و گران است و در حال حاضر استفاده از آن در مراحل اولیه خود است، ولی به هر حال می‌تواند بهترین جنبه‌های پیش‌بینی برای فوران‌های آتشفشانی باشد و به طور فزاینده‌ای، كنترل جابه‌جایی قائم و افقی زمین را در اطراف آتشفشان‌ها در آینده نشان دهد.

 

رفتارهای غیرطبیعی حیوانات: حركات غیرطبیعی حیوانات در بعضی موارد دال بر نزدیكی فوران‌های آتشفشانی مخرب است. بعد از فوران فاجعه‌آمیز كوه پله در 8 می 1902، در حالی كه 30هزار نفر در سنت پیر كشته شدند، فقط جسد گربه‌ای پیدا شد. چرا كه پرندگان مهاجر به جای آن‌كه مثل همیشه روی دریاچه‌ای نزدیك سنت‌پیر بمانند، روانه جنوب آمریكا شدند. از طرف دیگر روی شیب كوه مارهای زیادی زندگی می‌كردند، اما در نیمه دوم آوریل محل سكونتشان را ترك كردند. بقیه خزندگان نیز از این عمل پیروی كردند. در واقع بالارفتن دمای زمین، خروج گازها، لرزش‌های خفیف زمین و سایر پدیده‌های هشداردهنده كه مورد توجه اندام‌های حسی انسان قرار نمی‌گیرد، موجب پریشانی حیوانات كه نسبت به این عوامل حساس هستند، می‌شود. شاید امروزه ایجاد یك سرویس برای پیش‌بینی فوران آتشفشان‌های خاموش، به مراتب آسان‌تر از پیش‌بینی وضع هوا باشد. پیش‌‌بینی‌های آتشفشان شناختی، برپایه ثبت تغییرات در رژیم آتشفشان از طریق مشاهده پارامترهای شیمیایی و فیزیكی مطمئن قرار دارد.





Chaiten volcano،شیلی


 

Mount Vesuvius،ایتالیا

 

Popo،مکزیک

  

Image: Aerial view of Nyirangongo

Nyirangongo،کنگو

 

Nevada،کلمبیا

 

Mount Fuji،ژاپن

 



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 | 9:10 | نویسنده : آتوسا |

آیا تا به حال چیزی درباره گیاهان گوشتخوار شنیده اید؟

در دنیا هزاران گونه مختلف گیاهی وجود دارند که میتوانند گاهی از برخی جانوران نیز خطرناکتر باشند.

در زیر به چند مورد از آنها توجه کنید:

در کوه ویکتوریا در فیلیپین نوعی گونه گیاهی(Giant Pitcher Plant) وجود دارد که در داخل آن ماده ای شهد مانند برای جلب توجه حشرات قرار دارد.این ماده به دلیل چسبندگی زیاد طعمه را به درون خود میکشد و به این ترتیب حشره تیره بخت(!) مورد استفاده این گیاه قرار میگیرد.



یکی ازپیرترین درختان روی زمین


** سرو ابرکوه


این درخت که در شهر ابرکوه قرار دارد یکی از پیرترین موجودات زنده دنیا است. این درخت با 4000 سال سن به عنوان پیرترین درخت ایران شناخته می شود.  محیط تنه این درخت در روی زمین یازده و نیم متر است و بلندای آن بین ۲۵ تا ۲۸ متر برآورد شده‌است.حمدالله مستوفی در کتاب نزهت القلوب که در سال ۷۴۰ قمری تالیف شده درباره ابرکوه می‌نویسد: در آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد...». دانشمند روس الکساندروف، عمر این سرو را بیش از ۴۰۰۰ سال می‌داند.








تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 | 9:7 | نویسنده : آتوسا |

. عطسه کردن از اعصابتان شروع می‌شود. این را نیل کائو متخصص آلرژی و آسم در مرکز آسم و آلرژی گرین ویل می‌گوید.

او اینطور توضیح می‌دهد که سیستم عصبی همه افراد به یک طریق یکسان سیم‌کشی شده است اما پیام‌هایی که در طول این عصب‌ها حرکت می‌کنند، راه‌های متفاوتی برای رفت‌و‌آمد به مغز انتخاب می‌کنند و همین مسئله باعث می‌شود عادت عطسه کردن در افراد مختلف متفاوت باشد.

او می‌گوید، «این انتقال عصب‌هاست که به مغزتان می‌گوید که چیزی در بینی شما هست که باید بیرون بیاید!»

۲. عطسه کردن از بدنتان محافظت می‌کند. دکتر کائو می‌گوید، «عطسه کردن بخش مهمی از فرایند ایمنی بدن است که کمک می‌کند سالم بمانید.»

عطسه با پاک کردن بینی از باکتری‌ها و ویروس‌ها از بدنتان محافظت می‌کند. وقتی چیزی وارد بینی شما می‌شود یا با محرکی روبه‌رو می‌شوید که مرکز عطسه که در پایین ساقه مغز قرار گرفته‌است در مغزتان را تحریک می‌کند، پیام‌هایی سریعاً برای بستن گلو، چشم‌ها و دهانتان فرستاده می‌شود. سپس، عضلات سینه‌تان شدیداً منقبض می‌شوند و بعد عضلات گلویتان به سرعت باز و آزاد می‌‌شوند. درنتیجه این، هوا — به همراه بزاق و ماده مخاطی — با شدت از دهان و بینیتان بیرون می‌آید. و همین می‌شود که عطسه می‌کنید.

۳. عطسه سریع اتفاق می‌افتد. عطسه‌ها با سرعت ۱۶۱ کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنند. یک عطسه می‌تواند ۱۰۰، ۰۰۰ میکروب را وارد هوا کند.

۴. برداشتن ابرو ممکن است موجب عطسه شود. برداشتن ابرو روی عصبی در صورتتان که مسیر بینی را تامین می‌کند اثر می‌گذارد. و در نتیجه عطسه می‌کنید.

۵. هیچوقت در خواب عطسه نمی‌کنید. وقتی می‌خوابید، اعصاب عطسه هم می‌خوابند و این یعنی وقتی خوابید معمولاً عطسه نمی‌کنید.

۶. ورزش ممکن است عطسه‌تان بیندازد. دکتر کائو اعتقاد دارد که ورزش موجب عطسه کردن می‌شود. او می‌گوید، وقتی بیش از حد به جسمتان فشار می‌آورید، تنفستان زیاد می‌شود و درنتیجه، بینی و دهانتان خشک می‌شود. به این ترتیب، بینی شما با شروع به ترشح که موجب عطسه می‌شود به این مسئله واکنش می‌دهد.

۷. طولانی‌ترین عطسه: ۹۷۸ روز که توسط دونا گرفیت از انگلستان به ثبت رسیده است.

۸. نور آفتاب موجب عطسه کردن می‌شود. نورآفتاب باعث می‌شود که یکی از هر سه نفر به عطسه بیفتند. البته حساسیت به نورآفتاب مسئله‌ای ارثی است — این هم یک چیز دیگر که می‌توانید گردن پدر ‌و ‌‌مادرتان بیندازید!

۹. رابطه جنسی هم می‌تواند محرک عطسه باشد. بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید اتفاق می‌افتد. محققان باور دارند که تحریک سیستم عصبی پاراسمپاتیک در برخی افراد پیام‌هایی ارسال می‌کند که نه فقط باعث می‌شود این افراد از رابطه جنسی خود لذت ببرند، بلکه بعد از اتمام آن عطسه کنند.

۱۰. پرعطسه‌ترین حیوان: ایگوانا. طبق تحقیقات ایگوانا بیشتر از سایر حیوانات عطسه می‌کند. عطسه کردن معمولاً برای بیرون کردن برخی نمک‌های خاص که از محصولات فرعی فرایندهای گوارشی آنهاست اتفاق می‌افتد.

۱۱. چطور عطسه را متوقف کنید؟ بااینکه هنوز ثابت نشده است اما نفس کشیدن از راه دهان و گرفتن بینی در آن زمان می‌تواند چاره‌ساز باشد.

خرافات مربوط به عطسه
گذشته از این واقعیت‌های عجیب درمورد عطسه، خرافات زیادی هم درمورد عطسه وجود دارد.

بعنوان مثال، درست نیست که وقتی عطسه می‌کنید قلبتان می‌ایستد. وقتی سینه‌تان به خاطر عطسه منقبض می‌شود، جریان خونتان هم موقتاً منقبض می‌شود. درنتیجه، ریتم قلبتان تغییر می‌کند اما توقف نمی‌کند.

و وقتی عطسه می‌کنید کره چشمتان بیرون نخواهد پرید. بعضی افراد موقع عطسه کردن به طور طبیعی چشم‌هایشان را می‌بندند اما اگر بتوانند آنرا باز نگه دارند، چشم‌هایشان بیرون نخواهد پرید! دکتر کائو می‌گوید، «بااینکه فشارخون پشت چشم موقع عطسه کردن کمی بالا می‌رود اما آنقدر زیاد نیست که چشم‌هایتان را از حدقه بیرون کند.»

خیلی‌ها هم عقیده دارند وقتی عطسه می‌کنید باید کاری که مشغول انجام آن هستید را متوقف نموده و صبر نمایید برخی نیز اعتقاد دارند دوستی به ملاقاتتان می‌آید و اگر گربه‌تان عطسه کند باران خواهد آمد.

درمورد گفتن واژه عافیت باشید بعد از عطسه به همدیگر، دکتر وود توضیح می‌دهد که واژه عطسه به یونانی «pneuma» به معنای روح می‌باشد.

او می‌گوید، دعای خیر عافیت باشد بعد از عطسه از عقاید قدیمی است. در گذشته عطسه را تجربه‌ای نزدیک به مرگ می‌پنداشتند و تصور می‌کردند که دعای خیر روح فرد را از بیرون شدن از بدنش نجات می‌دهد و از وارد شدن شیطان به بدنش جلوگیری می‌کند.



تاريخ : شنبه بیست و ششم مرداد 1392 | 11:19 | نویسنده : آتوسا |